تبليغاتX
پژوهش علم علفهاي هرز

پژوهش علم علفهاي هرز

اين وبلاگ مكا ني است جهت پژوهش و ارائه اطلاعات در مورد علم علفهاي هرز

•تيوكاربامات ها  يا گروه بازدارنده سنتز چربی ها  ( نه  بازدارندهACCase)

 

      ملكول اسيد كاربا ميك مي تواند با استخلاف يك اتم گوگرد به جاي يك اتم اكسيژن اسيد تيوكاربا ميك را توليد كند و استخلاف دو اتم گوگرد دي تيو- كارباميك اسيد را ايجاد خوا هد ساخت. مشتقات هر يك از دوتركيب ماده فوق علف كش هاي مهمي محسوب مي شوند گسترش علف كش هاي دي تيوكارباماتي نسبت به انواع تيو كاربامات ها شدت بيشتري دارد. تركيبات دي تيوكارباماتي كه به عنوان علف كش مصرف مي شوندCDECومتام مي باشند. CDECكه به وسيله شركت مونسانتو واستافر تكامل يافت منشا اوليه علف كش متام مي باشد.  CDEC تا سال ها جهت كنترل انواع علف هاي هرز در گياهان زراعي و سبزيجات بكار برده مي شد. اين تركيب به عنوان علف كش قبل از خروج از خاك بكار برده مي شد و در مناطق مرطوب كه در آنها بارندگي مي توانست باعث حركت علف كش درخاك گرددكارايي بيشتري داشت. EPTCنخستين علف كش تيوكاربامائي عرضه شده مي باشد. در ابتداي مصرف اين تركيب به عنوان علف كش قبل از خروج ازخاك طبيعت فرار آن موجب بروز تغييرات شديد در كنترل علف هاي هرز گرديد. تكنيك اختلاط علف كش با خاك باعث برطرف شدن اين مشكل شدواولين مورد استفاده عمومي از روش اختلاط سم با خاك را فراهم نمود. اين تكنيك بعد ها در سطح وسيع در مورد بسياري از علف كش ها به كار گرفته شد. علف كش هاي تيوكارباماتي معمولا به منظور كنترل گرامينه ها و بسياري از علف هاي هرز پهن برگ در طي مراحل جوانه زني بذر ويا مراحل اوليه رشد گياهچه اغلب گياهان زراعي در خاك بكار برده مي شوند. معمولا تمامي اين علف كش ها بغير از تيوبنكارب بلا فاصله بعد از مصرف به صورت مكانيكي با خاك مخلوط مي شوند. در شرايط كاربرد اين تركيبات در خاك هاي خشك يا در شرايط اقليمي بسيار خشك اختلاط علف كش با خاك از طريق انجام آبياري بعد از مصرف سم موفقيت آميز مي باشد. EPTCمعمولا بوسيله افزودن آن به آب آبياري و مصرف توسط آبپاش با آبياري غرقابي بكار برده مي شود. به منظور جلوگيري از آسيب ديدن گياهان زراعي معمولا تركيبات خاص به فرمولاسيون علف كش هاي تيوكارباماتي افزوده مي شود. اين تركيبات معمولا آنتي دوت هاي علف كش ها ناميده مي شوند. برخي از اين تركيبات جهت تيمار بذور گياهان زراعي نيز مفيد مي باشند.

     رشد وساختمان ملكولي

•تيوكاربامات ها در خاك به كار برده مي شوندو عمدتا از رشد ساقچه در حال خروج علف هاي هرز به ويژه گرامينه ها جلوگيري مي كنند. داوسون اثر  EPTCرابرروي نمو گياهچه ها ي سوروف مطالعه نمود. وي گزارش داد كه قسمت عمده افزايش طول گياهچه در حال خروج اين گياه در محل نخستين ميان گره صورت مي گيرد. EPTCباعث اعوجاج نخستين مياه گره بصورت زيگزاگي مي گردد. البته برگ هاي در حال نمو موجود در كلئوپتيل محل اصلي خسارت EPTCمي باشند. درمقادير كم علف كش خسارت تنها نخستين برگ را دربر مي گيرد اين برگ از داخل كلئوپتيل خارج شده ولي بصورت چرخيده باقي مانده وباز نمي شود. در مقادير زياد تعداد برگ هايي كه تحت تاثير صدمات علف كش قرار مي گيرند افزايش مي يابد. با افزايش صدمات وارده به اين برگ ها رشد عمومي برگ ها در خارج كلئو پتيل تقليل يافته و يا متوقف مي گردد. درمقادير باز هم بيشتر علف كش هيچ برگي از كلئوپتيل خارج نمي شود. به همين ترتيب پريموردياي برگ هاي در حال رشد درون كلئوپتيل قادر به خروج طبيعي از درون آن نبوده ولي كناره هاي جانبي كلئوپتيل را پاره مي كنند. مطالعات ميكروسكوپي انجام شده توسط داوسون درمورد اثر EPTC روي گياهچه هاي در حال رشد سوروف را در مزوفيل برگ هاي در حال رشد درون كلئوپتيل نشان مي دهد. كلروپلاست ها در نزديكي ديواره هاي سلولي بمراتب متراكم بوده ودر مقابل رنگ هاي مختلف ميل تركيبي بيشتري دارند. فضاهاي بين سلولي نيز كاهش يافته ورديف هاي خطي سلول ها در گياهان تيمار شده با EPTC حالت كج ومعوج پيدا مي كنند. در اطراف گره هاي كلئوپتيلي نوعي تورم به وجود مي آيدولي هيچ گونه تكثيري در سلول ها صورت نمي گيرد. به علاوه در ناحيه قاعده كلئوپتيل درست در بالاي محل اتصال آن به ساقه نوعي بر آمدگي هاي رو به خارج ايجاد مي شود.چون در اولين ميانگره يا كلئوپتيل هيچگونه حالت غير طبيعي سلولي وجود ندارد داوسون نتيجه گرفت كه خسارت در منطقه مزوفيلي برگ هاي درون كلئوپتيل متمركز مي باشد.داوسون همچنين گزارش كرد كه  EPTCاز رشد اوليه ريشه يا جوانه زني بذور سوروف جلوگيري نمي كند. علف هاي برگ پهن تيمار شده با  EPTCبرگ هاي فنجاني شكلي توليد مي كنند كه بافت هاي آنها در اطراف لبه برگ نكروزه مي شود. اين امر ناشي از انتقال آپوپلاستي اين علف كش ها مي باشد. جذب و انتقال تجمع سم درهيداتودها (روزنه هاي آبي)در نوك برگ ها ودر انتهاي آوندهاي موجود در حاشيه برگ موجب ايجاد نقاط نكروزه و تغيير شكل برگ مي گردد. در مقادير بالاتر سم گياه زراعي نيز ممكن است چنين علائم مسموميت رااز خود بروز دهد ولي معمولا اين شرايط را پشت سر مي گذارد..بدنبال تيمار كردن گيا هان توسط تيوكاربامات ها در مزرعه معمولا برگ هاي گياهچه در مقايسه با بوته هاي تيمار نشده تيره تر بنظر مي رسند

•ياماگوجي (1961) با ا شعه از S-EPTCدريافت كه EPTCدر گياهان بسيار پرتحرك مي باشد. مطالعات زمان بندي شده نشان داد كه در اغلب گونه ها جذب درتمام طول دوره آزمايش ادامه داشته است. بااستفاده ازتكنيك محلول هاي غذايي EPTC –Cرا برروي ريشه هاي يونجه به كار بردندودريافتند كه EPTCبه سهولت توسط ريشه جذب شده و Cدربرگ ها و ساير قسمت هاي هوايي حضور داشته و تجمع آن عمدتا در بافت هاي جوان مي باشد دراين مطالعه همچنين معلوم شد كهEPTC درگياهان تجزيه مي شود. چندين محقق محل جذب EPTCراازطريق اندام هاي زيرزميني گياهان مختلف مطالعه كرده اند. داوسون بااستفاده از EPTC – Cپي برد كه ريشه وكلئوپتيل هردو به سهولت EPTCراازخاك تيمار شده جذب كرده و مقدار قابل توجهي ازعلف كش به سمت بالا وپايين انتقال مي يابد. اين محقق اظهار داشت كه اختلاف سميت بين ريشه وساقه به دليل تفاوت درحساسيت اين دو ارگان بوده وناشي ازاختلاف درسرعت جذب انتقال و يا تجزيه متابوليكي علف كش نمي باشد. محققين نتيجه گرفتند كه اختلاف درمقاومت ممكن است با محل جذب درارتباط باشد. پرندويل وهمكاران (1968) اثرات  EPTCراكه روي مناطق مختلف ساقه در زير سطح خاك قرار داده شده بود درجو گندم يولاف وسورگوم تعيين نمودند. گندم جو ويولاف در شرايطي كه سم روي گره كلئوپتيلتيمارشده بود به شدت آسيب ديدند ولي تيمار برروي ساير قسمت هاي ساقه تاثيري برروي آنها نداشت. سورگوم بدون توجه به محل تيمارروي ساقه شديدا آسيب ديد. جذب EPTC –Cازخاك توسط سورگوم دوبرابر گندم بوده است. اين محققين نتيجه گرفتند كه عكس العمل هاي رشدي گونه هاي مختلف نسبت به مصرفEPTC بر روي ساقه آنها به مرحله اي ازرشد گياه كه تيمار در آن انجام مي گيرد بستگي دارد.پاركر(1966) نيك وهمكاران (1967) راشل و پرندويل(1967)وپرندويل وهمكاران(1967) بااستفاده از تكنيك هاي مختلف جهت مطالعه محل جذب EPTCدرگونه هاي مختلف بيان داشتندكه جذب از طريق ساقه به مراتب مهمتر از جذب ريشه اي مي باشد. البته محققين نتيجه گرفتند كه اختلاف هاي مشاهده شده در مورد اهميت جذب ريشه اي وساقه اي EPTCدر گزارش هاي فوق الذكر ممكن است مربوط به تفاوت در روش آزمايش باشد ودر اين ارتباط 12 متغير مهم را ذكر نمود. ريدر وهمكاران (1970) جذب EPTCرابوسيله بذور سويا مورد مطالعه قرار دادند. بين جذب وغلظت سم رابطه مستقيمي وجود داشت و باافزايش درجه حرارت از 10 بهC 30  جذب نيز افزايش يافت. درحرارت C30بعداز48ساعت %65 ازEPTCموجود در ml50 محلول توسط 5گرم بذرجذب گرديد. سرعت جذب دربذور زنده ومرده يكسان بود.اين محققين نتيجه گرفتند كه جذب عمدتا فرايندي فيزيكي است كه به آبگيري بذر نيازداردو جذب علف كش بعد از توقف جذب آب نيز ادامه مي يابدعلف كش هاي تيوكارباماتي بسهولت توسط ريشه ها كلئوپتيل و ساقه هاي در حال خروج از خاك جذب شده و بصورت آپوپلاستي انتقال مي يابند . از آنجا كه اين علف كش ها معمولا در خاك بكار مي روند تحقيقات بسيار محدودي در مورد مصرف برگي آنها انجام شده است . اين تركيبات از طريق برگها نيز بسهولت جذب مي شوند و به نظر مي رسد كه در اين حالت نوعي حركت سيمپلاستي صورت مي گيرد . البته چون اين علف كش بسرعت توسط گياهان و يا در اثر روش مصرف تجزيه مي شودمعمولا اين امر كه آيا علف كش مصرف شده يا متابوليت آن بصورت سيمپلاستي حركت مي كند قابل تشخيص نمي باشد و با اطمينان نمي توان بيان داشت كه علف كش هاي تيوكارباماتي در سيمپلاست انتقل مي يابد

 سرنوشت ملكولي

 •گزارشهاي اوليه در مورد سرانجام ملكولي علف كش هاي تيوكارباماتي در گياهان عمدتا از نوع مطالعات بقاياي علف كش و سير متابوليسم آنها به تركيبات طبيعي گياهي و CO بوده است اكثر تحقيقات اخير بر تبديل اين علف كش ها به سولفوكسيد و تشكيل نوعي كانجوگه گلوتاتيون تاكيد دارند . اين مطالعات معمولا با بررسي مكانيسم عمل پادزهرهاي تيوكارباماتها نيز همراه مي باشند . ناله واجا و همكاران ( 1964 ) پي بردند كه C-EPTCمصرف شده بر روي ريشه تجزيه شده و به CO  تبديل مي شود مواد حد واسط متابوليكي و يا CO2  بعدا در ساختمان برخي تركيبات طبيعي درون گياه شركت مي يابندسولفوكسيدهاي برخي ازعلف كش هاي تيوكارباماتي درمورد سه نوع علف هرز برگ پهن بمراتب سمي تر از علف كش اوليه آنها مي باشند. البته ذرت درمقابل علف كش نسبت به سولفوكسيد آن صدمه بيشتري مي بيند. اطلاعات مشابه درمورد اين نوع سميت نشان مي دهد باوجودي كه علف كش هاي تيوكارباماتي معمولادراغلب گونه هادر مقايسه با سولفوكسيدهاي خود سميت كمتري دارند ولي موارد استثنايي نيز وجود دارد

 

عكس العمل هاي بيوشيميايي

•    با وجودي كه اثر علف كش هاي تيوكارباماتي و دي تيوكارباماتي بر روي برخي از فرآيندهاي متابوليكي گياهان مورد تحقيق قرار گرفته ولي مفهوم دقيق مكانيزم عمل آنها آشكار نشده است. تاثير علف كش هاي تيوكارباماتي . بويژه EPTCبرروي متابوليسم چربيها بيش از ساير فرآيندها مطالعه شده است . اين تركيبات تغييرات مورفولوژيكي و آناتوميكي را در كورتيكول برگها ايجاد مي كنند كه بنظر مي رسد ناشي از تغييراتي در متابوليسم چربيها مي باشد. مان و پو(1968) گزارش دادند كهCDEC از وارد شدن مالونيك اسيد 14 C - به درون چربيهاي هيپوكوتيل قطع شده گياه sesbanea exaltata جلوگيري مي كند ولي EPTC برآن تاثيري نداردمطالعات نشان داد كه EPTC نيز از سنتز چربيها ممانعت بعمل مي آورد .

 تركيب اسيدهاي چرب و چربيها نيز بوسيله علف كش هاي تيوكارباماتي تغيير مي يابد . استيل و همكاران (1970) اثر EPTC ديالات و CDEC را بر روي بيوسنتز چربيهاي سطح كوتيكول در برگهاي نخود بررسي كردند . به جز متابوليسم چربيها فرآيند هاي متابوليكي ديگري نيز توسط علف كش هاي تيوكارباماتي تغيير مي يابند اشتون و همكاران (1977) با استفاده از سلولهاي ايزوله شده برگ لوبيا گزارش دادند كه EPTC در غلظت 4-10 مولار در طي يك دوره 2 ساعته تيمار از سنتز چربيها (52%) سنتز فتوسنتز (21%) سنتز پروتئين ( 13%) و تنفس (4%) RNA (28%) جلوگيري مي كند در غلظت 3-10 مولار علف كش از كليه موارد فوق در طي 15 دقيقه ممانعت گرديد وبعد از 2 ساعت ميزان كاهش درمورد سنتز چربي ها سنتزپروتئين ها وفتوسنتز بيش از 99% وسنتز  RNA94% وتنفس 76%بوده است. باوجودي كه سنتز چربي ها حساس ترين فرآيندنسبت به اين علف كش مي باشد ولي از چهار فرآيند ديگر به ميزان قابل ملاحظه اي ممانعت مي شود. EPTCدر غلظت هاي نسبتا زياد هر دوفرآيند جذب  فسفر ومصرف اكسيژن رابه ميزان قابل ملاحظه اي كاهش مي دهد دراين حالت استريفيكاسيون فسفر بمراتب حساس تر از مصرف اكسيژن مي باشد.

 •مورلند وهمكاران (1969) همچنين گزارش دادند كه فعاليت اسيد جيبرليك كه در شرايط عادي باعث سنتز آلفاآميلاز در نيمه بذرهاي جو ميگردد درغلظت 10×2مولار CDECبه ميزان 68% ودرغلظت 10×6مولار EPTCبه ميزان 39%كاهش مي يابد. برخي از علائم سميت علف كش ها ي تيوكارباماتي مشابه كمبود اسيد جيبرليك (GA) مي باشد ازجمله كشيده شدن پهنك برگ تردي وشكنندگي ساقه وتوقف رشد وپيچيدگي غلاف برگ (ويلكينسون واشلي 1978). مشاهده شده است كه GAناهنجاري هاي مورفوژنژ ناشي از EPTCرادرذرت به حالت عادي برمي گرداند  . (دونالد وهمكاران 1977دونالد 1978). پادزهر هاي علف كش ها مواد شيميايي هستند كه به صورت متصل به علف كش ها بكار مي روند تا مقاومت گياهان زراعي به آنها راافزايش مي دهند. تضعيف كننده علف كش ها ايمن كننده علف كش ها ومواد محافظت كننده گياهان زراعي واژه هايي هستند كه درمورد اين نوع مواد شيميايي بكار برده شده اند. معمولا هرنوع پادزهر درمورد تركيب علف كش وگونه اي كه بر آن موثر است بصورت تقريبا اختصاصي عمل مي كند. اغلب تحقيقات انجام شده درمورد پادزهر علف كش ها درمونوگرافي كه بوسيله پالوس وكاسيدا (1978) جمع آوري شده بررسي گشته است.

 •پادزهرهاي علف كش ها درموردعلف كش هاي تيوكارباماتي درشرايط مزرعه گلخانه وآزمايشگاه دقيقا موردبررسي قرار گرفته است. اين تحقيقات عمدتا بر روي ذرت بوده است.  تيمار كردن بذر با 1   8 –نفتاليك انيدريك وتيمار كردن بذر ياخاك با دي كلرواستاميد 25788-R(N.N-دي آليل -2.2-دي كلرواستاميد )خسارت علف كش هاي تيوكارباماتي برروي ذرت را بطورچشم گيري كاهش مي دهد. تحقيقات برروي مكانيزم عمل پادزهر هاي علف كش هاي تيوكارباماتي حداقل سه جنبه از نحوه عمل اثر آنها را مشخص ساخته است. لاي وكاسيدا (1978)اظهارداشتند كه پادزهرهايي از نوع دي كلرواستاميد ميزان گلوتاتيون و فعاليت آنزيم گلوتاتيون s – ترانسفراز را افزايش مي دهد كه اين امر خود موجب تسريع در تشكيل كانجوگه سولفوكسيد –گلوتاتيون كه غير سمي است مي گردد . كارنيگر و همكاران ( b 1978) دريافتند كه 25788 – R ذرت را از طريق تحريك فعاليت آنزيم گلوتاتيون سينتيتاز كه باعث افزايش توليد گلوتاتيون مي شود . از صدمات علف كش محافظت مي كند .

 •كانجوگه شدن گلوتاتيون با سولفوكسيد EPTC و در نتيجه غيرسمي شدن علف كش واكنش شيميايي سريعي است كه به آنزيم گلوتاتيون s – ترانسفراز نياز ندارد . ويلكينسون(b 1978) پيشنهاد كرد كه 1 .8 – نفتاليك اسيد انيدريد و 2578 – R ممانعت در سنتز اسيدهاي چرب و فعاليت آنزيم اولليل دساتوراز توسطEPTC را برطرف مي سازند استفنسون و همكاران (1979) براساس روابط بين ساختمان و فعاليت در پادزهر هاي آميدي علف كش هاي تيوكارباماتي در ذرت اظهار داشتند كه ممانعت رقابتي بين پادزهر هاي شاهد و علف كش هاي تيوكارباماتي يكي از مكانيزم هاي متحمل عمل اين مواد در ذرت مي باشد .اين جنبه از مكانيزم عمل پادزهر هاي علف كش هاي تيوكارباماتي الزاما بصورت متقابل اختصاصي نمي باشد .

 •نحوه ي عمل

•بطور كلي اين علف كش ها رشد ساقه گياهچه هاي در حال جوانه زني را باشدتي بيشتر از ريشه كاهش مي دهند . بدرستي مشخص نيست كه آيا اين امر بدليل برخي تفاوت هاي توارثي بين اين دو اندام بوده و يا ناشي از سهولت جذب آن توسط ساقه در مقايسه با ريشه مي باشد . عمده ترين علائم سميت ايجاد شده توسط اين تركيبات رشد و خروج غير طبيعي برگها از كلئوپتيل گراسها مي باشد در غلظت هاي بالاتر معمولا برگها از كلئوپتيل خارج نمي شوند . در غلظت هاي پايين تر برگها خارج شده ولي ممكن است به حالت پيچيده باقي مانده و يا اينكه از قسمت قاعده كلئوپتيل خارج مي شوند چنين برگي طويل شده و حلقه اي را ايجاد مي كند كه نوك آن به قسمت انتهايي كلئوپتيل متصل مي باشد. علائم سميت در برگ پهن هاچندان مشخص نيست .بطور كلي از رشد جلوگيري شده .برگها بصورت فنجاني در آمده و بافت هاي حاشيه آنها نكروزه مي شود .

•بنظر مي رسد كه در شرايط مصرف اين علف كش ها بر روي خاك سهولت جذب آنها در ساقه هاي در حال خروج گياهچه بيش از ريشه باشد . با وجودي كه مشخص شده است كه اين تركيبات عمدتا از طريق سيستم آپوپلاستي انتقال مي يابند ولي شواهدي وجود دارد كه بصورت سيمپلاستي نيز حركتمي كند. سرنوشت ملكولي اين علف كشها در گياهان مشتمل برهيدروليز آنها در محل اتصال استري است كه با تشكيل CO2 نوعي مركاپتان و يك آمين همراه مي باشد. دو تركيب آخر بعدا متابوله شده و به مواد متابوليكي طبيعي گياهي و CO2 تبديل مي شوند . سولفوكسيداسيون علف كشهاي تيوكارباماتي و توليد سولفوكسيدهاي مربوطه يكي از مراحل اوليه متابوليسم اين علف كشها محسوب مي شوند . بنظر مي رسد كه سولفوكسيدها بمراتب سمي تر از تركيب اوليه خود باشند . كانجوگه شدن سولفوكسيد ها با گلوتاتيون يا سيستئين نيز يكي از طرق غير فعال شدن اين علف كشها مي باشد .

•بنظر مي رسد كه علف كش هاي تيوودي كارباماتي به طرق مختلف از جمله اختلال فتوسنتز . تنفس . چربيها . سنتز پروتئين ها و متابوليسم اسيدهاي هسته اي متابوليسم طبيعي گياهان را تغيير مي دهند . در حال حاضر مشخص نمودن اهميت نسبي اين فرآيند هاي مختلف در مقابل عمل علف كشهاي تيوكارباماتي امكانپذير نمي باشد. با اين حال ظاهرا جلوگيري از سنتز چربيها در مقايسه با ساير فرآيندها حساستر بوده و برخي از علائم سميت با آن مرتبط مي باشد و به همين دليل با وسعت بيشتري مورد مطالعه قرار گرفته است . ساير علائم مسموميت توسط اين علف كش ها شبيه كمبود اسيد جيبريك (GA ) بوده و با مصرف GA برطرف مي شود .

 

 

 

                                                            

 

 

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 19:36 توسط غلام رضائي| |

 نام علمی:   Sorghum halepnse

تیره: poaceae

نام انگلیسی: johnson grass

نام های فارسی:

 قیاق، حلیط، سورگوم وحشی، ذرت گل خوشه ای، جواری، تاغار جواری، قمیش

 گیاه شناسی:

 گیاهی است چند ساله و تک لپه ای از خانواده گندمیان.

 ساقه هوایی آن ماشوره ای با گره های برجسته و مانند بسیاری از گندمیان میان خالی است.

 ارتفاع این گیاه به 50 تا 150سانتی متر و 3 متر هم می رسد. برگ قیاق باریک و بلند، متناوب، ساده و صاف و طول ان cm 25-20 و گاهی به cm 100 می رسد در حالی که عرض آن از 2 سانتی متر تجاوز نمی کند  غلاف برگ شیاردار است و دارای رگبرگ های درشت و موازی است. گل آذین آن خوشه ای باز و مخروطی شکل است، سنبلچه های ریشک دار آن آویزان متراکم و به رنگ سبز یا قرمز متمایل به ارغوانی و کرک درا است و بلندی گل آذین از 15 سانتی متر تا 50 سانتی متر متغیر است. قیاق سنبلچه های مضاعف دارد. یکی از آنها بی پایه و تخم مرغی شکل است و نیم سانتی متر طول دارد. گل هایش هرمافرودیت و گلوم هایش مقعر و بدون نوک و ریشک بوده که با موهای نرمی پوشیده شده است. گلوم تحتانی به ریشک مفصلی و تابیده ای که طول آن از 10 تا 15 سانتی متر تجاوز نمی کند منتهی می شود.  انتهای دو طرف گلوم تحتانی دندانه دار است. گل های این نوع سنبلچه سه پرچم و یک تخمدان با خامه دراز  و پر مانند دارد. سنبلچه دیگر باریک، پایه دار و با مفصلی به ساقه گل دهنده متصل می شود.  طول آن از 5 تا 7 سانتی متر تجاوز نمی کند و گلوم هایش مقعر و فاقد ریشک و گل های آن نر و گاهی خنثی است که فقط از یک گلومان تشکیل یافته است

  ریشه و ساختمان زیر زمینی:

 ریشه های دائمی آن سطحی و نمو آن بدین ترتیب است که در نزدیکی سطح خاک به جلو می خزد و سپس یک قسمت از آن به سطح خاک نزدیک شده و تولید ساقه می کند. در این موقع از زیر محل  نمو ساقه ریشه هایی  خارج می شود که به عمق زمین فرو می رود. این گیاه دارای ساقه زیر زمینی با ریزوم قوی و قطوری است. در یک کرت آزمایشی در اروپا به مساحت 10متر مربع و عمق 1 سانتی متر بیش از 6/2 کیلوگرم ریزوم قیاق به طول 91متر با 2000 جوانه زده قابل رویت وجود داشت.(هولم و همکاران 1977) یک بوته قیاق در شرایط مناسب  رویشی در عرض یک ماه 50تا 80 متر ریزوم جدید تولید می کند     ( مک ورتر 1973) گیاهانی که از رشد اندام های رویشی بوجود می آیند دارای مقدار فراوانی مواد ذخیره ای برای رشد               می باشند لذا گیاهانی درشت بوده و زودتر از گیاهان بذری می توانند رقابت با گیاهان زراعی را آغاز کنند

بیولوژی:

قیاق بذری

قیاق تولید شده بوسیله ریزوم

این گیاهان بیشتر علف هرز مزارع آبی به شمار می آید و علاوه بر مزارع در کنار جاده ها و آبروها می روید.

قیاق بومی نواحی مدیترانه وخاورمیانه و ایران است واز گیاهان هرز فاریاب ،باغها وبخصوص یونجه زارهای ایران است. به مزارع نیشکر خسارت می زند وبه دلیل تکثیر سریع گیاهی بسیار مزاحم است. رستنگاه قیاق در بلوچستان- مکران -اشتران کوه-آذربایجان-کرج-ارومیه-اصفهان-مازندران-مینودشت-خرم آباد ولاهیجان گزارش شده است. قیاق دارای سیستم فتوسنتزی C4است . در صورت قرار گرفتن در شرایط تنش خشکی و سرما تولید ترکیبات اسید سیانیدریکی کرده ودر صورت چرای دامها باعث مسمومیت شدید آنها می شود.

بذر:

دانه های گیاه نسبتا درشت –شفاف –نوک تیز وتخم مرغی شکل است. رنگ دانه عنابی تندو مایل به سیاه است که قطر آن نزدیک به 2تا3 میلی متر و طولش به 4تا5 میلی متر می رسد.

برای شکستن خواب بذر در آزمایشگاه می توان از نیترات پتاسیم در درجه حرارت 32 و 30-20 در روی بستر کاغذی وبا توجه به نیاز نوری استفاده کرد.

با توجه به وضعیت خفتگی و جوانه زنی بذور 5 گونه از علفهای هرز تیره گندمیان (قیاق- دو گونه علف پشمکی ،جو وحشی ، سوروف) نتیجه شد قیاق دارای کمترین قوای نامیه (93%) برده و همچنین درجه حرارت بهینه برای جوانه زنی بذر قیاق بین 35 الی 40 مشاهده گردید و همچنین نتیجه شد که عامل خفتگی بذر قیاق در رویان می باشد.

خسارتهای قیاق:

قیاق از جمله علفهای هرزی است که در مراحل اولیه جوانه زنی به شدت با گیاهان زراعی رقابت کرده و به مقدار زیادی عملکرد را کاهش می دهد . آزمایشات نشان داده حتی چنانچه در هر متر مربع از ردیف های کاشت یک بوته قیاق وجود داشته باشد ،قادر است عملکرد سورگوم دانه ای را به میزان 45 کیلو گرم در هکتار کاهش دهد. در مزارع نیشکر کاهش عملکرد ناشی از رقابت با قیاق بیش از 25 درصد گزارش شده است ودر سویا این مقدار 23 تا 43 درصد است.

                                  

علاوه بر قدرت رقابت بالا قیاق آلیلو پاتیک است. بدین ترتیب این گیاه از 2 راه سبب کاهش رشد وعملکرد گیاهان مجاور می شود. ترکیبات آلیلوپاتیک موجود در این گیاه بیشتر در ریشه ها و برگها متمرکز است و شامل دهورین Dhurin (یک گلیکوزید سیانوژنتیک) و نیترات است .

این ترکیبات بخصوص در مرحله رشد سریع در مقادیر سمی در این اندامها وجود دارد و همچنین در صورت قرار گرفتن قیاق در شرایط تنش خشکی وسرما تولید ترکیبات اسید سیانیدریکی کرده و بعضی مواقع در صورت چرای دامها ممکن است 50 درصد یک گله از بین برود. هیدروسیانیک اسید (HCN) آزاد شده توسط گلیکوزید، سریعاً بوسیله خون جذب می شود و به دنبال آن از انتقال الکترون جلوگیری به عمل می آید و تنفس مختل می شود0

علاوه بر موارد بالا قیاق میزبان مناسبی برای آفات و بیماریهای مختلف و بخصوص آفات و بیماریهای گیاهان زراعی برگ باریک است و بدین ترتیب می تواند عاملی برای آلودگی مزارع اطراف باشد.

عوامل و روش های انتشار:

بذر و ریزوم عوامل پراکنش و تکثیر این گیاه هستند. بنابراین جلوگیری از پراکنش بذر و ریزوم از مهمترین راههای ممانعت از آلودگی مناطق زراعی است. باد،آب،حیوانات،بذرهای آلوده و ماشین آلات کشاورزی از مهمترین راههای پراکنش این علف هرز محسوب می شوند. بنابراین قطع و سوزاندن علفهای هرز حاشیه ی مزارع ،کانال های آبیاری و زهکشی در شروع مرحله گلدهی و همچنین جلوگیری از چرای دام ها در مناطق آلوده به این علف هرز، کمک بسیار بزرگی به جلوگیری از آلودگی مناطق جدید خواهد کرد.

 

 روش های کنترل:

1-کنترل به روش زراعی:

- تناوب زراعی:

یک تناوب زراعی صحیح می تواند شامل کشت دوتا چهار سال یونجه ،دو سال پنبه و یک تا دو سال غلات ریز دانه باشد. به جای پنبه می توان از گیاهان زراعی ردیفی استفاده کرد.

-استفاده از ارقامی با قدرت رقابت بالا:

 از گیاهانی استفاده می شود که قدرت رقابت بالایی داشته  و گسترش ریزوم های قیاق را محدود سازد.

غرقاب کردن:

 چنانچه مزرعه در اوایل بهار و قبل از جوانه زنی ریزوم های قیاق و به ارتفاع 7 تا 12 سانتی متر و به مدت 3 تا شش هفته توسط آب پوشیده شود نتیجه ی بسیار مناسبی به دست خواهد آمد .

- سوزاندن بوته های قیاق توسط شعله افکن

- استفاده از مالچ سیاه رنگ

  2- کنترل بیولوژیک:

چرای دام ها در بیش از یک بار و در چندین فصل به مقدار زیادی رشد و گسترش قیاق را کنترل می کند. غازها از دیگر عوامل بیولوژیک هستند. این پرنده به طور انتخابی قیاق و دیگر علف های هرز  باریک برگ را مورد استفاده قرار می دهد.

3- کنترل مکانیکی:

انجام یک برنامه شخم و جمع آوری ریزوم ها.

کنترل مکانیکی قیاق به منظور جلوگیری از تشکیل ریزوم های جدید و طی اولین ماه پس از ظهور اندام های هوایی صورت می گیرد. آزمایشات نشان داده است وقتی گراس ها به ارتفاع حدود 36 سانتی متر می رسند عملیات شخم و یا قطع آنها بیشترین تأثیر را خواهد داشت. در این ارتباط بهترین نتیجه هنگامی به دست می آید که این عملیات هر چهار تا پنج هفته یک بار تکرار شود. شخم باعث انتقال ریزوم ها به سطح خاک شده و به بدین ترتیب سریعتر خشک خواهد شد. چنانچه ریزوم ها به قطعات 5 سانتی متری خرد شده باشند سریعتر خشک خواهند شد و چنانچه تا 20% وزن اولیه خود خشک شوند  به طور کامل توانایی رشد مجدد را  از دست می دهند .

 4- کنترل به روش شیمیایی:

علف کش های موجود توانایی زیادی برای کنترل قیاق ندارند اما می توان با استفاده از ترکیبات سیستمیک آن را متوقف ساخت. برای اینکه ریشه های زیرزمینی از فعالیت باز بماند.

-گلیفوسیت:

علف کش پیش کاشت . دو تا سه هفته قبل از کاشت روی شاخ و برگ قیاق پاشیده می شود. و به میزان 4/1- 8/1 کیلوگرم 

-کلرات سدیم:

 برای زمین های غیر زراعی – برای زمین های شنی 112 و برای خاک های رسی 672 کیلوگرم در هکتار و چون سمیت بالایی دارد باید با احتیاط مصرف شود.

-سدیم تری کلر استات( TCA ):

برای زمین های غیر زراعی به مقدار 8/44 تا 160کیلوگرم ماده موثر در هکتار

 -دالپون و آسولام:

 به صورت پیش رویشی و به طور انتخابی قیاق را کنترل خواهند کرد. زمانی به کار می روند که ارتفاع گیاه 2-25 سانتی متر باشند و هنوز به سنبله نرفته باشد.

MSMA:

در مزارع پنبه و به طور پس رویشی

-تری فلورالین:

 علف کشی انتخابی برای محصولاتی از قبیل نیشکر ، سویا، لوبیا، بادام زمینی و پنبه.

-ترکیب اپتام به اضافه دی کلرمید

- پاراکوات:

 از جمله علف کش های تماسی است که به منظور حذف اندام های هوایی در زمین های کشت نشده به میزان 56/0 تا 12/1 کیلوگرم در هکتار استفاده می شود. زمان مصرف، قبل از گلدهی و یا هنگامی که ارتفاع قیاق به 30-35 سانتی متر رسید.

 

منابع:

1- بیولوژی و کنترل علف های هرز – دکتر محمد حسن راشد محصل – انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد -1380

2- علف های هرز و روش های کنترل آنها – محمد علی رستگار – انتشارات نشر دانشگاهی.

3- گیاهان هرز ایران هادی کریمی  مرکز نشر دانشگاهی.

4- خلاصه مقالات چهاردهمین کنگره گیاه پزشکی ایران (جلد دوم) دانشگاه صنعتی اصفهان 1379.

5- بذر، شناخت، گواهی و کنترل آن. دکتر مهدی تاج بخش – انتشارات احرار تبریز-1375.

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 19:13 توسط غلام رضائي| |

 

- پیچک صحرایی  بانام علمي convolvulus   arvensis  یکی از ده گیاه هرزه مهم و مسئله ساز دنیا می باشد و از گیاهان هرز خسارت زای باغات، مزارع گندم و محصولات تابستانه به شمار می آید. به طور کلی گیاه هرز اجباری است و به صورت وحشی یافت نمی شود. این گیاه چند ساله خزنده و بومی اروپا و غرب آسیا است و گسترش آن در مناطق گرمسیری و معتدل می باشد. تراکم بالای آن عملکرد محصول را 50-60 درصد کاهش می دهد. علاوه بر آن با پیچیدن به دور غلات دانه ریز سبب ایجاد مشکل در امر برداشت آنها می شود. پیچک به سرما و یخبندان مقاوم است ولی دمای 8- تا 10- درجه سانتیگراد ساقه های هوایی آن را از بین خواهد برد. پیچک صحرایی گاهی با پیچک هفت بند اشتباه می شود. اگر چه پیچک هفت بند یکساله و کوچکتر است و گل های آن سبز مایل به سفید  می باشد ثابت شده که پیچک صحرایی روی ذرت و نیشکر اثر دگرآسیبی دارد

 ویژگی های گیاه شناسی

 گیاهی است از تیره پیچک که گیاهان این تیره بالارونده و بوته ای بوده و دارای شیرابه ای شیری رنگ می باشند. گلها منظم، دارای پنج کاسبرگ، پنج گلبرگ پیوسته، پنج پرچم و دو برچه با دو تا چهار خانه که در هر خانه یک یا دو تخمک دیده می شود. گلهای این خانواده معمولاً شیپوری و قیفی و رنگ آنها سفید تا صورتی می باشد. برگ در پیچک صحرایی کوچک بوده و هیچگاه کاسه گل را در بر نمی گیرد. گیاهچه آن دارای برگ های لپه ای سبز تیره با رگبرگ های قابل رویت و تقریبا این برگها  قلبی شکل تا گرد می باشند. این برگها 10 روز پس از جوانه زنی ظاهر می شوند. اولین برگ های حقیقی سه گوش، نوک تیز  و در قاعده دارای لوب های عمیق می باشند. گیاهچه  از طریق شیار موجود  در برگ های پایینی براحتی تشخیص داده می شود. قابل ذکر است که ساقه های  جوان حاصل از گیاهچه تثبیت شده، برگ های قاعده ای نخواهند داشت

گیاه کامل : گیاهی است دو لپه  چند ساله و خزنده و سطح آن صاف و بدون هیچ گونه کرکی می باشد. رشد رویشی آن از ابتدای بهار تا شروع سرمای  سبک پاییز می باشد. معمولاً در سال اول قادر به تولید گل نیست و فقط ریشه های اصلی  و جانبی خود را تقویت می کند.

تکثیر بوسیله بذر و ساقه های خزنده زیر زمینی می باشد

برگ

برگهای آن متناوب، کشیده و بلند عموماً سر نیزه ای شکل و نوک تیزند و دارای دمبرگی کوتاه می باشند. رگبرگ های  پنجه ای  آن از قاعده برگ آغاز شده و در انتهای برگ به صورت  متقابل روی بروی هم قرار می گیرند. برگ های پیچک در قاعده دارای لوب های پهن می باشند البته شکل برگ نیز به شرایط محیط رشد، از تخم مرغی  و مستطیلی تا باریک و تیز می تواند متفاوت باشد. سر نیزه ای بودن برگ ها در شرایط تنش خشکی بیشتر قابل مشاهده است.

ساقه-يكساله– ارتفاع ساقه به 30 سانتی متر تا یکمتر می رسد- ساقه ها خزنده یا پیچنده اند- در حالت عادی روی زمین می خرند و هنگامی که مجاورت پایه یا گیاه دیگری قرار گیرند به دورآن می پیچند – ساقه ها دارای خطوط برجسته ای روی سطح می باشند- ساقه در زمین های آیش حالت خزنده و در زراعت حالت پیچیده دارد.

گل : قیفی شکل  منفرد روی دمگل نازک به قطر 4 سانتیمتر- به رنگ سفید یا صورتی روشن با خطوط کمی تیره تر از گلبرگ ها می باشد.- گلهای پیچک منفرد و محوری است.- کاسه آزاد و از پنج کاسبرگ پیوسته تشکیل یافته که پس از رسیدن دانه در قاعده میوه باقی می ماند-جام گل منظم – از پنج گلبرگ تشکیل شده- به قاعده گل پنج پرچم متصل است- تخمدان آزاد و از دو خانه تشکیل شده و به دو خامه باریک و استوانه ای شکل منتهی می شود.- عمر گلها یک روز اما تولید آنها به طور مداوم از ابتدای تابستان تا انتهای فصل رشد انجام  می شود- دوره گل دهی اوایل تابستان تا اوایل پاییز است

میوه

میوه پیچک کپسول خشک شکوفا است که دو حجره دارد و از 2 شکاف باز می شود و دارای دو دانه است. دانه ها هرمی شکل کوچک و سیاه رنگ هستند.

بذر

به فرم تخم مرغی یا کروی نا منظم با مقطع گرد، سه گوش، سطح پشتی برآمده و سطح دیگر صاف و اغلب کمی فروررفته – بذر به طول 3 تا 4 میلیمتر – پهنا 2 تا 3میلیمتر و قطر 2تا 5/2 میلیمتر  به رنگ خاکستری تیره تا قهوه ای تیره – بذور 15-10 روز پس از گرده افشانی  بوجود می آیند. بذر پیچک  به مدت طولانی در خاک زنده باقی می ماند ولی پس از خورده شدن توسط پرندگان و عبور از دستگاه گوارش آنها قوه نامیه خود را از دست می دهد ولی اگر توسط پستانداران اهلی خورده شود تا حدودی قوه نامیه خود را حفظ می کند- جوانه زنی بذورپیچک در طول سال و در صورت فراهم بودن رطوبت و دیگر شرایط امکان پذیر خواهد بود. دمای مناسب برای جوانه زنی بذور پیچک 35-25 درجه سانتی گراد می باشد.

ریشه

ریشه پیچک دارای سیستم ریشه ای گسترده ای می باشدوداراي رشد عمودی به سمت اعماق خاک معمولاً تا عمق 40/2 متری نفوذ می کند ولی گاهی اوقات رشد تا اعماق 6-9 متری هم وجود دارد سیستم ریشه ای عمیق وسیع پیچک آن را رقیبی قوی برای محصولات زراعی در اقلیم های خشک تبدیل کرده است. ریشه ها تقرریباً زرد رنگ و ریزوم ها سفید می باشند. ریزوم های پیچک معمولاً از ریشه های جانبی منشا می گیرند و رشد شاخه ها از جوانه های روی ریشه های خزنده ناشی می شود. ریشه اصلی پیچک راست می باشد و ریشه های فرعی فراوانی تولید می کند. ریشه های پیچک علاوه بر نفوذ عمقی زیاد گسترش جانبی زیادی هم دارند. و یک گیاه پیچک به کمک همین سیستم ریشه ای قادر است در طی فصل زراعی ناحیه ای به شعاع 6 متر را اشغال کند. البته این گسترش به نوع خاک و میزان رطوبت بستگی دارد. یک گیاه پیچک تنها 6 ماه پس از جوانه زنی 197 ریشه عمودی هر کدام به طول تقریبی 125 سانتیمتر و 34 ریزوم به طول میانگین 120 سانتیمتر تولید می کند. این ریزوم ها می توانند 141 گیاهچه جدید ایجاد کنند. مواد ذخیره ریشه به اندازه ای است که گیاه حتی در صورت قطع شدن یا از دست دادن مکرر اندام های هوایی قادر به بازسازی مجدد خود می باشد و هر چه عمق ریشه بیشتر باشد مواد اندوخته ای بیشتری خواهد داشت. نکته دیگر اینکه قطعاتی به کوچكي 5/2 سانتی متر از ریشه آن قادر به ایجاد یک گیاه کامل می باشد.

سرعت رشد نسبی

پتانسیل حداکثر سرعت رشد نسبی (Rmax) برای پیچک 44/2 و میانگین سرعت رشد آن 36/1 گرم بر گرم در هفته می باشد. این نشان می دهد که سرعت رشد نسبی زیاد یکی از خصوصیات مهم علف های هرز خطرناکی مانند پیچک می باشد. چون مقدار ماده خشک تولید شده توسط هر گونه گیاهی باید متناسب با منابع مورد استفاده در طی فصل رشد باشد. سرعت رشد نسبی اغلب به عنوان یک شاخص بالقوه در توانایی رقابتی بین گیاهان زراعی و گیاهان هرز استفاده می شود. علاوه برا ین همبستگی شدیدی میان شاخص سطحی برگ و سرعت رشد نسبی بالقوه وجود دارد. به این صورت که هر چه گیاه شاخص سطح برگ بیشتری داشته باشد سریعتر رشد نموده و بیوماس بیشتری تولید می کند

اثر دارویی

- درمان یبوست : دم کرده ریشه گیاه به واسطه داشتن مواد رزینی به عنوان یک مسهل عمل کرده و یبوست را بر طرف می نماید.

اثر صفرابر: دم کرده ریشه گیاه، برگ یا دانه های گیاه  پیچک صحرایی اثر صفرابر دارد.

التیام زخم ها: برگ های تازه این گیاه اگر بروی  زخم ها قرار داده شود التیام دهنده زخم ها است.

کنترل

از آنجاییکه که پیچک علاوه بر بذر دارای ریشه ها و ریزوم های حاوی جوانه های متعدد با مواد اندوخته ای  فراوانی است که قدرت تکثیر آن را افزایش می دهد. مشکل آن براحتی قابل حل نمی باشد. خسارت  آن در شرایط خشکی و نیز در اراضی دیم بیشتر از شرایط فاریاب است دلیل این موضوع این است که  پیچک هم ریشه ای قوی و گسترده ای دارد و هم اینکه در شرایط رطوبت نسبی كم    حساسیت کمتری  به علفکش ها دارد. مهمترین راه مهار و کاستن از مشکلات  این گیاه  هرز روش پیشگیری می باشد.

محل مناسب رشد

خاک های سبک و آهک دار می پسندد- در مزراع غلات و صیفی جات دیده می شود.

تقریبا در تمام خاک ها رشد می کند مخصوصا در خاک های گرم و خشک و خاک هایی که لایه های زیرین رطوبت پذیر باشد.

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 22:46 توسط غلام رضائي| |

 

عنوان پایان نامه :بررسي تاثير علف كش آلاكلر بر كنترل علف هاي هرز ،عملكرد و اجزاي عملكردكلزارقم هايولا308 درشرايط آب وهوايي شوشتر

چكيده

كلزا يكي از مهمترين گياهان روغني جهان است ونقش عمده اي درتامين روغن هاي خوراكي انسان دارد. از مهمترين عوامل محدود كننده ي افزايش سطح زير كشت وتوليد كلزا، علف هاي هرز هستند. بدين منظور جهت كنترل اين عوامل محدود كننده، تحقيقي  با 8تيمار در4 تكرار در قالب طرح آزمايشي بلوكهاي كامل تصادفي طي سال زراعي88-1387در اراضي منطقه عقيلي در شمال شوشتر اجرا گرديد. تيمارهاي آزمايش عبارت بودند از1و2 -كاربرد علف كش لاسو4و 5 ليتر بصورت پيش رويشي. 3و4 -كاربرد علف كش لاسو4 و5 ليتر بصورت پيش كاشت.تیمار5 -كاربرد علف كش ترفلان بصورت پيش كاشت وبه عنوان استاندارد منطقه. 6- كاربرد اختلاط علف كش هاي لاسو وترفلان به صورت(4+1)ليتر بصورت پيش كاشت. 7و8-شاهد باوبدون علف هرز. نتايج آزمايش نشان داد كه تیمارهای علف كش لاسو 5 و4 لیتربصورت پيش رويشي توانستند باكنترل 95/91و76/90 درصدی، علف هاي هرز پهن برگ وعلف كش ترفلان  2 ليتر پیش كاشت در كنترل باريك برگ ها با 65/95درصد كنترل تيمارهاي برتر باشند. تیمار علف كش لاسو پيش كاشت در 5 و4 ليتر وهمچنين تیماراختلاط ترفلان لاسو پيش كاشت بر گياه كلزا شوك وارد كرده وباعث كوتاهي وعدم نمو ورشد كلزا گرديدند كه تا زمان بعداز گلدهي كلزا ادامه يافت. در ابتداي زمان گلدهي نمونه گيري از ارتفاع ساقه صورت گرفت وتيمارهاي اختلاط لاسووترفلان ولاسو 5 ليتر و  4 ليترپيش كاشت به ترتيب با36/44 و75/43 و25/36 درصد گياه سوزي با نمره ي ارزيابي 7 و7 و6 به معناي خسارت بسيار سنگين وخسارت سنگين بر كلزا را دريافت كردند. در اين آزمايش تيمار لاسو 5  ليتر پيش رویش، بیشترین عملکرد در واحد سطح را دارا بود. (3449كيلوگرم درهکتار)تعداد دانه در خورجين،تعداد خورجين در بوته وتعداد شاخه ي گل دهنده در متر مربع آن نيز به ترتيب 51/24و8/247 و620 بوده كه پس از تيمار شاهد بدون علف هرز بهترين تیمار قرار می گرفت. تيمار لاسو4ليتر پيش رويشي با عملكرد 3397كيلوگرم وتعداد دانه در خورجين،تعداد خورجين در بوته وتعداد شاخه گل دهنده در متر مربع آن نيز به ترتيب94/23 ، 8/234 و5/591 بوده كه باکاهش مصرف يك ليتروبا پذیرفتن كاهش عملكرد5/1درصد وبه جهت مزيت هاي زيست محيطي تيمار لاسو 4 ليتر پيش رويشي پيشنهاد مي گردد.

واژه هاي كليدي : كلزا، علف كش ،لاسو ،ترفلان

 

 

نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 22:28 توسط غلام رضائي| |

: اثرات زيست‌ محيطي علفكشها


در طي پنجاه سال گذشته، آفتكشها جزء ضروري دنياي كشاورزي بوده اند. گرچه تقاضا براي توليد و توزيع آفتكش كه باعث افزايش بهبود كيفيت و كارايي كشاورزي مي شود محرز است، ولي احتمال بكارگيري نابجا و غير معقول، بسيار زياد مي باشد. يكي از مهمترين نكات سازمان بهداشت جهاني، مسئله آفتكشها مي باشد. افزايش جمعيت و بدنبال آن افزايش مصرف مواد غذايي، بويژه محصولات کشاورزي، كشاورزان را بر آن داشته است كه ميزان محصولات خود را افزايش دهند. افزايش كشت محصولات متعاقباٌ افزايش سموم آفتكش را به همراه داشته است. به دليل بي توجهي كشاورزان در مصرف سموم، ريزشهاي جوي و چندين عامل ديگر سموم كشاورزي وارد آب رودخانه ها و درياها مي شوند. تا ديروز زندگي بشر مملو از ترس از بلايايي جهان گستر چون وبا، حصبه ، تيفوس و طاعون بود ، اكنون خوشبختانه اين بيماريهاي مهلك كه روزي همه جاگير بودند با پيشرفت دانش پزشكي و رعايت اصول بهداشتي ديگر موجب نگراني نيستند. امروز ما نگران صدمات متفاوتي هستيم كه در محيط زيست ما در كمين نشسته‌اند صدماتي كه محصول پيدايش و تكوين شيوه زندگي جديد خود بشر هستند، نمونه‌اش پيدايش همين آفت كش‌هاي قوي استامروزه مشكلات اقتصادي و زيست محيطي ناشي از مصرف بي رويه علفكش‌ها بر كسي پوشيده نيست. هزينه‌هاي سرسام‌آور كشف و توليد، مسموميت سنجي و ثبت علفكشها از يك طرف، بروز بيماري‌هاي مختلف پوستي، گوارشي و تنفسي از طرف ديگر و نيز بروز مقاومت علفهاي هرز به علفكشها و آلودگي منابع آبي و خالي و صدمه به حيات وحش، مشكلات را دوچندان نشان مي‌دهند

اولين علفكش ثبت شده در ايران مربوط به سال 1347 مي‌باشد و تاكنون 70 علفكش از گروه‌هاي مختلف در كشور به ثبت رسيده است. سالانه بيش از 25 ميليون كيلوگرم سموم كشاورزي در كشور مصرف مي‌گردد كه 5/40 درصد علفكش، 7/38 درصد حشره كش، 2/15 درصد قارچكش و 6/5 درصد ساير سموم مي‌باشند

.خطرات آفتكش‌ها از نظر اهميت اقتصادي:

1- كاهش دشمنان طبيعي و مقاومت به آفتكش‌ها

2- سميت آفتكش‌ها براي انسان

3- هزينه‌هاي دولتي براي كنترل آلودگي‌هاي آفتكش‌ها

4- سميت براي زنبورهاي عسل و كاهش گرده افشاني گياهان

5- خسارت به درختان و ساير گياهان زراعي به خاطر بادبردگي علفكش‌ها

6- سميت آفتكش‌ها براي حيوانات و آلودگي توليدات آن‌ها

7- خسارت به آبزيان و حيات وحش

اثرات زيست‌محيطي آفتكش‌ها:

اين اثرات به چند بخش تقسيم مي‌شوند:

1- اثر روي بدن انسان

2- اثر روي ديگر موجودات زنده

3- اثر روي منابع طبيعي ( كه اين اثر هم به انسان و هم به ديگر موجودات زنده برمي‌گردد)

اثر روي بدن انسان:

تجمع مواد سمي در غذا ، آب ، زمين و هوا يكي از بحث‌هاي روز و خطرناك سموم براي سلامتي محيط زيست و بشر است. براساس گزارشات آماري از سراسر جهان تعداد مسموميت با عوامل آفت كش بيشتر از پانصد هزار مورد در سال و همراه با بيش از بيست هزار مورد مرگ مي‌رسد. با توجه به اينكه اثرات خطرناك زيستي سموم در درازمدت بطور تجمعي در بدن انباشته مي‌شود و صدمات وارده بر فرد ممكن است متناسب با جمع مقدار سم دريافت شده در طول عمر باشد به همين دليل است كه خطر ناديده گرفته مي‌شود. ميزان وقوع مسموميت ناشي از درمعرض قرارگرفتن با سموم شيميائي در كشورهاي درحال توسعه 13 برابر از مورد كشورهاي كاملاً صنعتي مي باشد كه خود 85 درصد از توليد جهاني آفت‌كش ها را مصرف مي كنند. دليل آن مشخص و مبرهن است آموزش و آگاهي دادن به جمعيت وافراد مشغول در حوزه فعاليت هاي كشاورزي و سموم شيميائي. مشخص گرديده است كه علفكش توفوردی براي دستگاههاي توليد مثلي بدن مسموميت زا است بطوريكه آزمايشات نشان داده است كه بين اين سم و كاهش تعداد اسپرم ، افزايش اسپرمهاي بدشكل ارتباط مستقيم وجود دارد. هم چنین ثابت گردیده است که زناني كه درمحيطي با آبهاي آلوده به سموم زندگي مي كنند درمقايسه با ساير افراد تاخير قابل ملاحظه اي در رشد درون رحم دارند

 بيماري ها:

دكتر فرانسيس ري از دانشگاه فلوريدا اظهار ميدارد كه ما با افزودن مواد شيميائي به غذاهاي خودمان امكان بروز سرطان را افزايش مي دهيم.

دكتر هاريوگريوز نظر براين دارد كه بين سموم شيميائي و سرطان خون ، سرطان هاي دستگاه گوارشي يا ديگر اختلالات خوني رابطه‌اي مستقيم وجود دارد.

 تحقيقات نشان داده است كه سموم پاراكوات، گروه سموم ارگانو فسفره، مانب و مانكوزب منجر به بيماري پاركينسون میشود. همچنين آشكار شده است افرادي كه در حوالي مناطقي زندگي مي كنند كه در معرض آفتكشها قرار دارند احتمال بروز بیماری پارکینسون بیشتر است.

است افرادي كه در معرض علفكشها هستند 4 برابر و افرادي كه در معرض حشره كشها هستند 3 الي 4 برابر احتمال بروز بيماري پاركينسون بيشتر است.

 سرطان پستان سالانه افزايشي به ميزان 1 الي 2 درصد نشان مي دهد و آلوده كننده هاي محيطي از جمله آفتكشها درافزايش بروز اين نوع سرطان نقش عمده اي دارند.

دريك تحقيق خاص ارتباط بين بروز سرطان پستان و و علفكش آترازين مشخص شده است.

سرطان تيروييد نيز از جمله سرطانهايي است كه احتمال بروز آن در افرادي كه در معرض علفكشهاي فنوكسي قرار دارند بيشتر است.

 در اين خصوص افزايش آگاهي متخصصين و به طور كلي عموم مردم از خطرات ناشي از تماس كوتاه مدت و دراز مدت، شامل سرطانزايي، بيماريهاي سيستم عصبي، تنفسي و زادآوري و ... توجه عموم و دولتمردان را به خود جلب نموده است. امروزه آلودگي محيط زيست به صورت يك مسئله جهاني درآمده است. براي مثال آب يكي از اجزاء تشكيل دهنده مهم در چرخه زندگي محسوب مي شود. اهميت كيفيت، نگهداري و توسعه آن به طور پيوسته در حال افزايش مي باشد و سموم دفع آفات نباتي یکی از اصلی ترین آلاینده های آب به حساب می آید.

آلودگي محيطهاي طبيعي:

باقي مانده علفكش در خاك و بروز اثرات سوء آن بر محصولات بعدي از مشكلات مصرف علفكشها و تأثيرات زيست محيطي آنهاست. اين مسئله در كشور ما بيشتر ديده مي‌شود زيرا شرايط خاكهاي ايران به گونه‌اي است كه علفكش‌ها در آن دوام زيادي خواهند داشت از جمله خشكي، كمي مواد آلي، سردي زمستان و فقدان ميكروارگانيزمها. مثلاً علفكشهايي مثل متريبوزين، مزوسولفورون و يدوسولفورون تا 9 ماه قدرت ماندگاري در خاك دارند.

انتقال علفكشها به محيطهاي غير هدف:

علفكشها با جابجايي در هوا و آب، نواحي غير هدف را آلوده مي‌كنند. حدوداً فرار علفكشها از سمپاشها 5 تا 10 درصد ماده مصرفي است كه ممكن است تا ناحيه 400 متري سطح مصرف نيز پاشيده شوند.

فرار علفكشها علاوه بر مشكلاتي كه براي جانوران به دنبال دارد با تأثير بر روي گونه‌هاي زراعي غير هدف، باعث اختلال در پوشش سطح زمين و توليد مي‌شود.

 براي مثال وقتي كلزا، سويا و آفتابگردان در معرض سم كلروسولفورون 1 تا 8 درصد مقادير توصيه شده براي غلات قرار گيرند، توليد گل و بذر در آنها كاهش مي‌يابد. (نظريه آقاي فيلچر و همكارانش در سال 1996)

در تحقيقاتي مشخص شده كه مقادير زيادي از سموم كشاورزي در آب رودخانه‌هاي كارون، دز و بابلرود كه در مجاورت زمين‌هاي كشاورزي زيادي قرار دارند، موجود است كه از حد نرمال خيلي بالاتر است.

 برهم خوردن تنوع بيولوژيكي Biodiversity:

مصرف علفكشها مي‌تواند با اثراتي كه بر فلور منطقه باقي مي‌گذارد موجب دخالت در تنوع بيولوژيكي شود. علفكشها بر تنوع و تراكم ميكروارگانيزمهاي خاك نيز مؤثرند. بعضي مثل بوتاكلر براي آبزيان زيان‌آور است. تعدادي از آنها به اندازه حشره‌كشها سمي هستند مثل پاراكوات و آيوكسينيل. اينگونه علفكشها مي‌توانند زنجيره غذايي را در يك اكوسيستم برهم زده و موجب كم شدن برخي گونه‌ها و طغيان گونه‌هاي ديگر شوند.

تغيير فلور علف‌هاي هرز:

كاربرد سموم مختلف و مواد شيميايي توسط انسان موجب تغيير در تنوع بيولوژيكي و بيوتيپها، گونه‌ها و جنس‌هاي موجودات زنده در طبيعت شده مجموع اين تغييرات موجب كاهش يك گونه و غالب شدن گونه‌هاي مقاوم مي‌شود.

خروج ارز و ايجاد بيكاري:

بسياري از علفكشها را بايد از شركت اصلي سازنده خريد و اينگونه شركتها عمدتاً خارجي بوده و بايد مقادير هنگفتي ارز از كشور خارج شده تا اينگونه سموم خريداري شوند. همچنين استفاده از سموم باعث كم شدن نيروي كارگري در مزرعه شده و اين عامل هرچند هزينه كمتري بر كشاورز دارد اما بيكاري را افزايش داده كه از نظر اجتماعي و فرهنگي به ضرر كشور تمام خواهد شد.

مقاومت علفهاي هرز:

موضوع ديگري كه در مصرف مداوم علفكشها به چشم مي‌خورد بحث مقاومت علفهاي هرز به آنهاست.

اين امر باعث مصرف بيشتر سموم مي‌گردد تا جاييكه ديگر سم توان از بين بردن علف هرز را ندارد و بايد علفكش جديدي ساخته شود كه اين امر هزينه‌هاي زيادي در بر خواهد داشت.

روند افزايش تعداد بيوتيپهاي مقاوم:

توسعه مقاومت به علفكش ها:

علفهاي هرز مقاوم به گروه هاي مختلف علفكشي (2006):

موضوع 2.4.5-T

در اواسط دهه 1960 اولين بحث اجتماعي مهم روي مصرف و سلامتي عمومي روي اين علفكش صورت گرفت. اين علفكش براي كنترل درختان و بوته‌هاي جنگلي بكار مي رفت كه در سال 1985 آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا مصرف آن را ممنوع كرد.

تاريخچه بحث:

در سال 1964 موسسه ملي تحقيقات سرطان احتمال داد كه اين علفكش باعث ناقص الخلقگي شود.

50 درصد ماده موثره عامل نارنجي رنگي را كه ارتش آمريكا در جنگ ويتنام جهت برگ ريزي درختان استفاده مي‌كرد، اين علفكش تشكيل مي‌داد.

تا سال 1970 مدارك كافي جهت سمي بودن آن جمع آوري شده بود.

 در دهه 1970 مطالعه روي 2.4.5-T و نيز TCDD (2، 3، 7 و 8 تترا كلرو دي بنزو پي دي اكسين) ادامه داشت و مصرف داخلي اين سم كم شده و ثبت آن به حالت تعليق درآورده شد.

در سال 1979 پس از كاربرد اين علفكش در جنگلهاي حاشيه آلسابازين سقط جنين مشاهده شد.

سرانجام در سال 1985 مصرف اين علفكش ممنوع شد.

آترازين و كيفيت آب:

در سال 1993 آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا درباره سود و زيان علفكشهاي تريازين بويژه آترازين مطالعاتي انجام داد.

مشاهده شد كه اين علفكشها در آبهاي زيرزميني وجود دارند.

حذف اين علفكش از نظر اقتصادي باعث مشكل براي كشاورزان مي‌شد و طي كنفرانس سال 1995 عليرغم اذعان به حطرناك بودن آن، ممنوع نگرديد.

نتيجه:

امروزه هيچ كس به كارآيي آفت‌كش‌ها در حفاظت از محصولات زراعي شكي ندارد ،موضوع قابل بحث اين است كه اهميتي كه به افزايش عملكرد وسود توليد داده مي شود اگر به همان اندازه به سلامت خود وشهروندان ومحيط زيست اعمال گردد جلوي بسياري از خطرات اجباري ،ارادي و غيرارادي گرفته مي‌شود.

پيشنهادات :

1- اعمال تمهيدات لازم به منظور تغيير خط مشي‌ها و مكانيزم‌هايي كه استفاده مناسب و سالم و منطقي از سموم را تضمين مي‌كند مثل آگاهي دادن به مردم از طريق رسانه‌هاي ارتباط جمعي و مراكز تحقيقاتي و بهداشتي داير بر خطرات ناشي از مصرف بي رويه سموم و عوارض سوء باقيمانده سموم مصرفي در محصولات توليدي.

 2- ارتقاء دانش فني كارشناسان با بكارگيري فن‌آوري‌هاي جديد و پيشرفته و ايجاد پيش آگاهي در مورد مصرف سموم كشاورزي.

3- بازنگري در روشهاي سمپاشي و استفاده صحيح و علمي از ادوات مدرن سمپاشي و تعيين انواع مناسب آنها با در نظر گرفتن شرايط مناطق و كشتهاي مختلف.

4- استفاده از ارقام گياهان زراعي مقاوم به بيماري ها و حشرات و نيز گياهان رقيب علفهاي هرز

 5- ترغيب و تشويق توليد كنندگان داخلي براي توليد سموم جهت جلوگيري از خروج ارز و نيز بكارگيري نيروي متخصص در كارخانه‌هاي توليدي داخل كشور.

6- انتخاب جايگزين مناسب براي آن دسته از سموم كه از جنبه‌هاي زيست محيطي و بهداشت خطرناكند.

7- نظارت بر مصرف صحيح سموم با در نظر گرفتن حد مجاز باقيمانده آنها.

8- استفاده از روشهاي بيولوژيكي كنترل و نيز مديريت تلفيقي كنترل آفات (IPM) 

 9- فراهم كردن زمينه همكاري مشترك با كشورهاي ديگر و استفاده از امكانان و تجربيات آنها در امر استفاده بهينه از سموم كشاورزي.

10- هماهنگ كردن ميزان مصرف سموم شيميايي در كشور با شاخص‌هاي جهاني

11- تأكيد بر كشاورزي پايدار بعنوان الگو به متخصصان، دانشجويان، كشاورزان و دست‌اندركاران بخش كشاورزي.

12- همكاري وزارتخانه‌هاي كشاورزي، بهداشت و درمان، آموزش عالي، محيط زيست و مؤسسه استاندارد جهت تهيه آيين نامه‌هاي مربوطه و اعمال آن. 

 

 

نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 10:27 توسط غلام رضائي| |

دي نيتروآنيلين ها

 

دي نيترو آنيلين ها علف كش هايي هستند كه براي كنترل علف هاي هرز باريك برگ وپهن برگ در برخي از محصولات زراعي مورد استفاده قرار مي گيرند. اين علف كش ها به صورت پيش رويشي ودر خاك مصرف شده واز طريق جلوگيري از تقسيم وطويل شدن سلول مانع از رشد علف هاي هرز مي گردند. علف كش هاي دي نيترو آنيلين به خانواده اي از تركيبات شيميايي تعلق دارند كه مكانيزم اصلي عمل آنها دپلي مريزاسيون ميكروتوبولهاست. ميكروتوبولها از اجزاي ضروري براي تقسيم سلولي وطويل شدن سلولهاي ريشه هستند. اين علف كشها به مختل كننده هاي تقسيم ميتوز معروفند. بسياري از تركيبات اين خانواده از علف كش ها،در اوايل دهه1960كشف شدندوشامل تركيبات مختلفي با ساختمان مشابه هستند . در ايران تاكنون4علف كش از اين خانواده به ثبت رسيده است.

 نامهاي عمومي وبازرگاني علف كش هاي دي نيترو آنيلين  ثبت شده در ايران

خانواده شيميايي

نام عمومي

نام بازرگاني

سال ثبت در ايران

فرمولاسيون

مقدار مصرف در هكتار

دي نيترو آنيلين ها

تري فلو رالين

ترفلان

1348

EC48درصد

5/2-2ليتر

اتال فلورالين

سونالان

1355

EC3/33درصد

5/3-2ليتر

دي نيترامين

دي نيترامين

1355

EC25درصد

3ليتر

پندي متالين

استامپ

1378

EC33درصد

5/4-3ليتر

 

بسياري از علف كش هاي دي نيتروآنيلين به تجزيه نوري حساس بوده ودر اين شرايط كارائي آنها كاهش مي يابد.در صورتي كه بلافاصله پس از مصرف با لايه 5سانتيمتري بالاي خاك مخلوط شوند، خطر تجزيه نوري كم مي شود از آنجا كه حلاليت اين علف كش ها در آب كم است ، بنابراين در منطقه اي كه اكثر علف هاي هرز جوانه مي زنندباقي خاهند ماند.علف كشهاي دي نيترو آنيلين در تك لپه ايها عمدتا از طريق اندامهاي هوايي در حال جوانه زدن ودر دولپه ايهانيز از طريق هيپوكوتيل يا قسمت قلابي شكل هيپوكوتيل جذب مي شوند.

خصوصيات شيميايي وفيزيكي دي نيترو آنيلين ها

تري فلورالين و اتال فلو رالين داراي رنگ زرد روشم هستند . اين دو علف كش حلاليت ضعيفي در آب داشته، ولي در حلالهاي آْليي سريع حل مي شوند. اين دو علف كش داراي فراريت بسيار اندكي بوده ولي در خاكهاي مرطوب فراريت آنها افزايش مي يابد. ميزان تثبيت اين علف كش ها روي ذرات مواد آْلي بيشتر از رس مي باشد. علف كش هايي كه بطور محكم به ذرات خاك مي چسبند،براي كنترل علف هاي هرز قابل دسترس نيستند. بنابر اين در خاكهايي كه محتوي مواد آْلي آنها بالاست ، به مقدار بيشتري ازعلف كش نياز است . علف كش هاي دي نيترو آنيلين به خصوص در روزهاي گرم توسط نور خورشيد تجزيه مي شوند. البته اين علف كش ها به نحوي ساخته مي شوند كه تلفات ناشي از فراريت وتجزيه نوري آنها كم مي باشد.

 جذب وانتقال

هنگامي گه گياهچه ار درون لايه هاي خاك تيما ر شده با علف كش هاي دي نيترو آنيلين به سمت بيرون خاك رشد مي كند ،در مسير ، علف كش جذب مي كند. اين علف كش ها به سهولت در غشاهاي جربي گياهچه حل مي شوند. از آنجا كه پس از جذب ،سرعت انتقال اين علف كش ها زيلد نيست ، بنابر اين بجز دي نيترو آنيلين هايي كه با منطقه مريستمي تماس حاصل مي كنند و وارد هسته سلولها مي گردند ، بقيه اثر كمي بر جاي مي گذارند

 متابوليسم وخاصيت انتخابي

خاصيت انتخابي دي نيترو آنيلين ها بر مبناي متابوليسم نيست. اين علف كش ها خاصيت انتخابي منحصر به فردي دارند وبر مبناي عوامل زير عمل مي كنند

·        ناتواني اين علف كش ها در انتقال

·        عمق تركيب آنها با خاك

·        بالا بودن خاصيت چربي دوستي

·        تفاوت در محل قرار گرفتن مريستم گياه زراعي و علف هرز.

 خاصيت انتخابي بين گونه هاي باريك برگ و پهن برگ

علف كش هاي دي نيترو آنلين براي گونه هاي باريك برگ نسبت به پهن برگسميت بيشتري دارند. در اين مورد خاصيت انتخابي آنها ممكن است بر مبناي چربي  بذر باشد، زيرا اين علف كش ها كاملا چربي دوست هستند وميزان چربي بذر گياهان باريك برگ معمولا خيلي كمتر از گياهان پهن برگ است.ارتباط نزديكي بين حساسيت به تري فلورالين ودرصد ليپيد بذرعلف هاي هرزو گونه هاي مختلف زراعي گزارش شده است.اعتقاد بر اين است كه دي نيترو آنيلين ها ترجيحا به بخش هاي ليپيدي درون بذر رفته واز اين طريق از محل عمل دور مي شوند. علف كش هاي دي نيترو آنلين معمولا در لايه10سانتيمتري بالاي خاك تركيب ميشوند وبه آساني به سمت پايين شسته نمي شوند.بنابراين گياهان زراعي كه بذر درشت دارند ونيز علف هاي هرزي كه ذخيره ليپيد وپروتئين آنها بالاست قادر به رشد ونمو بوده واز منطقه آلوده به علف كش عبور مي كنند.

 خاصيت انتخابي بين گونه هاي باريك برگ و غلات

ريشه هاي اوليه وگره كلئوپتيل(يا طوقه)محلهاي مهم عمل دي نيتروآنيلين ها در غلات وعلف هاي هرز باريك برگ هستند به رغم اينكه جايگاه ريشه هاي اوليه در هردو يكسان است، ولي جايگاه گره كلئوپتيل در بين گندم، جووبرخي علف هاي هرز باريك برگ مانند يولاف و ارزن وحشي ،فرق مي كند.در يولاف وارزن وحشي مزوكوتيل كه كلئوپتيل رابه طرف بالا   مي راند، رشد مي كند در صورتي كه در گندم وجوچنين نيست. طويل شدن مزوكوتيل علف هاي هرز چمني باعث مي شود كه كلئوپتيل حساس به دي نيتروآنيلين در اين علف هاي هرز از بين لايه هاي خاك تيمار شده با علف كش عبور كرده وبه اين صورت علف كش وارد گره كلئوپتيل شده، از تقسيم سلولي جلو گيري نمايد ودر نهايت نيز منجربه مرگ گياه گردد.گندم وجو به آرامي ازبين لايه هاي تيمار شده با اين علف كش ها عبور مي كنند وتنها كلئوپتيل آ»ها در معرض علف كش قرار مي گيرد، كه كلئوپتيل هم نسبت به بازدارندگي علف كش هاي دي نيترو آنلين حساس نيست.

 علائم خسارت

دي نيتروآنيلين ها رشد نوك ريشه را متوقف كرده وباعث بزرگ شدن سلول بدون رشد طولي شده ودر نهايت نوك ريشه منورم مي گردد.از علائم موفق عمل كردن علف كش هاي دي نيترو آنيلين، كاهش سبز شدن بذر علف هاي هرز است. گياهچه هايي كه سبز مي شوند نيز دار اي ريشه هابي بدون انشعاب و بانوك ضخيم است .

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 6:4 توسط غلام رضائي| |

 

 

علف کش های شبه اکسینی

    

   معرفی علف کش های شبه اکسینی  اولین علف کشهای الی انتخابی انقلابی در کشاورزی نوین به

  پاکرد.کنترل انتخابی علف های هرزپهن برگ  درمزارع غلات این علف کش ها را به یکی از مهمترین گروه های علف کشی مورد استفاده تبدیل کرده است.واژه اکسین از لفظ یونانی  auxein به معنای افزایش  را اولين بار فريتس ونت در سال 1926 برای توصیف ترکیبی که سبب خمیدگی کلئو پتیل یولاف شده بود  به کار برد. ترکیبات زیادی با گروههای کارکرد متفاوت تحت نام علف کش های اکسینی طبقه بندی شده اند در یک روش طبقه بندی علف کشهای اکسینی به 4 گروه اصلی تقسیم شده اند  که گروه های شیمیایی متفاوتی دارند

  این گروه ها شامل:

فنوکسی الکانوییک اسید ها

بنزوییک ها

پیریدین ها

کوینولین کربوکسیلیک اسید : گروه اخیر به تازگی شناخته شده است که فعالیت شبه اکسینی دارد

   از این گروه می توان به  کوین مراک وکوین کلراک اشاره کر د که سبب اپیناستی دردمبرگها و ساقه ها

   وفنجانی شدن برگها وافزایش بیوسنتزاتیلن در گونه های پهن برگ های حساس میشوند

   فنوكسي ها

علف کشهای گروه فنوکسی جز ترکیبات کلره اسید فنوکسی میباشند که به عنوان علف کشهای به

فرم بنیان اسیدی یا عموما به صورت نمک واستر ها به کار می روند مهمترین ترکیب این گروه

توفوردی یا(2و4 دی کلرو فنوکسی استیک اسید) است .ترکیبات مهم دیگر این گروه:

2,4,5-T

MCPA

2,4-DB

MECOPROP

MCPB

   تفاوت فرمولاسیون

را می توان بااضافه کردن یک قطعه به یک علف کش تشبیه نمود قطعه اضافه شده باعث تغییرویژگی های علف کش می شود که میتواند کاربرد وجذب انها را تحت تا ثیرقرارمیدهد.فرمولاسیون های استری وآمینی هر کدام دارای مزایا ومعایبی می باشند که به خصوصیات شیمیایی انها برمی گردد

 تفاوت فرمولاسیون های استری وآمینی

 

 

       

خاصیت 

 

فرم استری

فرم امینی

حلالیت در روغن

زیاد

کم

حلالیت در اب

کم

زیاد

فراریت

زیاد

کم

ابشویی

کم

زیاد

شستشوی ناشی از باران

کم

زیاد   

گیاه سوزی

زیاد

کم

انتقال از ریشه

به سختی

به اسانی

انتقال در شاخ وبرگ

 سریع

کند

 

ü جذب وانتقال

       به طور کلی در مورد جذب وانتقال علف کش های فنوکسی تحقیقات گسترده ای انجام شده است.جذب وانتقال این گروه ازعلف کش ها تحت تاثیر مولفه هایی مانند فرمولاسیون کوتیکول،گونه گیاهی، ومرحله رشد گیاه وشرایط محیطی و... می باشد .  فنوکسی ها روی شاخ وبرگ به کار می روند متحرک در اوند ابکش وترکیباتی سیستمیک هستند که البته در خاک فعالند . این علف کش ها در اوندهای  ابکش هم رو به بالاو هم رو به پایین حرکت می کنند و  دربافت های در حال رشد سریع تجمع می یابند این توانایی انتقال سبب کارایی بیشتر این علف کشها روی  علفهای هرز چند ساله میشود. علف کشهای فنوکسی توسط ریشه ها نیز جذب می شوند ظاهرادر ابتدا طی  فرایندی فعال جذب می شوند زیرا جذب نسبت به شیب غلظت ودر جه حرارت پایین و شرایط هوازی وبه  همان میزان موانع متابولیکی  به طور بارزی کاهش می یابد

     علف کش های فنوکسی پس از کار برد بر روی شاخ وبرگ بیستر از طریق ساقه هاوارد گیاه می شوند فرمولاسیون استر باعث افزایش جذب این ترکیبات از طریق کوتیکول می شوند. فرمولاسیون آمینی خیلی کند جذب می شوند وبه راحتی توسط باران شسته می شوند .این علف کشها عمدتا از طریق اوند ابکش انتقال می یابنداز انجاکه جهت وسرعت حرکت شیره پرورده درعلف های هرز چند ساله بسته به فصل تغییر میکندلذا حرکت در بهار روبه بالا ست ودر پاییز رو به پایین است.نوع علف کش نیز در سعت انتقال موثر است به طوری که:سرعت انتقال در برخی از علف کشها به صورت زیر می باشد.

2,4DB<2,4,5T<2,4D

<2,4,5T<2,4D<>

 

           نحوه عمل علف کش ها

      علف کشهای شبه اکسینی احتمالابه همان محل های پیوند ایندول استیک اسید متصل میشوندواثرات مشابهی به بارمی اورندالبته مقدارعلف کش های شبه اکسینی  فراهم برای گیاه خارج از کنترل وبدین ترتیب فعالیت شبه اسین ها غیر متعارف است .به طور کلی علف کشها ی شبه اکسینی سبب اختلال دررشد می شوند.ذخایر متابولیکی ازاد وبه محل رشدمعمولا نواحی مریستمی منتقل می شود.اختلال در رشد منجر به پیچ خوردگی و اپیناستی وضخیم وطویل شدن رگبرگ ها وساقه ها می شود.

ازاثرا ت گروه علف کش ها فنوکسی اسید :

1-فعالیت این گروه  مشابه با فعالیت طبیعی هورمون رشد ایندول استیک اسید ظاهر می شود.

2-افزایش درسنتز میزان  پروتیین و میزان DNA , RNA

3-حجیم شدن نابرابرسلول ها

4- افزایش در تولید اتیلن 

5- اپیناستی وکلروزه ونکروزه شدن دربافت های سمپاشی شده




 خاصیت انتخابی علف کشهای شبه اکسینی

     معمولا علف کشهای شبه اکسینی برای کنترل انتخابی علف های هرز پهن برگ در گیاهان زراعی باریک برگ نظیرغلات دانه ریزوچمنزار مورد استفاده قرار می گیرند این علف کش ها معمولا بر روی  شاخ وبرگ استفاده می شوندالبته در مقادیر زیاد به صورت پیش رویشی نیز استفاده می شوند ازنظرخاصیت انتخابی علف کش های شبه اکسینی  به دو گروه تقسیم می شوندالبته در مقادیر زیاد به صورت پیش رویشی نیز استفاده می شوندازنظرخاصیت انتخابی علف کش های شبه اکسینی  به دوگروه تقسیم میشوند.درگروه اول به دلیل اختلاف ناشی ازرهگیری، جذب ، انتقال ،متابولیسم وجدا سازی ضمن حرکت به سوی هدف ومقدارعلف کش رسیده در بین گونه ها متفاوت است .در گروه دوم  حساسیت محل هدف تعیین کننده عمل انتخابی است.حساسیت عمومی گونه های دولپهای وتحمل گونه های تک لپه ای به این علف کش هاعمدتا به تفاوت این دو گروه از نظر مورفولوژی ، سرعت انتقال ومتابولیسم انهامربوط می شود. برای مثال میتوان به تخریب اوند های ابکش در دولپهای ها در نتیجه تکثیر نابهنجار  بافت به دلیل قرارگیری در معرض علف کش شبه اکسینی اشاره کرد.تحمل تحمل گونه های تک لپه ای به دلیل پراکنده بودن اوند ابکش در دستجات احاطه شده با بافت اسکرانشیم و همچنین فقدان کامبیوم ودایره محیطیه حساس است  .

متابولیسم توفور دی در گیاهان:

1-الحاق اسید امینه

2-الحاق قند

3-تغییردر زنجیره جانبی

4-هیدر کسیلاسیون

5- اکسیداسیون

 

 

نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 20:23 توسط غلام رضائي| |

نیتریل ها                                         

 نیتریل ها جزء گروه سموم بازدارنده فتوسنتز در فتوسیستم 2 هستند.كه در گروه بندي HARCگروهC3 را دارا هستند ودر گروه بتديWSSAدرگروه6 قرار مي گيرند. از علف کشهای مهم این گروه برموکسینیل با نام تجاری پاردنر و آیوکسینیل با نام تجاری توتریل   می باشد. دیکلوبنیل علف کشی است که در خاک بکار میرود وبا جلوگیری از استقرار گیاهچه هر دو گروه علفهای هرز تک لپه و دو لپه را کنترل می کند. این علف کش از سبز شدن بسیاری از علفهای هرز چند ساله نیز جلوگیری می کند.دیکلوبنیل فرار بوده و بسرعت از سطح خاکهای گرم متصاعد می شود. این حالت در اثر بارندگی-آبیاری بارانی و یا اجرای عملیات مکانیکی بلافاصله بعد از بکار بردن علف کش در خاک کاهش خواهد یافت. بروموکسینیل نوعی علف کش بعد از سبز شدن است که عمدتا برای کنترل علفهای هرز پهن برگی که به علف کشهای نوع فنوکسی عکس العملی نشان نمی دهند بکار میرود. مثل:amsinckia tessellata وfagopyrum tataricum. بروموکسینیل جهت استفاده روی گندم-جو-یولاف-چاودار-کتان و... که بتازگی بذر کاری شده باشند به ثبت رسیده است

 رشد و ساختمان گیاه 

دیکلوبنیل بازدارنده قوی رشد-جوانه زنی بذر و سلولهای مریستمی در حال تقسیم می باشد.این علفکش عمدتا روی نقاط رشدی گیاه-نوک ریشه ها وجوانه ها عمل می کند.علایم مسمومیت بوسیله آن شامل تخریب و تورم بافتها و در نهایت نابودی گیاه است.رنگ پریدگی بافتها نیز غالبا مشاهده می شود. میلبرو(1964)اثرات دیکلوبنیل را بر برخی گیاهان زراعی بررسی کرده است. وی توقف رشد و بدنبال آن سیاه شدن ومرگ مریستم انتهایی را گزارش نمود.این محقق در مریستم انتهایی آوندهای آبکشی و بافتهای پوستی چغندر مواد قهوه ای تیره رنگی را شناسایی کرده و اظهار داشت که این مواد احتمالا ملانین می باشند. یکی دیگر از عوارض دیکلوبنیل تیره تر شدن رنگ ظاهری برگها نسبت به حالت طبیعی است که ناشی از افزایش میزان کلروفیل می باشد.این اثر هنگامی دیده می شود که علفکش کمتر از حد کشنده به مصرف برسد.همچنین این سم از انتقال فعال مواد جلوگیری می کند که باعث توقف رشد ریشه همراه با تورم وبیرنگ شدن آن شده وتقسیمات سلولی در قسمت نوک ریشه را بسرعت متوقف می سازد بطوری که در فاصله 4ساعت تعداد سلولها در مرحله اولیه تقسیم  سلولی به %25 حالت طبیعی کاهش می یابد. بروموکسینیل و آیوکسینیل معمولاعلفکشهایی تماسی -برگی محسوب میشوند.خسارت این علفکشها24 ساعت بعد ازمصرف بصورت تاول ونقاط نکروزه ظاهر شده و سپس تخریب شدید بافتهای برگ صورت می گیرد. بعدا ممکن است که در اطراف مناطق نکروزه شده برگ کلروز نیز پدیدار شود

 جذب و انتقال

تحقیقاتی که بوسیله دیویس و همکاران (1967) در مورد  تاثیر  نگهداری  علفکش  بوسیله   برگها  و مورفولوژی گیاه بر روی سمیت  آیوکسینیل  انجام شد نشان داد با وجودی که نگهداری اسپری شده بوسیله برگها عامل مهمی  در تعیین  درجه انتخابی  بودن است  ولی  عامل  اصلی در خاصیت انتخابی  این  علفکش   نمی باشد  .  افزودن   یک   ماده  سورفاکتانت نگهداری علفکش توسط برگها را در کلیه گونه های تحت بررسی افزایش داد و در نتیجه قدرت انتخاب بین خردل و نخود از بین رفت. کارپنتر و همکاران(1964)انتقال آیوکسینیل را در گیاه  هفت بند  (polygonum lapathifolium) مطالعه نمودند.در این آزمایش گیاه در مرحله 5برگی  در داخل لوله های  پلی اتیلنی محصور شده  و برگ چهارم بوته ها در معرض علفکش قرار گرفت . این برگ  با غلظتهای  کمتر از  حد کشندگی  آیوکسینیل تیمار  گردید  و سپس  پوشش  پلی اتیلنی  برداشته شد . سه هفته بعد  لکه های کلروز  برروی  برگها گسترش یافت .این محققین اظهار داشتند که هر چند مقداری از علف کش به برگهای قدیمی تر گیاه انتقال یافت  ولی  میزان  آن  به   مراتب کمتر از علفکش منتقل شده به برگهای جوان بوده است دیویس  و همکاران (1968) با استفاده از دیسکهای برگ پی بردند که آیوکسینیل c14 در خردل بمراتب سریع تر از جو  و  نخود  جذب  می شود . آنها  با اتورادیوگرافی بر روی بوته های سالم نشان دادند که انتقال آیوکسینیل c14محدود می باشد.5  ساعت بعد از  تیمار  حرکت  علفکش  بطرف  قاعده  دمبرگ برگهای  تیمار شده  قابل اندازه گیری  بود  بعلاوه اندکی حرکت آپوپلاستی  بطرف  نوک  برگها  نیز وجود  داشت .  با افزایش  زمان  قرار گرفتن  در معرض علفکش رادیواکتیویته در ساقه منتشر شده و عمدتا در برگهای جوان واقع در قسمت فوقانی ساقه تجمع یافت. چنانچه  برگهای جدیدی در بالای برگ  تیمار شده تولید می شد رادیواکتیویته به درون آنها نیز راه می یافت. این امر نشان دهنده حرکت سیمپلاستی در لوله های غربالی می باشد. هنگامی که تیمار علفکش بر روی  ریشه و از طریق  محلول های غذایی  اجرا گردید رادیواکتیویته در ریشه ها بسیار زیاد بود ولی مقدار جزیی حرکت آپوپلاستی به سمت شاخ وبرگ مشاهده گردید  جذب از طریق شکافهای  روی ساقه موجب  حرکت  شدید رو به  بالا بویژه  در اطراف رگبرگها گردید. شافر و چیلکوت(1970)گزارش دادند  که  طریق اصلی جذب برموکسینیل مسیر کوتیکولی می باشد. دیکلوبنیل نوعی علفکش قبل از خروج از خاک است که علفهای هرز را قبل و یا بلافاصله بعد از سبز شدن آنها از بین می برد ماسین دریافت که دیکلوبنیل تقریبا بصورت یکنواخت بوسیله کلیه قسمتهای هوایی بوته های لوبیا که در اتمسفر اشباع از این علفکش  قرار داشتند  جذب  گردید . جذب  تا  3  روز بصورت ثابت ادامه داشته و سپس کاهش یافت. هنگامی که آنرا روی ساقه های قطع شده بکار گرفت جذب انجام شد ولی حرکت علفکش در آوندهای چوبی بسیار کند بود.در جذب ریشه ای نیز حرکت محدود آپوپلاستی مشاهده گردید

  نحوه عمل

هر گونه  بحثی  در مورد  نحوه عمل  علف کشهای گروه نیتریل باید با توجه بر این مطلب انجام شود که دیکلوبنیل نوعی علف کش عمومی بعد از سبز شدن است  که  می توان  از آن  بصورت  انتخابی  روی گیاهان زراعی  استقرار  یافته استفاده کرد  زیرا این علف کش بکندی نشت کرده و فقط در قسمت سطحی خاک  عمل  می کند  در حالی  که  بروموکسینیل  و آیوکسینیل مواد انتخابی و تماسی هستند که  بر روی شاخ و برگ  گیاهان زراعی و علفهای هرز در حال رشد بکار برده میشوند. دیکلوبنیل  نوعی   بازدارنده  قوی رشد است  و  عمدتا  بر  مریستم ها  اثر می گذارد  .   بروموکسینیل   و  آیوکسینیل باعث بروز کلروز و نکروزه شدن برگها می شوند. جذب بروموکسینیل و آیوکسینیل بوسیله برگها  بسته به گونه گیاهی  بسیار متغیر است  .  بنظر می رسد  که  بالا  بودن رطوبت خاک و رطوبت نسبی زیاد در  هوا و  بکار  بردن  سورفاکتانت ها  جذب  نمکهای  این علفکشها را افزایش داده ولی بر جذب استرهای آنها تاثیری ندارد. انتقال این علفکشها در گیاهان  محدود می باشد  ولی بنظر می رسدکه به میزان جزیی  صورت می گیرد .  انتقال  دیکلوبنیل  در آپوپلاست انجام می گیرد ولی  ظاهرا سرعت آن تابع نوع گونه گیاهی است. با وجودی که بنظرمی رسد دیکلوبنیل اثر ناچیزی  بر انتقال الکترون و فسفوریلاسیون در کلروپلاست و میتوکندری  داشته  باشد  ولی  ترکیبات  هیدروکسی حاصل از تجزیه آن بازدارنده های قوی این واکنشها هستند  . ممانعت از سنتز آنزیم هایی که   تولید آنها  توسط   هورمون  انجام  می گیرد   نیز  در  مورد دیکلوبنیل گزارش شده است جلوگیری  از  سایر  فرآیندهای  بیوشیمیایی  نظیر سنتزRNA-سنتز پروتئین-سنتز چربی –فتوسنتز و تنفس توسط دیکلوبنیل نسبتا ناچیز بوده و اطلاعات موجود در آنها غالبا ضد و نقیض است. بروموکسینیل و آیوکسینیل در تنفس میتو کندری ها و فتوسنتزاختلال ایجاد می کنند

 

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 16:45 توسط غلام رضائي| |

 

                                                                   

 

کنترل علف های هرز در سبزیجات:

وجود علف های هرز از مهمترین مشکلاتی است که تولید سبزیجات را محدود می کند. تقریبا اکثر سبزیجات در هفته های اول پس از جوانه زنی رشد آهسته ای دارند و به همین علت قادر به رقابت با علف های هرز نیستند. برای بسیاری از سبزیجات دوره بحرانی رقابت
علف های هرز 3/1 اولیه دوره زندگی این گیاهان است. اما این دوره متغیر بوده و بستگی به مورفولوژی، سرعت رشد، فاصله کاشت گیاهان، همچنین گونه های علف های هرز موجود در مزرعه دارد. در مزارع
نشاء شده گوجه فرنگی چنانچه علف های هرز طی 30 تا 45 روز پس از کاشت  به  خوبی  کنترل  نشوند  عملکرد  این گیاه کاهش خواهد یافت. اما در مزارعی که کشت گوجه فرنگی به طور مستقیم و توسط بذر انجام می شود باید مزرعه طی 7 تا 9 هفته پس از بذرپاشی عاری از علف هرز باشد. در این مزارع به منظور جلوگیری از غلبه علف های هرزی مثل پیچک بر گیاه زراعی لازم است به مدت 5 هفته پس از کاشت از مزرعه به خوبی مراقبت کرده و با این علف هرز مبارزه کنیم. در مزارع نشاء شده فلفل طی 60 روز اولیه پس از کاشت باید مزرعه عاری از علف هرز باشد. در مزارع کلم حداقل دوره ای که باید با علف های هرز به خوبی مبارزه کرد 7 تا 9 هفته و در مواردی 4 تا 5 هفته اول پس از کاشت است و این مدت برای خیار 5 تا 6 هفته اول توصیه می شود.    

    کنترل علف های هرز در سبزیجات بر کنترل زراعی، شامل تناوب، تهیه مناسب زمین، کشت مخلوط، شخم سطحی بین ردیف های کاشت و استفاده از مالچ کاغذی، پلاستیکی و یا بقایای گیاهی، استوار است. با توجه به اینکه این گیاهان در سطوح کوچک کشت می شوند، شرکت های تولید سم رغبتی برای تولید سموم انتخابی این مزارع نداشته و در صورت نیاز باید از علف کش هایی که برای سایر گیاهان تولید شده است استفاده کرد.

کنترل علف های هرز سبزیجات در خزانه:

بسیار از سبزیجات ابتدا در خزانه کشت شده و سپس نشاء آنها به مزرعه انتقال می یابد. وجود علف های هرز در خزانه، سبزه محصول و رشد گیاهچه را به نصف و یا بیشتر کاهش می دهد. بنابراین برای داشتن گیاهچه هایی قوی باید در این مدت با علف های هرز برخوردی جدی داشت. تهیه مناسب زمین و همچنین رعایت تناوب در خزانه از اقدامات اولیه محسوب می شوند. در این ارتباط کلوخه های بزرگ موجود در بستر بذر باید به ذرات ریز تبدیل شوند تا بذرهای ریز به خوبی جوانه زده و تولید گیاهچه هایی قوی کنند.وجین دستی یکی از راههای کنترل علف های هرز در خزانه محسوب می شود. در مدت یک ماه که نشاها در خزانه به سر می برند باید حداقل سه بار علف های هرز وجین شوند. این کار خسته کننده بوده و علاوه بر این روش زیاد مطمئن و مناسبی به شمار نمی آید. چرا که، طی انجام کار به گیاهچه ها نیز آسیب های زیادی وارد می شود. ضدعفونی خاک توسط متیل بروماید، آلیل الکل و یا دیگر عقیم کننده هاازدیگر راههای کنترل محسوب می شوند. استفاده از این ترکیبات باید دو تا سه هفته قبل از کاشت صورت گیرد. با استفاده از مالچ پلاستیکی نیز می توان اقدام به حذف علف های هرز نمود

 بدین منظور از پلاستیک های شفاف و یا تیره استفاده شده و آنها را به مدت 30 تا 45 روز قبل از کاشت و در طی گرمترین و یا آفتابی ترین روزهای سال در روی زمین مرطوب پهن
می نمایند. اویارسلام از مهمترین علف های هرزی است که با استفاده از این روش به طور کامل از بین نمی رود. استفاده از مالچ تنها 25 تا 40 درصد از جمعیت این علف هرز را کاهش
می دهد و برای به دست آمدن نتیجه کامل لازم است وجین دستی نیز در برنامه کاری قرار گیرد.

با انجام عملیات آبیاری قبل از کشت،جوانه زنی علفهای هرز تحریک و جلو می افتد که به دنبال آن می توان با استفاده از شخم و یا علف کش های پس رویشی، مثل گلیفوسیت نسبت به حذف آنها اقدام کرد. در این صورت کشاورزان می توانند ده روز بعد اقدام به کشت نمایند. در این روش علف های هرز به مقدار زیادی کنترل می شوند و بدین ترتیب نیاز به انجام وجین دستی، کاهش خواهد یافت. 

 برای کنترل علف های هرز موجود در خزانه می توان از علف کش های بی ضرر نیز استفاده کرد و کاربرد این ترکیبات بستگی به وضعیت مالی کشاورزان دارد. کاربرد تیمارهای پیش رویشی دیفن آمید به میزان 2/3 کیلوگرم ماده موثره در هکتار در گوجه فرنگی و داکتال به میزان شش کیلوگرم ماده موثره در هکتار در کلم و پیاز به طور کامل نیاز به وجین دستی را مرتفع ساخته و کیفیت رشد گیاهچه ها را افزایش می دهد. علاوه بر علف کش های فوق می توان از متری بیوزین به میزان 25/0 تا 35/0 کیلوگرم در گوجه فرنگی، پرونامید به میزان 5/2 تا 5/3 کیلوگرم ماده موثره در هکتار در کاهو، پروپاکلر به میزان 2/5 تا 5/6 کیلوگرم در هکتار برای پیاز و گیاهان خانواده شب بو و دیفن آمید به میزان 4 تا 5 کیلوگرم ماده موثره در هکتار برای گوجه فرنگی، فلفل، بادمجان به صورت تیمار پیش رویشی استفاده کرد.

کنترل علف های هرز سبزیجات در کشت مستقیم و یا مزارع نشا شده:

1. تناوب: رعایت یک تناوب صحیح زراعی از بهترین راههای کاهش آلودگی علف های هرز محسوب می شود. گیاهانی که قدرت رقابت بالایی دارند با سایه اندازی روی علف های هرز موجب خفگی آنها می شوند. بنابراین قراردادن این گیاهان در تناوب زراعی به کنترل بسیاری از علف های هرز کمک خواهد کرد. سیب زمینی شیرین از جمله گیاهانی است که می توان از آن بدین منظور استفاده کرد. علاوه بر این، این گیاه تا حدی خاصیت آللوپاتیک داشته و می تواند رشد بسیاری از علف های هرز برگ باریک و جگن ها را تحت تاثیر قرار دهد. کشت متراکم ذرت و سورگوم و تعدادی از گیاهان تیره نخود مثل ماش نیز رشد سریع داشته و می توانند در مدت سی تا چهل روز پس از کاشت
سایه انداز خود را کامل نمایند و بنابراین می توانند در تناوب زراعی قرار گیرند. 

 2.تهیه زمین: تهیه مناسب بستر کاشت بستگی به شناخت کافی از گونه های علف هرز موجود در مزرعه دارد.چنانچه گراسهای چند ساله علف هرز غالب منطقه باشند بهتر است زمین به گونه ای شخم زده شود که ریشه ها، ریزومها و دیگر اندامهای رویشی زیرزمینی این گیاهان به سطح خاک آیند تا در معرض هوا قرار گیرند و در اثر نور خورشید و یا باد خشک شده و از بین روند.چنانچه در مزرعه تراکم علفهای هرز یک ساله بیشتر باشد بهتر است زمین شخم سطحی زده شود در این صورت بذرهای این گیاهان در نزدیک سطح زمین قرار گرفته و اغلب تحریک به جوانه زنی می شوند.شخم عمیق باعث دفن بذر علفهای هرز شده و به طور معمول جوانه زنی آنها را به تاخیر می اندازد.این امر باعث می شود که بذرها به خواب رفته و تا زمانی که به سطح آورده شوند جوانه نخواهند زد. 

3. کشت تاخیری و کشت مخلوط: در سیستم کشت تاخیری،قبل از برداشت محصول اول اقدام به کاشت محصول دیگر می شود.در این شرایط برای جلوگیری از وارد آمدن خسارت به گیاه دوم باید در سرتاسر دوره رشد گیاه اول با علفهای هرز مبارزه کرد.کشت مستقیم بذر و یا نشا سبزیجات در بین ردیفهای برنج در بعضی مناطق رایج است.این کار بلافاصله پس از آخرین مرحله خروج آب از مزرعه و تقریبا دو هفته قیل از برداشت صورت می گیرد.در کشت مخلوط دو گیاه همزمان کشت می شود که،برای کاهش خسارات علفهای هرز معمولا یکی از گیاهان ارتفاعی بلندتر داشته و به خوبی روی
 علفهای هرزسایه می اندازد. برای کشت مخلوط،گیاهان مختلفی را می توان مورد استفاده قرار داد. در این ارتباط می توان به موارد زیر اشاره کرد:        

1- ماش به همراه ذرت
2- گیاهان خانواده شب بو به همراه کرفس، گوجه فرنگی و یا پیاز
3- هویج به همراه کاهو، پیاز، تره فرنگی و یا نخود
4- خیار به همراه بادمجان،تربچه،نخود و یا آفتابگردان
5- پیاز و یا سیر به همراه گوجه فرنگی،کاهو و یا هویج
6- گوجه فرنگی به همراه پیاز،کاهو،جعفری،هویج،تربچه
7- تره فرنگی به همراه پیاز،کرفس و یا هویج  
 

4. استفاده از مالچ : کاغذهای مخصوص،پلاستیک سیاه،کاه و کلش و بقایای گیاهی از مهمترین مواردی هستند که
می توان با استفاده از آنها از رشد و گسترش علفهای هرز جلوکیری کرد. بدین منظور بقایای گیاهی را به قطعات کوچک خرد کرده و سپس آنها را قبل از جوانه زنی
علف های هرز، بین ردیف های کاشت پخش می نمایند. میزان کنترل علف هرزتوسط مالچ بستگی به گونه علف هرز دارد. به عنوان مثال علف هرز اویارسلام، در حین جوانه زنی حتی قادر به سوراخ کردن مالچ های پلاستیکی است و بنابراین برای کنترل کامل آن لازم است وجین دستی را نیز در دستور کار قرار داد.     

کنترل شیمیایی: هرچند که برای کنترل علف های هرز سبزیجات علف کش های انتخابی مناسبی وجود ندارد، اما می توان در برخی از مزارع با استفاده از علف کش های موجود اقدام به کنترل آنها کرد. دراین ارتباط ازعلفکش ها بیشتر به صورت رفتار نواری استفاده شده و به طور سراسری پخش نمی شوند. بدین ترتیب علف های هرز موجود در ردیف های کاشت توسط علف کش به علفهای هرز موجود در بین ردیف های کاشت توسط کولتیواتور شخم سطحی زده می شوند.

مهمترین علف کش هایی که در سبزیجات مورد استفاده قرار می گیرند به شرح زیرند:

1. در مزارع کاهو از علف کش بنفین با نام تجارتی بالان و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک استفاده می شود. از دیگر علف کش های مناسب این مزارع می توان به تیوبنکارب
(تا 10 روز بعد از کاشت)، پرونامید (پیش کاشت، پیش رویشی و پس رویشی) و تریفلورالین (پیش کاشت آمیخته با خاک) اشاره کرد.

2. بنفین به میزان 3/1 تا 7/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتار، به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک برای کنترل علف های هرز موجود در مزارع کاهو و لگوم ها.

 3. پروپاکلر به میزان 5/6 تا 8/7 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزارع نشا شده و یا کشت مستقیم پیاز، سیر و گیاهان خانواده شب بو.

4. تریفلورالین به میزان 1 تا 5/1 کیلوگرم در هکتار، به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک در مزارع نشا شده گوجه فرنگی، فلفل، بادمجان و بامیه و همچنین مزارع کشت مستقیم گیاهان خانواده شب بو، لگوم ها، چتریان و سیر کاربرد دارد.

5. در کاشت اسفناج می توان از علف کش های سیکلوات با نام تجارتی رونیت و به صورت پیش کاشت، همزمان با کاشت و یا بلافاصله بعد از کاشت و آمیخته با خاک و یا از فن مدیفام با نام تجارتی اسپین-اید یا بتانال به صورت پس رویشی و بعد از اینکه اسفناج به مرحله 4 تا 6 برگ حقیقی رسیده و علف های هرز در مرحله دو برگی حقیقی باشند استفاده کرد.

 6. دی،سی،پی آ  با نام تجارتی داکتال به میزان 5/7 تا 9 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزراع کشت شده و یا نشا شده گیاهان تیره شب بو، پیاز، سیر، کاهو، لگومها و گیاهان خانواده چتریان. از این علف کش به میزان 04/5 تا 7/11 کیلوگرم در هکتار به صورت پس رویشی و یا بعداز نشا کاری بادمجان ( چهار تا شش هفته بعد از نشا و یا در کشت مستقیم و هنگامی که گیاه به ارتفاع ده تا پانزده سانتیمتر رسیده است ) استفاده می شود.

7. دیفن آمید به میزان چهار تا پنج کیلوگرم ماده موثره در هکتار که به صورت پیش رویشی در مزارع کاشت شده و یا نشا شده گوجه فرنگی، فلفل و بادمجان مورد استفاده قرار می گیرد.   

 8. کلرامبن به میزان 4/2 تا 4/3 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزارع کدو،کدو تنبل و مزارع نشا شده فلفل.

9. لینوران به میزان یک تا یک و نیم کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی، یا در اوایل پس از جوانه زنی در گیاهان تیره چتریان ،پیاز و سیر.    

مهترین علف کش های مورد استفاده در مزارع گوجه فرنگی به شرح زیر هستند :

1. EPTC با نام تجارتی اپتام به میزان 2/3 تا 8/4 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک در مزارع نشایی به کار می رود.

2. بوتاکلر با نام تجارتی ماچتی به میزان دو کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزارع نشایی استفاده می شود.

 3. تریفلورالین با نام تجارتی ترفلان که به میزان 56/0 تا 12/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک در کشت مستقیم و یا مزارع نشایی و به منظور کنترل علفهای هرز باریک برگ و پهن برگ به کار می رود. در مزارع نشایی این علف کش باید قبل از نشا کاری با خاک آمیخته شده و بعد از کاشت نهالها توصیه نمی شود.  

 4. دی سی پی آ با نام تجارتی داکتال که به میزان 04/5 تا 7/11 کیلوگرم در هکتار به صورت پس رویشی و یا بعد از نشا مورد استفاده قرار می گیرد. کاربرد این علف کش چهار تا شش هفته بعد از نشا کاری و یا هنگامی است که ارتفاع بوته ها در کشت مستقیم به ده تا پانزده سانتیمتر رسیده باشد. این علف کش می تواند بسیاری از علفهای هرز پهن برگ و باریک برگ را از بین ببرد.

5. ستوکسیدیم با نام تجارتی پوست که به میزان 11/0 تا 33/0کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پس رویشی جهت کنترل علفهای هرز باریک برگ یک ساله و چند ساله توصیه می شود.

 6. متری بیوزین با نام تجارتی سنکور و یا لکسون که به میزان 2/0 تا 35/0 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی و یا در اوایل جوانه زنی در کشت مستقیم مورد استفاده قرار می گیرد.کاربرد پس رویشی این علف کش تا قبل از پیداش پنجمین برگ حقیقی گوجه فرنگی توصیه نمی شود.در این تیمار اندمهای هوایی گوجه فرنگی نبابد در معرض مستقیم سم قرار گیرند.

7. ناپرپامید با نام تجارتی دورینول که به میزان 12/1 تا 24/2 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک و به منظور کنترل تعدادی از علفهای هرز پهن برگ و باریک برگ استفاده می شود.برای نمونه به کنترل علف های هرز مزارع پیاز،کلم و گوجه فرنگی اشاره می شود.

 کنترل علف های هرز مزارع پیاز:

در اکثر مناطق پیاز در اوایل بهار کشت شده و در کشت بهاره جوانه زنی و رشد کندی دارد. علاوه بر این از آنجا که این گیاه دارای برگ های استوانه ای شکل است در طول دوره رشد نیز قادر به رقابت با علف های هرز نیست.بنابراین کنترل علف های هرز در طی جوانه زنی و در مدت 32 تا 56 روز اولیه از اهمیت خاصی برخوردار است. این مهم از طریق کاربرد صحیح علف کش ها
امکان پذیر است. بدین منظور باید ابتدا از علف کش های پیش رویشی استفاده کرده و چهار تا شش هفته بعد این عمل را تکرار نماییم.

 انتخاب علف کش اولیه ای که به صورت پیش رویشی مصرف می شود به مقدار زیادی بستگی به نوع خاکی دارد که گیاه در آن رشد کرده و تکرار سمپاشی نیز بستگی به مشکلات ایجاد شده توسط علف های هرز و مرحله رشد گیاه دارد.میزان آسیب ناشی از کاربرد علف کش های پس رویشی نیز بستگی به تشکیل لایه موئی روی برگ دارد و چنانچه شرایط برای تشکیل این لایه وجود نداشته و یا در سطح برگ خراشهای ناشی از ضربات مکانیکی وجود داشته باشد، امکان ایجاد خسارت زیادتر خواهد بود.

برای کنترل علف های هرز مزارع پیاز می توان علف کش های زیر را توصیه کرد:

1. ایوکسنیل: با نام تجارتی توتریل، علف کشی است تماسی که به میزان 3 لیتر در هکتار علیه علف های هرز
پهن برگ توصیه می شود.

2. برموکسینیل که به میزان 28/0 تا 41/0 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت،پیش رویشی (حداقل سه تا چهار روز قبل از جوانه زنی ) و پس رویشی ( در مرحله ظهور دو تا پنج برگ حقیقی پیاز ) برای کنترل علف های هرز پهن برگ توصیه می شود.

 3. پروپاکلر به مقدار 4/4 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و پیش از جوانه زنی برای کنترل علف های هرز یک ساله. بهترین نتیجه هنگامی به دست خواهد آمد که
علف های هرز جوانه زده و یا دقیقا در هنگام جوانه زنی باشند.

4. تری آلات به میزان 4/1 تا 7/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش کاشت و آمیخته با خاک برای کنترل یولاف وحشی.

 5. داینوسب به مقدار 8/2 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پس رویشی و برای کنترل علف های هرز پهن برگ و در مرحله گیاهچه ای کاربرد دارد.سمپاشی باید در مرحله ای که گیاه زراعی سه برگه است صورت گیرد.

6. سیکلوکسیدیم: با نام تجارتی فوکوس ازدیگرعلف کشهای انتخابی و سیستمیک مزارع پیاز است که به میزان 1 تا 5/1 لیتر در هکتار و به صورت پس رویشی و بعد از مرحله چهار تا پنج برگی علف های هرز باریک برگ به کار می رود.

 7. کلرپروفام به مقدار 7/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتاربه صورت پس رویشی و برای کنترل علف های هرز یک ساله قابل توصیه است. این علف کش هنگامی مورد استفاده قرار می گیرد که گیاه زراعی دارای دو تا سه برگ حقیقی باشد.

کلرپروفام برای خاکهای شنی و سبک توصیه نمی شود.بجز علف های هرز stellaria   media و Urtica   urens   کلرپروفام قادر به کنترل علف های هرز مستقر شده نخواهد بود.  

کلم ها ( کلم و گل کلم ):

برای کنترل علف های هرز این سبزیجات ، علف کش های پیش رویشی مفید هستند . استفاده از علف کش CDEC  به تنهایی یا مخلوط با CIPC موثر است و آسیبی هم به این محصولات وارد نمی کنند.

 گوجه فرنگی:

استفاده پیش از کاشت از علف کش  EPTC به میزان 2 کیلوگرم در هکتار برای مبارزه با علف های هرز گوجه فرنگی مفید است . گزارش شده است که چنانچه از علف کش های تریفلورالین یا نیترالین به صورت قبل از کاشت (مخلوط با خاک ) استفاده شود، نوید بخش بسیار خوبی در کنترل علف های هرز پهن برگ و باریک برگ
می باشد. 

صیفی جات:

استفاده از NPA در کنترل علف های هرز کرتهای این گیاهان بسیار موثر است. گزارش می شود که تیمار پیش رویشی آن به میزان 4 تا 9 کیلوگرم در هکتار بر حسب ماده موثره کاملا موثر بوده است. برای تیمار پس از سبز شدن آن به 4 تا 6 کیلوگرم در هکتار علف کش نیاز
می باشد. 

 حبوبات :

سویا

سویا از نظر اقتصادی از مهمترین بقولات دنیا محسوب می شود. سویا از مهمترین گیاهان پروتئینی دنیا و همچنین مهمترین منبع تامین کننده روغن نباتی در ایالات متحده است. نتایج حاصل از چهارده مطالعه مختلف نشان داد که می توان یک دوره بحرانی پنج هفته ای برای سویا مشخص نمود. چنین به نظر می رسد که سویا نیازمند یک دوره سه هفته ای عاری از علف هرز پس از سبز شدن است و می تواند برای هشت تا نه هفته رقابت علف های هرز را بدون کاهش عملکرد تحمل نماید. هریسون و همکاران دریافتند که مداخله ناشی از دم روباهی تحت شرایط مطلوب رشد (بارندگی کافی )در سال اول و دوم، به ترتیب پانزده و سی روز پس از سبز شدن باعث کاهش تجمع ماده خشک در سویا می شود. در آزمایش دیگری مشاهده شد که چنانچه گاو پنبه (Abutilon theophrasti Medick ) بیست و یک تا بیست و سه روز پس از سویا سبز شود، تاثیری بر رشد و عملکرد گیاه زراعی ندارد. اهمیت کاهش عملکرد ناشی از گاو پنبه بستگی به تراکم این علف هرز دارد، به طوری که تراکم های بالاتر علف هرز باعث تلفات بیشتر در مراحل اولیه رشد گیاه زراعی می شود. دکر و مگیت اظهار داشتند که موفقیت گاو پنبه در رقابت با گیاهان زراعی ( سویا ) به دلیل قدرت انطباق آن با سیستم های تک کشتی و مخلوط از طریق کاهش جمعیت خود (مرگ و میر ) است. نتیجه این سازش پذیری این است که هنگام رقابت سویا با گاو پنبه، جمعیت سویا متشکل از گیاهان کوچک و کم بازده است، در حالی که جمعیت گاو پنبه دارای تعدادی گیاهان بزرگ و با بازدهی بالاست.     

برای کنترل قیاق ( ( Sorghum halopense یک دوره بحرانی بین هفته چهارم و پنجم بعد از کاشت مشخص شده است که مشابه با تنیجه به دست آمده توسط برن ساید برای مخلوطی از علف های هرز یک ساله است. وی دریافت که کنترل علف های هرز، دو تا چهار هفته بعد از کاشت، از تاثیر منفی آنها بر سویا جلوگیری می نماید. بنابر اظهار، مهمترین زمان کنترل علف های هرز ماه اول بعد از کاشت است، اما اطلاعات موجود حاکی از عدم نیاز به کنترل علف های هرز در دو هفته اول بعد از کاشت است.     

کوبل و همکاران نشان دادند که رقابت علف هرز گونه (Ambrosia artemisifolia ) شش هفته و یا کمتر از شش هفته بعد از سبز شدن باعث کاهش عملکرد سویا نمی شود. کنترل علف های هرز در صورت وجود آب کافی در ابتدای فصل رشد برای مدت چهار هفته و در فصل خشک که سبز شدن اولیه علف های هرز با تاخیر انجام می شود برای مدت دو هفته کافی بود. بنابراین دوره بحرانی علف های هرز معمولا بین چهار و شش هفته بود.

 بلومبرگ و همکاران نیز تاثیر وجود آب کافی را بر رقابت علف هرز توق (Xanthium strumarium ) در سویا نشان دادند. آنها اظهار داشتند که حداکثر عملکرد سویا زمانی به دست آمد که علف های هرز آن بری مدت چهار هفته کنترل شد. همین شرایط برای کنترل علف هرز کاسیا (Cassia obtosifolia ) ، یولاف وحشی (Avena fatua ) و یک گونه علف هرز یک ساله در تایوان نیز پیشنهاد شده است.

 برای کنترل نوعی علف هفت بند (Polygonum pensylvanicum )،آفتابگردان(Helianthus annus ) و گاوپنبه نیز یک دوره بحرانی مشخص بین چهار و شش هفته پس از سبز شدن سویا توسط سایر پژوهشگران گزارش شده است.

این اطلاعات به همراه سایر مطالعاتی که به آنها اشاره شد بیانگر این است که سویا دارای یک دوره بحرانی بین چهار و شش هفته پس از سبز شدن است. این مدت به دلیل شروع دیرتر و پایان زودتر کنترل، کوتاهتر از مدت زمانی است که توسط زیمبدال گزارش شده است.  

منابع:         References:       

  •  راشد محصل، م. ح.، ح. نجفی، و م. ه. اکبرزاده. 1380. بیولوژی و کنترل علفهای هرز. انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. 263 الی 269.
  •   راشد محصل، م. ح.، ک. وفابخش. 1378. مدیریت علمی علفهای هرز. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. 108.
  •   کوچکی، ع.، ح. ظریف کتابی و ع. ر. نخ فروش. 1380. رهیافتهای اکولوژیکی مدیریت علفهای هرز. (ترجمه). انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. 173 الی 175.
  •   میر شکاری، ب. 1382. علف های هرز و مدیریت آنها. انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. 180 الی 460. 

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 21:54 توسط غلام رضائي| |

 

 

نام فارسی: خرفه

نام انگلیسی:
common purslane
نام علمی :Portulaca oleracea L.
نام خانواده: Portulacaceae  

ویژگیهای گیاه شناسی

خرفه (portulaca oleracea) گیاهی یکساله وگرمادوست و چهار کربنه از خانواده خرفه(portulacacea)است. بوته های خرفه علفی،خوابیده و گوشتی بوده وهربوته رشد یافته آن فضایی به قطر حدودا 60 سانتیمتررا اشغال می کند.

ساقه:

دراین گیاه،ساقه ها بدون کرک،گوشتی واغلب قرمزرنگ هستند و طول شاخه های فرعی(اولیه وثانویه)ممکن است به اندازه ساقه اصلی یا حتی بیشترازآن باشد وهمین سبب شده که رشد بوته دایره وارباشد .ساقه های این گیاه چندین بار منشعب می شوند به طوری که ممکن است دفعات انشعاب به هشت بار برسد.

برگ:

برگها به صورت متناوب یا شبه متقابل آرایش یافته و اغلب در رئوس شاخه ها به صورت مجتمع دیده می شوند.علاوه بر این، برگها بدون کرک،ضخیم،گوشتی،قاشقی شکل با حواشی صاف و بدون دمبرگ می باشند.درازای برگها 28-4میلی متروپهنای آنها

13-2میلیمتراست.گوشوارکها تحلیل رفته به پرز تبدیل شده اند.

گل :

  گلها بدون دمگل ومنفرد بوده وبصورت خوشه های انتهایی آرایش یافته اند، وفقط صبح روزهای آفتابی باز می شوند.                                   هرگل دو کاسبرگ گوشتی  ارغوانی مایل به سبز به طول 4میلی متر    به علاوه 6-4گلبرگ زرد رنگ،که کمی از کاسبرگ ها کوتاهترند،و همچنین 12-6پرچم و 6-4 خامه دارد؛و میوه از نوع کپسول است.

 میوه  :

بعد از بلوغ،میوه از قسمت میانی به صورت عرضی  کوچکی پوشانیده است ودر قاعده آن زخمۀ سفید رنگی دیده  مشکوفا شده و تعداد زیادی بذر براق سیاه رنگ مایل به قهوه ای را آزاد می نماید. قطر بذر 8/0-5/0 میلیمتر و وزن صد دانه 4/11-5/1میلی گرم است.سطح خارجی بذر را برجستگی های ی شود؛لپه های گیاهچه 5-4 میلیمتر طول و 2-5/1میلیمتر عرض دارند.میانگین درازای محورزیرلپه 16 میلیمتر است.

پراکنش جغرافیایی:

خرفه در سرتاسر نواحی معتدل و گرمسیر دنیا انتشار یافته است.

زيستگاه:

نیازهای اقلیمی:

خرفه بومی آمریکای جنوبی یا افریقای شمالی می باشد.فصل رویش این گیاه به 60  درجه شمالی نمی روید.بذور خرفه برای جوانگرمترین ماههای سال(4-3ماه)محدود می شود.خرفه درمناطق بالاترازعرض جغرافیایی ه زنی به درجه حرارتهای بالا نیاز دارند،دماهای بالاتراز 30 درجه سانتیگراد برای جوانه زنی خرفه مطلوب هستند.بوته های خرفه درمقابل سرما حساس هستند ودرشرایط هوای سرد ازبین می روند.با این حال بذور خرفه در زمستان در 30- درجه سانتی گراد به خوبی زنده می مانند.خرفه مقاومت زیادی به خشکی نشان می دهد،به طوری که با مقدار کمی آب،10 میلیمتردر هر 6 روز ،می تواند به تجمع ماده خشک ادامه دهد

 خاک:

رشد مناسب در خاکهای سبک فقیر

رشد بیشتر خرفه در خاکهای غنی از عناصر غذایی و همچنین پاسخ مثبت به وضعیت فسفر خاک

بین رشد خرفه وغلظت ازت خاک رابطه خطی مثبت وجود دارد.

تراکم جمعیت خرفه در بسترهای هموارو یکنواخت بیش از بسترهای ناهموار خواهد بود

.رشد و نمو:

مورفولوژی:

بر خلاف بسیاری از گیاهان خشکی پسند دیگر،خرفه روزنه هایش را در مدت روز باز نگه می دارد.

برابر بودن تراکم روزنه ها(36 روزنه در میلیمتر مربع) دربشره های فوقانی و زیرین برگ خرفه(ونگریس و همکاران،1972 )

 ویژگیهای خرفه برای سازش به خشکی : دارا بودن کوتیکول های ضخیم،روزنه های نسبتا کوچک، بافتهای ویژه ذخیره آب در ساقه و برگها،نسبت کوچک سطح به وزن و ریشه های بسیار منشعب همراه با تعداد زیادی ریشه ثانویه افشانکه در نزدیکی سطح خاک گسترش دارند.

ریشه خرفه در محیطی به قطر 153 سانتی متر گسترش دارد.

مزوفیل برگ خرفه از بافت آبکی تشکیل شده که به تقریب فاقد کلروفیل بوده و به ذخیره آب می پردازد.

بوته های خرفه وقتی با تنش آب مواجه می شونداقدام به ریزش برکهای خود می کنند.

 فیزیولوژی:

خرفه گیاهی c4 بوده و همانند سایر گیاهان c4 دارای اختصاصاتی از قبیل :تنفس نوری کم،اشباع فتوسنتزی در شدت های زیاد نور،حساسیت به درجه حرارتهای کم و مصرف پربازده رطوبت را داراست.

  خرفه در دوره پیری فعالیت تنفس  c4کمی داشته و در این دوره تنفس c3 آن افزایش می یابد.

فنولوژی:

ظهور گیاهچه های خرفه از اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد ماه شروع شده زمانی که دمای هوا از30 درجه سانتیگراد بالاتر رفته باشد .در ضمن رویش گیاهچه های خرفه درماههای تیر،مرداد واوایل شهریورادامه مییابد.

 بوته های خرفه 6-4 هفته پس از سبز شدن وارد مرحله گلدهی شده و 16-14 روز پس از شروع گلدهی بذرها بالغ می شوند.

 خرفه یک گیاه روز کوتاه به شمار می رود .

 بوته هایی از گیاه خرفه کد در ماه اردیبهشت و خرداد رشد خود را آغاز کرده باشند بیشترین وزن تر را دارند.

 تکثیر(ازدیاد)خرفه:

زیست شناسی گل:

 خرفه گیاهی خود گشن است.

 گلها فقط درروزهای صاف وگرم بین ساعات 13-9 شکوفا می شوند.

 بدلیل نداشتن شهد حشرات کمتری از گلهای خرفه بازدید کرده و بنابراین دگرگرده افشانی بسیاراندکی دارد ولی حدود 5 درصد دگرگرده افشانی دارد.

 تولید و پراکنش بذر:

تولید وانتشار بذر در تمامی طول فصل صورت می پذیرد.

نخست کپسولهای واقع بر شاخه های اصلی بالغ می شوند آنگاه رسیدگی کپسول ها بر روی شاخه های فرعی اتفاق می افتد.

ابتدا بذر های نزدیک به مرکز بوته به بلوغ می رسند.

هر میوه (کپسول) به طور میانگین محتوی 72 بذر است و دامنه تغییر آن 157-36 عدد بذر است.

در امریکای شمالی حداکثر تعداد بذر در هر بوته 242540 عدد بذر اعلام شده است.

 قدرت حیات و جوانه زنی بذر خرفه:

بذور خرفه به مدت 40 سال مدفون در خاک وتا 19 سال در شرایط خشک زنده می مانند.(دارلینگتون،1961 )

 بذور خرفه درجه حرارتهای 50-15 درجه سانتیگراد راتحمل نموده و زنده می مانند.

 تنوع زیادی در جوانه زنی و رکود بذوری که در یک روز از کپسولهای مختلف یک بوته جدا شده بودند مشاهده شده است.

 رکود بذر تحت تاثیر سن و مقداررطوبت آنها در زمان برداشت قرار دارد.

 در جوانه زنی بذور خرفه دما یک سازه ی کلیدی است ولی احتمال می رود که در جوانه زنی بذور خرفه نقش نور از دما مهمتر باشد(سینق،1993 )

ازدیاد رویشی:

  خرفه قادر به تولید ریشه های نابجا می باشد این ریشه ها از محل تماس گره های ساقه با خاک بوجود نمی آیند،بلکه فقط از سطوح بریده و محل شکستگی ساقه ها منشأ می گیرند.

 .تغییرات جمعیت خرفه:

میانگین طول عمر خرفه 3 ماه است.

خرفه ازاوایل تااواسط اردیبهشت رویش یافته وبه سرعت در زمین های هموار توسعه می یابد ولی در صورت تراکم زیاد و رقابت درون گونهای از بین می روند.

بوته هایی از خرفه که در سایه قرار می گیرند قبل از مرگ اقدام به ریزش برگهای خود می کنند درحقیقت این پدیده را می توان نوعی تنظیم خود به خودی  تراکم جمعیت به شمار آورد.

 خرفه در مقایسه با گیاهان دیگرقدرت رقابت چندانی ندارد.                 

نتیجه گیری:

با توجه به مطالب فوق خرفه از جمله علفهای هرزتابستانه سریع الرشدی است که با مکانیزم تولید بذر زیاد در مدت زمان کوتاهی توسعه و گسترش می یابد .

تحقیقات در مورد علف هرز خرفه نا کافی بوده ،به طوری که اطلاعات کافی در زمینه  مکانیزمهای رقابت این علف هرزبا گیاهان زراعی (از جمله میزان افت عملکرد گیاهان زراعی که در تزاحم با علف هرز خزنده خرفه قرار دارند؛ همچنین در رابطه با پتانسیل آللوپاتیک این علف هرز موجود نمی باشد.

  منابع:

1- رستگاری ، محمد علی ، 1378 ،علفهای هرز وروش کنترل آنها
2-مديريت علمي علفهاي هرز-دكترراشدمحصل-مهندس وفابخش
3- راشد محصل ، علفهای هرز وکنترل آنها

نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 21:21 توسط غلام رضائي| |

A Brief History of the European Weed Research Society

WYBO VAN DER ZWEEP Secretary, EWRC 1960-75, Scientific Secretary, EWRS 1975 - 1980
and RAY HANCE Scientific Secretary, EWRS 1982-1993.

 

The Precursor, the European Weed Research Council (EWRC)

Origins
In May 1958 a meeting of weed scientists in Ghent set up an international working group to accelerate progress in solving the problems caused by weeds. The first outcome was to a conference at Stuttgart-Hohenheim where Project Groups on bracken, wild oats and methods of herbicide evaluation were organised and the EWRC was established at a second meeting at Oxford in 1960. Each country was allowed to nominate an official representative on the Council and by 1975 there were 24 of them plus co-opted members from Israel and the Lebanon. In addition there was an advisory panel of 4 scientists from agrochemical manufacturers to reflect the increasing importance of herbicides. Close interaction with industry has continued and the Presidency of EWRS alternates between industrial and non-industrial members. The 1960 meeting also decided to start the journal Weed Research. This was made possible by the generosity of a number of organisations and companies who contributed to a Guarantee Fund to cover the financial risk.

Activities
Council meetings were held annually in different countries and were followed by excursions to research institutes and farms. They provided important opportunities for scientists from around Europe to exchange views, information and experience.
Symposia were perhaps the most important means of bringing people together. Four major symposia, primarily on herbicides, were held in France in collaboration with COLUMA (Comité de Lutte contre les Mauvaises Herbes) and there were also 4 on aquatic weeds, 2 on Mediterranean weed problems and one on parasitic weeds.

Research Groups were established to exchange information and undertake collaborative projects on:- annual grass weeds; aquatic weeds; bracken (Pteridium aquilinum); weed problems of mountain areas (with FAO); Equisetum spp; parasitic and hemiparasitic weeds.

Co-operation with other organisations was extensive. There was co-operation with the British Weed Control Council as well as with COLUMA and FAO and conferences were held jointly with the International Sugarbeet Research Institute and the International Union of Biological Control (on parasitic weeds). There was collaborative research with the International Society of Horticultural Science and a joint committee of the Herbicide Evaluation Project Group and EPPO (European Mediterranean Plant Protection Organization) was formed.

Publications were seen as essential to stimulating weed control research. All symposia produced Proceedings and Weed Research rapidly became established as an international journal. By accepting papers in English, French or German it was accessible to virtually all European scientists and it has increasingly attracted contributions from all over the world.

Education and Training was encouraged through an Education Committee.

The transition from EWRC to EWRS
As the activities of EWRC extended it became apparent that a society with membership open to all individuals and organisations who wished to participate would be more effective. A steering committee began work to develop plans for the new society in December 1973.

 

The European Weed Research Society

Formalities
The new society formally came into existence and held its first General Assembly on 3 December 1975 during the Symposium in Paris organised jointly with COLUMA on the Status, Biology and Control of Grassweeds. The legal seat of the Society was in the Netherlands but the Secretariat was initially based in the UK after which it spent periods in France, Germany and now is spread over three countries. The object of the Society, as described in the first Constitution, is to promote and encourage weed research and control technology in Europe for the benefit of the community as a whole.

The Constitution remained unchanged for 10 years. The Governing Body was the Council composed of nominated national delegates, elected members, officers of the Society and co-opted members. As over 40 members were involved, this arrangement proved to be unwieldy, so when the Constitution was revised in 1984-86 the Council was disbanded and the Executive Committee (EXCOM) was given total responsibility for the Society's affairs. National representatives were retained but were elected and were given different responsibilities.

The Scientific Programme
The Scientific Committee (SCICOM) is responsible for the scientific programme of the Society. Of the 7 Research Groups inherited from EWRC, only the Annual Grassweeds Group was really concerned with arable agriculture so an initial task of the SCICOM was to stimulate the development of others. By the end of 1981 there were Groups for Herbicide Application, Herbicides in the Soil, Laboratory Biotests, Mediterranean Weeds and Environmental Effects on Herbicide Performance in addition to 5 of the 7 EWRC groups. Also Joint Committees were established with the European Association for Potato Research (EAPR) for the control of volunteer potatoes and with EPPO regarding the evaluation and registration of herbicides. The Education Committee, initially a Standing Committee reporting directly to EXCOM. was reconstituted as a Working Group of SCICOM.

Working Groups and Symposia. The early activities of Working Groups included workshops, ring-testing, collaborative experiments, surveys and method evaluation. The Herbicide - Soil and Education Working Groups produced books with commercial publishers which generated income for the Society. The Aquatic Weeds Group followed the 4 EWRC symposia with others in Amsterdam in 1978 and Novi Sad in 1982. Similarly the Mediterranean Weeds Working Group followed the 1966 and 1971 EWRC Symposia with one in Oeiras in 1984. There were also more general Symposia on Different Methods of Weed Control and Their Integration at Uppsala in 1977 and The Influence of Different Factors on the Development and Control of Weeds in Mainz in 1979. Symposia organised together with other bodies included the quadrennial Weed Biology, Ecology and Systematics with COLUMA and Influence of Environmental Factors on Herbicide Performance and Crop and Weed Biology with the Association of Applied Biologists and the Society of Chemical Industry at Oxford in 1983.

SCICOM Evolves. In 1985 not only was the Constitution amended but the operation of SCICOM was revised. Weed research was divided into logically connected parts termed Main Subject Areas (MSAs) which included the existing and new Working Groups. EXCOM appointed a chairman for each MSA who became a member of SCICOM. Symposia were to be based on one or more MSAs.

The following decade saw a substantial increase in activities so only a few can be mentioned here. Modelling approaches became widespread and stimulated a cross MSA Workshop on models in Weed Science held in Wageningen in 1987. The Weed Control in Maize MSA introduced the 'Weed Tour'as an activity, in Austria in 1987, Bavaria in 1988 and Hungary in 1996. The Education and Training Group held its first training course in Zaragoza in 1990 organised in conjunction with CIHEAM. In 1994 the European Union funded a proposal on biological weed control which included many members of the Biological Control MSA, the first time a EWRS activity has attracted EU funding.

In addition to meetings organised within MSAs, there were Symposia in Stuttgat-Hohenheim in 1986 (Economic Weed Control), Wageningen in 1988 (Factors Affecting Herbicidal Activity and Selectivity), Helsinki, 1990 (Integrated Weed Management in Cereals), Braunschweig, 1993 (Quantitative approaches in Weed and Herbicide Research), Budapest, 1995 (Challenges in Weed Science in a Changing Europe), Poznan 1997, Basel 1999 and the Society organised jointly with IWSS, the 2nd International Weed Control Congress in Copenhagen in 1996.

Response to political change
The Budapest and Poznan Symposia showed the Society's increasing concern with eastern Europe and there have also been training programmes in Romania (1994), Belarus (1995) and Russia (1997). As a result of a policy to facilitate recruitment, over 35% of the membership now live in former COMECON countries.

This concern was one of the factors that forced further evolution of the Society's scientific activities. The policy of concentrating on specialist symposia was changed as the need to support eastern European activities requires more general conferences. By the end of 1996 the size of SCICOM was reduced by consolidating MSAs, now renamed Working Groups, to 7. Minor changes made to the Constitution in 1999 included the adoption of the Euro as the formal currency.

Communication, liaison and dissemination of information
Weed Research was a well established journal of EWRC and it has continued to be vital to the Society both for scientific communication and as a source of income. Since 1994 it has been produced in English only. The Newsletter was initially almost literally a letter but it expanded following the changes in the Constitution and SCICOM in 1985-6. It now reports planned and completed activities of Working Groups and includes abstracts from workshops and other meetings. National representatives provide occasional reports for the Newsletter and some include summaries of theses. Recent issues plus other Society information and job vacancies are available on the Society's website, http://www.ewrs.org/.

Epilogue
This note would be incomplete without acknowledging the huge voluntary effort of weed scientists throughout Europe in promoting and developing EWRC and EWRS. We hope this brief account will make those who have been most actively involved feel that their efforts have been worthwhile.

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 23:0 توسط غلام رضائي| |

EWRCمخفف كميته پژوهشي علف هرز اروپاست اين كميته ارزيابي را به نام خود بنا نهاد كه علاوه برداشتن دقت بالا، بسيار كاربردي وسريع است ارزيابي استانداردEWRCارزيابي مفيدي است براي  سنجش ميزان مهار علف هاي هرز بوسيله علف كش ها . ازويژگيهاي منحصربفرد آن ساده بودن وكاربردي بودن آن است . بعد از كاربرد علف كش وبسته به مدت اثر (اغلب يكماه بعداز كاربرد علف كش) به مزرعه مراجعه ميشود وبوسيله يك كوادرات (كادر)كه به صورت تصادفي درچند نقطه مزرعه پرتاب شده وتعداد علف هاي هرز داخل كوادرات  لحاظ ميگردد.(علف هاي هرز ازبين رفته(خشك شده)وتعداد علف هاي هرز باقي مانده شمارش مي گردد ).تعداد كل راصددرصد فرض كرده وعلف هاي هرزخشك شده را نيز به صورت درصد محاسبه ميكنندچنانچه علف كش خاك كابرد -پيش رويشي يا پس رويشي باشد نياز به شاهد داريم وسپس با استفاده از اشل زير ميزان تاثير علف كش  ارزيابي مي گردد در اين روش نيازي به  محاسبات آماري پيچيده ويا بيوماس علف هرز نيست.در این ارزیابیِِ مهار به ۹کلاس طبقه بندی میشود.که بصورت مثال تفاوتی  برای میزان ا تا ۵۰درصد مهار قائل نمیشود در کلاس های مهار بالاتر تفاوت كلاس ها جزئی تر میگردد.

.

نمره ارزيابي

درصد مهار علفهاي هرز

 

توضيح

 

1

100

نابودي كامل

2

99–5 /96

مهاربسيار خوب

3

5/96–93

مهارخوب

4

93–5/87

مهارمطلوب

5

5/87–80

مهاركمي مطلوب

6

80–70

مهارنامطلوب

7

50–70

مهارضعيف

8

50–1

مهاربسيار ضعيف

9

0

كاملا بدون تاثير

 

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:9 توسط غلام رضائي| |

بررسي تأثير آفت‌كش‌ها بر ميزان كارآيي تثبيت بيولوژيك نيتروژن در حبوبات

اهميت نيتروژن در شكل‎گيري، بقاء و تكامل حيات به اندازه‎اي است كه قطعاً بدون وجود اين عنصر، چهرة حيات با آن چيزي كه امروزه شاهد آن هستيم كاملاً متفاوت مي‎بود. تقریباً 78% اتمسفر زمین را N2  تشکیل می‌دهد. گياهان، جانوران و ميكروارگانيزم‎ها همگي توسط گاز نيتروژن احاطه شده‎اند و در واقع همگي در عالم N2 زندگي مي‎كنند. با اين وجود اين منبع عظيم نيتروژن جز براي برخي از باكتري‌ها، براي مابقي موجودات زنده غيرقابل استفاده است (آنون، 1984).

ورود نيتروژن مولكولي به سطح بيوسفر اصطلاحاً تثبيت نيتروژن ناميده مي‎شود. تثبیت و تبديل اين فرم نيتروژن به فرم‎هاي قابل استفادة گياه، عمدتاً از طريق صنعتي و يا به صورت بيولوژيك (توسط گروهي از باكتري‌ها) امكان پذير است (آنون، 1984 و اسپرنت، 1990). تثبیت بیولوژیک نیتروژن توسط باکتری‌ها عمدتاً از طریق برقراری همزیستی با گیاهان خانوادة حبوبات می‌باشد. اهمیت حبوبات در حاصلخیزی خاک از 6 هزار سال قبل که مصریان آنها را در تناوب کشت خود قرار می‌دادند؛ روشن بوده است (اردکانی، 1374). تثبیت نیتروژن به روش همزیستی دارای انواع مختلفی می‌باشد که از آن جمله می‌توان به همزیستی باکتری‌های ریزوبیوم با گیاهان خانوادة حبوبات اشاره كرد. در همزيستي حبوبات با باكتري‌هاي جنس ريزوبيوم علاوه بر اين كه بخش اصلي نيتروژن تثبيت شده به مصرف گياه مي‌رسد، خاك نيز از لحاظ نيتروژن تقويت مي‌شود (بورديليو و پريوست، 1994).

 تأثير آفت‌كش‌ها:

 فرآيند تثبيت بيولوژيك نيتروژن مي‌تواند به شدت تحت تأثير عوامل مختلف اقليمي و خاكي قرار گيرد. بنابراين داشتن اطلاعات كافي در اين خصوص مي‌تواند كمك بسيار زيادي در بهبود و افزايش كارآيي اين پديده بنمايد. از مهم‌ترين اين عوامل مي‌توان pH، رطوبت و دماي خاك، نور و فتوسنتز گياه، مصرف كودهاي نيتروژنه، عناصر معدني، گونه و نژاد باكتري، رقم گياه، عوامل مختلف بيولوژيك و مصرف آفت‌كش‌ها را نام برد (پوردوايي، 1362). در ميان اين عوامل، استفاده از انواع آفت‌‌كش‌ها در نظام توليد گياهان زراعي بخصوص حبوبات آنچنان رايج شده است كه تصور توليد محصول بدون مصرف آنها امكان‌پذير نمي‌باشد (صالح راستين، 1375). نتايج آزمايش‌هاي انجام شده در اين زمينه نشان مي‌دهد كه تعدادي از علف‌كش‌ها، حشره‌كش‌ها و كنه‌كش‌ها در تثبيت بيولوژيك نيتروژن تأثير نامطلوب دارند و مصرف آنها فعاليت تثبيت بيولوژيك نيتروژن را كاهش مي‌دهد (بوهلر و همكاران، 1992). در مورد اثر آفت‌كش‌ها بر تثبيت بيولوژيك نيتروژن گزارش‌هاي متعددي وجود دارد كه ذيلاً به تفكيك گياه به بعضي از آنها اشاره مي‌شود:

 لوبيا:

تريفلورالين يكي از رايج‌ترين علف‌كش‌هاي مورد استفاده در زراعت لوبيا محسوب مي‌گردد. اين علف‌كش موجب كاهش گره‌بندي ريشه، عملكرد دانه و درصد پروتئين دانه در لوبيا و كاهش وزن خشك گره‌ها مي‌شود (گراهام، 1978). لوس (1975) اظهار داشت كه علف‌كش پيش از كاشت آلاكلر باعث كاهش توليد آمينواسيدها و ويتامين‌ها توسط باكتري‌هاي موجود در ريشه‌هاي لوبيا مي‌گردد. اين علف‌كش وقتي توسط ريشه گياه از خاك جذب مي‌شود باعث اختلال در چرخه توليد باكتري‌ها مي‌گردد، به طوري كه تشكيل گره در ريشه لوبيا را كاهش مي‌دهد و همچنين در فعاليت باكتري‌ها اختلال ايجاد مي‌كند و در نتيجه موجب كاهش تثبيت بيولوژيك نيتروژن، كاهش پروتئين دانه و كاهش عملكرد دانه گياه مي‌گردد. هاردي و همكاران (1968) گزارش دادند كه علف‌كش انتخابي داينوسب سبب كاهش احياء اتيلن و استيلن در لوبيا مي‌گردد. آنها بيان كردند كه داينوسب بر روي تثبيت بيولوژيك نيتروژن و تعداد گره‌هاي موجود در ريشه و رشد ريشه‌هاي جانبي تأثير منفي گذاشته و سبب رشد رويشي و عملكرد دانه لوبيا مي‌گردد. كورلي و بورتون (1975) گزارش دادند كه قارچ‌كش‌هاي PCNB، تيرام، كاپتان و فورادان تأثير منفي بر روي گره‌بندي ريشه لوبيا دارند. آنها اظهار داشتند كه به غير از كاپتان بقيه قارچ‌كش‌ها بر روي عملكرد دانه و درصد پروتئين دانه تأثير منفي ندارند. بزديك و همكاران (1978) اعلام كردند كه مصرف قارچ‌كش PCNB بر روي لوبيا موجب كاهش رشد رويشي آن مي‌گردد، و هر چقدر pH خاك بالاتر باشد، اين كاهش مشهودتر است. علاوه بر اين استودارد (1976) بيان داشت كه اين قارچ‌كش بيشترين تأثير منفي را بر روي تعداد گره‌هاي ريشه و كمترين تأثير منفي را بر روي سطح برگ لوبيا دارد.

 باقلا:

ويلسون و كودري (1946) در طي آزمايش‌هايي كه انجام دادند ثابت كردند كه حشره‌كش دي‌آلدرين بر روي باكتري‌هاي تثبيت كننده نيتروژن در باقلا تأثير منفي دارد. آنها دريافتند كه استفاده از حشره‌كش دي‌آلدرين بر روي باقلا از تعداد باكتري‌هاي تثبيت كننده نيتروژن مي‌كاهد و همچنين تعداد گره‌هاي موجود در ريشه باقلا را كاهش مي‌دهد. علاوه بر اين آنها (ويلسون و كودري، 1948) گزارش دادند كه حشره‌كش ليندين عليرغم تأثير مثبت بر روي رشد رويشي باعث كاهش  گره‌بندي و عملكرد دانه باقلا مي‌گردد. مكنزي و مك‌راي (1972) بيان داشتند كه حشره‌كش‌هاي نواكرون و دورسبان تأثير متفاوتي بر روي باقلا دارد. آنها اعلام كردند كه حشره‌كش دورسبان در دز معمول هيچ گونه تأثير سوئي بر روي گره‌بندي ريشه، رشد رويشي و عملكرد دانه باقلا ندارد ولي حشره‌كش نواكرون در دز توصيه شده بر روي گره‌بندي ريشه و تثبيت بيولوژيك نيتروژن تأثير منفي دارد ولي بر روي عملكرد دانه هيچ‌گونه تأثير منفي ندارد. دورسبان در دز دو برابر مصرف بر روي گره‌بندي ريشه و محتواي كل نيتروژن گياه تأثير منفي داشت و باعث كاهش تعداد گره‌ها در ريشه و نيتروژن كل گياه گرديد ولي بر روي رشد رويشي و عملكرد دانه تأثيري نداشت. حشره‌كش نواكرون در دز دو برابر مصرف علاوه بر كاهش تعداد گره‌هاي ريشه و محتواي كل نيتروژن باقلا باعث كاهش رشد رويشي به مقدار قابل توجهي گرديد، اما درصد كاهش عملكرد دانه آن به اندازه درصد كاهش رشد رويشي نبود. آنها به اين نتيجه رسيدند كه تأثير حشره‌كش‌هاي سيستميك بيشتر از حشره‌كش‌هاي تماسي مي‌باشد.

 لوبيا چشم بلبلي:

غلظت‌هاي متفاوت BHC در بالاتراز 4 ليتر در هكتار، گره‌بندي در ريشه لوبياي چشم‌بلبلي را به طور چشمگيري كاهش مي‌دهد و هر چه دز مصرفي افزايش يابد بر روي رشد رويشي، سطح برگ و عملكرد دانه تأثير منفي بيشتري مي‌گذارد (پدرسون 1949). اما حشره‌كش‌هاي BHC و كلردان، عملكرد دانه و رشد رويشي را در لگوم‌ها افزايش مي‌دهند (آبوئل فادي و فاهمي 1958). آنها در آزمايشاتي كه بر روي لوبياي چشم‌بلبلي انجام دادند، متوجه شدند كه استفاده از اين حشره‌كش‌ها در دز معمولي نه تنها هيچ گونه تأثير منفي بر روي گره‌بندي ريشه، سطح برگ و محتواي نيتروژن موجود در لوبياي چشم‌بلبلي ندارد بلكه از طريق افزايش گره‌بندي ريشه و سطح برگ باعث افزايش رشد رويشي و عملكرد دانه آن نيز مي‌گردد.

 ماشك:

دودنيك (1956) اعلام كرد كه حشره‌كش ددت در دز معمولي موجب تحريك گره‌بندي ريشه در ماشك مي‌شود. وي اين آزمايش را در خاكي كه به 60 درصد ظرفيت زراعي رسيده بود انجام داد و دريافت كه استعمال اين حشره‌كش در دز بالاتر از معمول تأثير منفي بر روي گره‌بندي ريشه، عملكرد دانه و رشد رويشي دارد. وي دريافت كه استفاده از حشره‌كش ددت در دز پايين‌تر از معمول هيچ‌گونه تأثير مثبتي بر روي عملكرد دانه و رشد رويشي ماشك نداشته بلكه محتواي نيتروژن موجود در ماشك را به مقدار قابل توجهي افزايش مي‌دهد.

 نخود:

بارديا (1967) طي آزمايشاتي كه بر روي نخود انجام داد دريافت كه دزهاي بالاي ددت بر روي رشد رويشي، گره‌بندي ريشه و محتواي نيتروژن نخود تأثير زيان‌آوري دارد. وي نشان داد كه بين كاهش تعداد گره و افزايش دز ددت رابطه مستقيم وجود دارد. به همين ترتيب ويلسون و كودري (1946) تأثير متفاوت حشره‌كش ددت را بر روي باكتري ريزوبيوم، مورد آزمايش قرار دادند. آنها اعلام كردند كه بيشترين تأثير منفي ددت بر روي رشد رويشي مربوط به سطح برگ بوده و تأثير معني‌داري بر روي ارتفاع بوته ندارد. آنها همچنين مشاهده كردند كه حشره‌كش ددت در دز پايين (سبك) تأثير مفيدي بر روي تثبيت بيولوژيك نيتروژن و رشد باكتري ريزوبيوم دارد.

 ماش:

پاريك و گائور (1970) آزمايشاتي را با دزهاي متفاوت حشره‌كش ددت بر روي ماش انجام دادند. دزهاي مورد آزمايش 5، 1، 10، 40، 100 و 1000 پي‌پي‌ام بود كه دز معمول 2 پي‌پي‌ام است. آنها دريافتند كه حشره‌كش ددت در دزهاي 5، 10، 40 و 100 پي‌پي‌ام تأثيرات زيان‌آوري بر روي عملكرد دانه ماش دارد و با افزايش دز، عملكرد به طور فزاينده كاهش مي‌يابد. آنها همچنين متوجه شدند كه دز مورد مصرف 1000 پي‌پي‌ام تأثير منفي بسيار بيشتري نسبت به ساير دزها دارد و به 30 درصد كاهش عملكرد دانه منتهي مي‌شود. درحالي كه كاهش عملكرد دانه در 100 پي‌پي‌ام در حدود 5 درصد است.

 عدس:

اسپروت و همكاران (1992) تأثير كاربرد متريبوزين را بر همزيستي ريزوبيوم در عدس بررسي كردند عدس با باكتري Rhizobium leguminosarum تلقيح شد و علف‌كش متريبوزين در 8 و 13 روز بعد از كاشت بر روي محصول بكار برده شد. كاربرد متريبوزين در 8 روز بعد از كاشت اثر منفي و معني‌داري روي وزن گياه، تعداد گره، رشد اندام‌هاي هوايي و فعاليت احياء استيلن داشته است. 5 تا 10 روز پس از كاربرد علف‌كش گياه شروع به رشد مجدد و جبران اين اثرات كرد به طوريكه در 13 روز بعد از كاشت اثرات منفي زيان‌بار اندك بود. كمتر از 2% از علف كش بكار برده شده بر روي اندام‌هاي هوايي به قسمت‌هاي زميني انتقال داده شده بود. بنابراين كاربرد متريبوزين اثر غير مستقيمي بر تشكيل گره و تثبيت نيتروژن دارد.

 نتيجه گيري و پيشنهادات:

به طور كلي گزارش‌هاي موجود در زمينه اثرات آفت‌كش‌هاي مختلف به ويژه علف‌كش‌ها، حشره‌كش‌ها و قارچ‌كش‌ها نشان مي‌دهند كه گونه‌هاي مختلف و صفات گياهي مختلف حساسيت متفاوتي به آفت‌كش‌ها نشان مي‌دهند و عموماً تأثير منفي علف‌كش‌ها بيشتراز حشره‌كش‌ها، حشره‌كش‌ها نيز بيشتر از قارچ‌كش‌ها و تأثير منفي علف‌كش‌هاي پيش از كاشت بيشتر از علف‌كش‌هاي پس‌رويشي مي‌باشد. به علاوه با افزايش دز مصرف، تأثير منفي آفت‌كش‌ها افزايش مي‌يابد. بنابراين با توجه به اهميت تثبيت بيولوژيك نيتروژن در كاهش نياز به مصرف كودهاي نيتروژنه، استفاده از نهاده‌اي غير از آفت‌كش‌ها ضروري بنظر مي‌رسد. در سال‌هاي اخير استفاده از روش‌هاي كنترل بيولوژيك بعنوان جايگزيني مناسب براي مبارزه با آفات و بيماري‌هاي گياهي بسيار مورد توجه قرار گرفته است.

 

منبع:مجموعه مقالات اولين همايش حبوبات ،مشهد مقدس ،صفحه ي368

نويسندگان مقاله، عباسي رحمت، عرب سيد مهدي، عليزاده حسن محمد و مؤذن قمصري بهروز

 

 

نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 21:54 توسط غلام رضائي| |


علف کشهای گــروه دی فنیــــل اتر

 در بسیاری از گیاهان زراعی جهت کنتـــــرل علف هرز یکساله بصورت کاربرد قبـل از سبزشدن ویا ابتدای سبز شدن به مصرف میرسند .اولین ترکیب از این رده نیتروفن بود که بوسیله شرکت روم وهاس تکامل یافت .این علف کش سالها جهت کنترل علف هرز در تعدادی از سبزی جات وزراعتهايي مانند سويا ،بادام زميني ،پنبه وبرنج و بویژه در شالیزارهای ژاپن به مصرف رسیده است.تركيبات سازنده ي موفق اين گروه  مهم شامل

 1.    اسي فلوروفن               با نام بازرگاني بليزر علف كش پس رويشي علف هاي هرز پهن برگ سويا

2.    اكسي فلوروفن             با نام بازرگاني گل علف كش علف هاي هرز باغات ميوه

3.    بيفنوكس                     با نام بازرگاني مودان علف كش پيش رويشي در زراعتهاي سورگوم وسوياو برنج وجنگل ها

4.    نيتروفن                         با نام بازرگاني توك علف كش پيش رويشي  در خانواده كلم ،هويج ،كرفس،پياز، جعفري وچغندر قند

5.     ديكلوفوب متيل                 با نامهاي بازرگاني ايلوكسان ، هولان ،هوگراس است علف كش پس رويشي كنترل كشيده برگها در گندم

 رشد وساختمان گیاه
بطور کلی دی فنیـــــل اتر ها علف کشهای تماسی محسوب میشوند .البته بعضی از این ترکیبـات نیز عکس العمل رشــــدی ایجــاد
 میکنند .این علف کشها بوسیله برگ وریشه جذب شده ولی بعد از جذب شـدن حمل انها تا فواصل زیاد بسیار کم صورت می گیرد
 گزارش شده است که دیکلوفوپ – متیل در برگها خاصیت تماسی داشته ومیزان کلروفیـــل راکاهش میدهد (کوخر ولوتز 1975 ).این افراد همچنیــن گزارش داده اندکه دیکلوفوپ متیل در گیاهـــــــان حساس از رشد ریشه وفعالیت های مریستمی ساقه به شدت جلوگیری میکند .جلوگیری از رشد ریشه بوسیله دیکلوفوپ-متیل درمورد ذرت نیز گزارش شده است . همچنین مشاهده گردیده که کاربرد دیکلو فوپ – متیــــل روی ریشه توسعه ریشهای نابجـــا را در ساقهای یولاف افزایش میدهد در حالی که چنانچه روی قسمت های هوایی بکار رود از ایـن عکس العمل جلوگیــــری می کنداحتمـــالا اثر علف کش دیکلوفوپ متیل بصورت تاثیر مستقیــــم دو شکل بیولوژ یکــــــی ان می باشد که نحوه عمل ومحل عمل انها متفاوت است. دیکلوفوپ و دیکلوفوپ متیــــل هر دو در     گیاهچه های یولاف وحشی avena fatua  از رشد ریشه جلوگیـــــری می کنند ولی در مورد گنــــدم چنین نیست . محققیـــــن اظهار داشتند که دیکلــوفوپ متیــــــل به عنوان یک ضد اکسیـــــن قوی عمل می کند در حالی که متابولیست ان(دیکلوفوپ ) از طریق مکانیسم دیگری از رشد ونمو ریشه ممانعت میکند. مشاهده شده است که اکسی فلوروفن باعث تخریب غشاء سلولی شده و بعد از بکار رفتن روی شاخ و برگ جهت فعالیت خود به نور نیاز دارد جذب دیکلوفوپ –متیـــــــل بوسیله مناطـق ساقه وریشه درگیاهچـــه های درحال خروج ازطریـق قرار دادن موضعـــی این علفکش درخاک مـورد بررسی قرارگرفته است (کرولی وهمکاران )درشرایطــی که علفکش درناحیه ریشه قرارداده شده نسبت به زمانی که درناحیه ساقه بکاررفتـــه بود ,بمراتب برای تمام قسمتهای گیاه سمی تر بود

عکس العمل های بیوشیمیایی

تحقیقیات روی مکانیسم عمل علفکشهای نوع  دی فنیل اتر محدود میباشد .(مورلند وهمکاران)اثرات نیتروفــــن ,فلورودیفــــن و-نیتروفنیـــــل 2,4,6-تریکلـــروفنیــــل اتر، را روی واکنشهـــای درون کلــــــروپلاست و میتوکنــــدری بررسی کرده اند . درکلروپلاستهــــــا هر سه ترکیب عمدتـــــا دارای بازدارنده های انتقال غیر چرخـــــه ای الکترون و  فتو فسفریلا سیون جفت شده ,عمل میکنند .

با این وجـــــود سایر تحقیقـــات نشان می دهد اثر علفکشهای دی فنیــل اتری بر فتوسنتز و تنفس از نظر ماهیت ثانویه می باشند . پریرا و همــکاران (1971) دریافتنــد کــه نیتروفـــن از فتـــــوفسفر یلاسیــــون غیرچرخــــه ای وانتقــال الکترون در کلــــــروپلاستهای اسفناج جلوگیری کرده و جذب اکسیژن را درقطعات برگ کلم افزایش می دهد.

این ترکیبات را بر اساس نیاز نـــــوری شان جهت بروز فعالیتهای علفکشــی به دو گروه تقسیم شده اند.به طور کلی ترکیبـــــاتی که بر روی حلقه بنزن دارای ترکیبات استخـــــلافی اورتو میباشنـد .(نیتروفن ,فلورودیفن )به نور نیاز دارند ,در حالیکه مشتقات استخلافی متا هم در نور و هم در تاریکی فعــال می باشند . 

نحوه عمل :
علف کشهای دی فنیل اتری چنانچه بر روی برگهای گیاه بکار روند موجب زردی برگها و بافت مردگی می شوند که این امر مربوط به گسیختگی غشاء سلولــــــی می باشد .تعداد خاصی از این ترکیبات سبب جلـــو گیری از جوانه زدن بذر ,رشد وفعالیت های مریستمی نیز میشوند .این علف کشـــــــــها بسهولت از طریق برگ و ریشـــه ها جذب می شوند ولی انتقال آنها محدود میباشد .

مطالعات بر روی کلرو پلاست نشان داده است که این علف کشها از انتقال غیر چرخــه ای الکترون و اتصال فتو فسفر یلا سیـــــون جلو گیری میکنند این ترکیبات در میتوکنـــــــــــــدری نیز به عنوان بازدارنده انتقال الکتــــــرون عمل میکنند . بنظـر
می رسد که عمل دیکلــــــو فوپ تا حدودی شامل تغییر دادن عکس العمل های گیاه نسبت به اکسین درونی (طبیعی ) می باشد.

ویژگیهای خانواده دی فنیل اترها  :
1) این بازدارنده ها (بازدارنده های پروتکس ) قادر به وارد شدن در ریشه ها,ساقه ها یا برگــــــــهای گیاهــان نورسته هستند .
2)انتقال این علف کشها درگیاهان اندک است یا اصولا انتقال نمی یابد .در صورت وجود انتقـال در آوند چوب حادث میشود .
3)فعالیت این علف کشها مستلزم وجود نور است.

 4)اندام گیاهی قرار گرفته در معرض این علف کشــها و نور دچار خشک شد گی ونکروزه می شوند وبه سرعت از بیـــن می روند (ظرف یک تا دو روز).
 5)برگهای نورستــه گیاهان زراعی متحمل نظیر سویا نیز ممکن است بر اثر این علف کشهـــا دچار کلروز و نکروز (برنزه شدن برگها )شوند ,البته این موضــــوع سبب نقصــان عملکرد نمی شود .
6)تمامی ترکیبات این گروه با جلو گیــــــری از فعالیت آنزیم پروتوپورفیرینوژن اکسیدازسبب تخریب غشـاهای سلولی میشوند

7)این علفکشها به شدت جذب مواد آلی خاک می شوند و در برابر آبشــــــویی کاملا مقاوم هستند . به همین دلیل زمانـــی که به صورت پیش رویشی به کار روند ,تاثیـــــــــر آنها در نزدیکی سطح خاک طـــــی رویش دانه ها به وقوع خواهد پیوست .
8)اختـــلاط با خاک سبب کاهش شدید فعالیت این علف کشها می شود .

9)تاکنون گزارشی درباره توسعه مقاومت ناشی از کاربرد مکرر علف کشهـــای این گروه ثبت نشده است .
10)اثرات باقــــی مانده این علف کشها در خاک کاملا متفاوت است .

مکانیسم های مقاومت :
سه مکانیسم اصلی مقاومت گیاهـــان به علف کشهای بازدارنده پروتکس عبارتند از: 1)مقاومت در سطح جایگــــــاه عمل ملکولی 2)تجزیه متابولیکــــــــــــی سریع علف کشها 3)جلوگیـــــــــری از حرکت علف کش ها از
 محل کاربرد به محل عمل .

منابع :
1-  فلويدام. اشتون و آلدون.اس . كرافتز . فيزيولوژي علف كش ها .مترجميــــــــن راشد محصل ، م .ح و محلاتي ، م.ن 1375 .انتشارات دانشگاه مشهد شماره 82 مشهد 279 صفحه
2  - موسوي،س.ك .و ا . زند . و ح . صارمي .1384 علف كش ها . دانشگاه زنجان صفحه 84

3-  دكتر حسين قديري ،اصول وروشهاي علم علفهاي هرز،انتشارات دانتشگاه شيراز،  1372

     4- فتحي وارجمند، علفكشها وفيزيولوژي گياهي،انتشارات جهاد دانشگاهي  مشهد ،1378

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 22:34 توسط غلام رضائي| |

تخریب کننده های غشای سلولی

این. نوع علف کشها براساس تقسیم بندی (طبقه بندی) روشهای HRAC و WSSA با جایگاه عملی که از بازدارندگی فتوسیستم یک (PSI) تا ممانعت از فعالیت  پروتوپور فیرینوژن اکسید از (PROTOX) و جلوگیری از گلوتامین سنتاز گسترده اند مورد مصرف قرار گرفته که در این میان براساس طبقه بندی فوق بازدارنده های فتوسیستم یک در گروه 22 با مشخصه حرف انگلیسی D در خانواده ای شیمیایی با نام بای پیرید بلیوم ها با نام عمومی پاراکوات و نام تجاری گراماکسون از نظر کارکرد فیزیولوژیک مورد بحث و بررسی قرار می گیرند

 پاراکوات با دو نام تجاری از دو کارخانه سازنده :

ارتو پاراکوات سی ال ـ کمپانی شیمیایی شرون

گراماکسون ـ کمپانی آمریکائی ICI

 تخریب کننده های غشای سلولی

ترکیبات متعلق به این گروه خواص شیمیایی متنوعی دارند . اکثر آنها به صورت علف کش های تماسی پس رویشی به کار می روند ؛ البته اکسی دیازون ، سولفن ترازون و اکسی فلورفن دارای مصارف مهمی به صورت علف کش های پیش رویشی خاک برد هستند . هر چند جایگاه عمل این علف کش ها از بازدارندگی فتوسیستم I تا ممانعت از فعالیت پروتوپروفیرینوژن اکسیداز(PROTOX) و جلوگیری از گلوتامین سنتاز گسترده است، اما مرگ گیاهی ناشی از کاربرد این علف کش ها سریع است . فعالیت مناسب این علف کش ها مستلزم پوشش کامل سمپاشی روی شاخساره هاست وتحت شرایط محیطی گرم و نور شدید مرگ گیاهان سریع تر اتفاق می افتد. رادیکال های آزاد (اکسیدان های زیستی) تشکیل شده در گیاهان در نتیجه عمل این علف کش ها سبب تخریب غشاهامی شود.

ویژگی های بازدارنده های فتوسیستم1

  1. علف کش هایی غیر انتخابی
  2. تأثیر روی فتوسنتز در محل PSI
  3. عامل خشک شدگی سریع
  4. عمده عمل به صورت تماسی
  5. اتصال برگشت ناپذیر به خاک های رسی
  6. تأثیر علف کشی منحصراً روی شاخ و برگ

بازدارنده های PSI علف کش هایی با کارکرد سریع ، غیر انتخابی وتماسی هستند. پاراکوات معمولاً روی علف های هرز باریک برگ ، در حالی که دی کوات روی گیاهان پهن برگ موثر است .

نام عمومی وتجاری علف کش های بازدارنده PSI ثبت شده در ایران
خانواده شیمیایی                             نام عمومی                       نام تجاری

بای پیریدیلیوم ها                                 پاراکوأت                      گرماکسون
                                                       دی کوات                        رگلون*
 
*این علف کش در ایران ثبت نشده است .

علف کش های دی کوآت ترکیبات آلی هتروسیکلیک (دارا بودن بیش از یک نوع اتم در حلقه) متعلق به گروه بای پیریدیلیوم ها هستند. ساختمان حلقوی این ترکیبات دارای بار مثبت است و به صورت نمک فرموله می شود . ویژگی های عمومی این علف کش ها به شرح زیر است :

 1- کاملاً محلول در آب ، فرمولاسیون به صورت نمک های دی کلرید یا دی بروماید

2- کاتیون های قوی

3- جذب شاخساره ای سریع

4- مرگ سریع گیاهان تیمار شده ظرف 1 یا 2 روز پس از کاربرد علف کش

5 – عمل علف کشی در حضور نور بسیار سریع تر از تاریکی است

6 – معمولاً مرگ گیاهان آن قدر سریع اتفاق می افتد که انتقال علف کش ناچیز خواهد بود .

7- افزایش تحمل نسبت به پاراکوآت در برخی علف های هرز پس از کابرد مکرر این علف کش توسعه یافته است.

8- این علف کش ها جذب سطحی کلوییدهای غیر آلی خاک می شوند ، از این رو فعالیت آنها در خاک ناچیز است .

 کارویژه PSI

PSI دومین مجموعه پروتیین ـ کلروفیل دخیل در فتوسنتز است. PSI با تهییج الکترون و انتقال آن به پذیرنده ها سبب جذب انرژی نور خورشید می شود . الکترون ارتقاع یافته با الکترونی از PSII جایگزین می شود . انرژی الکترون PSI را پذیرنده های مختلفی که همگی حاوی آهن هستند ، جذب می کنند و سرانجام در تولید NADPH استفاده می شود .

 NADPH عاملی احیا کننده است که دربسیاری از واکنشهای بیوشیمیایی سلولی شرکت می کند .

 خصوصیات فیزیکی ـ شیمیایی

پاراکوات و دی کوات حلالیت زیادی در آب دارند و خاصیت اسید ضعیف ندارند . هردو این علف کش ها دارای بار مثبتند و به شدت به ذرات خاک به ویژه مواد آلی می چسبند . این علف کش ها به محض پیوند با خاک ، هم برای گیاهان و هم برای میکروارگانیزم های خاک غیر قابل استفاده می شوند. از این رو این علف کش ها در خاک فعالیت و آبشویی ندارند .

پاراکوات و دی کوات روی سطح برگ به مقدار خیلی کمی در معرض تجزیه نوری قرار می گیرند ولی این تجزیه به قدری کم است که فعالیت آنها را تحت تأثیر قرار نمی دهد.

 جذب و انتقال

پاراکوات و دی کوات خیلی سریع جذب برگ می شوند این علف کش ها ظرف یک تا دو ساعت پس از کاربرد نسبت به شستشو از طریق باران مقاوم     می شوند . پیوند محکم این علف کش ها با خاک به این معنی است که از طریق ریشه جذب نمی شوند . حرکت آنها تقریباً منحصر به آوند چوبی و از پایین به بالای گیاه است ؛ البته فعالیت سریع ، حرکت را محدود می سازد.

 جلویگری از انتقال الکترون در فتوسیستم I

برخلاف بازدارنده های PSII بازدارنده های PSI مانع جـریـان  الکتــرون نمی شـــوند ، بلـکه بــاعث انحـراف    الــکتـرون هــا از ناقـل هــای الــکتـرونی حـــاوی آهـــن                    (شامل FD,FDs,FP) می شوند . الکترون های منحرف شده به سمت اکسیژن می روند و تشکیل رادیکال های آزاد اکسیژن و در نهایت رادیکال هیدروکسیل با واکنش پذیری زیاد می دهند . در این فرآیند علف کش تخریب نمی شود ، بلکه به صورت کاتالیزور عمل می کند و پس از عبور الکترون ، مجدداً باززایی شده و ممکن است الکترون دیگری از PSI دریافت کند .

 رادیکال های آزاد اکسیژن باعث تخریب پروتیین ها و لیپیدها شده ، غشاهای گیاهی را مورد هجوم قرار داده ، استحکام آنها را از بین برده و در نهایت منجر به خشک شدن ومرگ گیاه می شوند. فعالیت سریع این علف کش ها باعث می شود که علاوه بر کاربری علف کشی ، از آنها به صورت خشک کننده برگ گیاهان زراعی نیز استفاده شود.

فعالیت سریع این علف کش ها ، همچنین مانع حرکت آنها در آوندهای آبکش می شود . چون این علف کش ها فقط از طریق سلول های زنده منتقل می شوند ، بنابراین در منطقه تخریب شده محبوس می مانند.

 مکانیسم عمل

در گیاهان تیمار شده با پاراکوآت یا دی کوآت علف کش به نزدیکی محل پیوند فرودوکسین متصل و با دریافت الکترون به رادیکال آزاد تبدیل می شود  رادیکال آزاد علف کش بر خلاف فرودکسین احیاء شده الکترون ها را به NADP (نیکوتین آمیدآدنین دی نوکلوتید فسفات) تحویل نمی دهد ، بلکه وارد یکسری واکنش ها شده که منجر به تخریب غشای سلولی و مرگ گیاه می شود.

 مکانسیم عمل دی کوآت و پاراکوات . طی فرآیند جریان الکترون در فتوسنتز هر یک از این علف کش ها یک الکترون از فتوسیستم I دریافت می کند و به رادیکالی آزاد تبدیل می شود .   تشکیل چنین رادیکالهای ازادی سبب توقف انتقال الکترون به NADP و ممانعت از کارکرد عادی فتوسیستم I می شود. در PSI  پلاستوسیانین طی سلسله مراحلی (FA,FX,A1,A0,P700) الکترون ها را به فرودوکسین ودرنهایت به NADP انتقال می دهد . درگیاهان تیمار شده با پاراکوت یا دی کوات علف کش نزدیک به جایگاه پیوند فردوکسین متصل می شود و الکترون ها را دریافت می کند و تبدیل به رادیکال آزاد می شود. تفاوت رادیکال آزاد این علف کش ها با فردوکسین احیا شده در این است که رادیکال های آزاد پاراکوات و دی کوات الکترون های دریافتی را به NADP تحویل نمی دهند ، بلکه سبب آغازش مجموعه ای از واکنش ها   می شوند که منجر به تخریب غشای سلولی و سرانجام مرگ گیاه می شود.

 رادیکال های آزاد پاراکوآت و دی کوآت عوامل مستقیم آسیب به بافت های گیاهی نیستند . این رادیکال های آزاد ناپایدارند وبه سرعت اکسیده و به ترکیبات اولیه تبدیل می شوند و بدین ترتیب مجدداً آماده پذیرش الکترون از فتوسیستم I و تشکیل رادیکال آزاد علف کش می شوند. طی فرآیند اکسیداسیون ، رادیکال آزاد علف کش با آب و اکسیژن واکنش می دهد، سوپراکسید و علف کش اولیه تشکی می شود . سپس سوپراکسید با آنزیم سوپراکسیددیس موتاز واکنش می دهد و پراکسیدهیدروژن تشکیل می شود. ترکیب اخیر رادیکال های هیدروکسی را به وجود می آورد . رادیکال های هیدروکسی مهمترین اکسیدان بیولوژیکی شناخته شده اند که به سرعت و با کارایی بالایی از طریق پراکسیداسیون چربی موجبات تخریب غشاهای سلولی را فراهم می آورند .

 تشکیل رادیکال های آزاد در گیاهان پس از تیمار با پاراکوآت یا دی کوآت ، رادیکال های آزاد به طور مستقیم سبب تخریب بافت های سلولی نمی شوند . این رادیکال های آزاد ناپایدارند و به سرعت تحت واکنش «خوداکسیداسیون» به ترکیبات اولیه تبدیل و بدین ترتیب دوباره آماده دریافت الکترون می شوند . رادیکال های آزاد طی خود اکسیداسیون با آب و اکسیژن واکنش می دهند و سوپراکسید و علف کش اولیه را به وجود می آورند . پس از آن سوپراکسید با آنزیم سوپراکسیددیس موتاز واکنش می دهد تا پراکسیدهیدروژن تشکیل شود. ترکیب اخیر رادیکال های هیدروکسی را به وجود می آورد. رادیکال های هیدروکسی ، مهمترین اکسیدان های زیستی شناخته شده به سرعت و به طور موثری تخریب غشاهای سلولی از طریق پراکسیده کردن چربی ها را آغاز می کنند . در شرایط عادی زمانی که علف کش در کار نیست . مکانیسم های سلولی سطوح پایین ملکول های تنش زای اکسیداتیو نظیر سوپراکسید و پراکسیدها را مهار می کنند و بدین ترتیب اسیب اندکی به غشاهای سلولی وارد می شود . این آنزیم های پاکسازی و انتی اکسیدان هایی نظیر سوپراکسیددیس موتاز(SOD) ، اسکوربات پراکسیداز و گلوتاتیون دو کتاز سبب سمیت زدایی اکسیدان های فعال می شوند . البته شمار زیاد رادیکال های آزاد تشکیل شده در گیاهان تیمار شده با پاراکوآت یا دی کوآت در حدی است که سامانه های حفاظتی گیاهان از عهده آنها بر نمی آیند .

 متابولیسم و خاصیت انتخابی

پاراکوات و دی کوات را گیاهان نمی توانند متابولیز کنند ، از این رو این علف کش ها غیر انتخابی هستند . گیاهان از نظر حساسیت نسبت به این دو علف کش متفاوت هستند ، البته دلیل این اختلاف هنوز مشخص نیست . سویه هایی از چچم چند ساله برای تحمل نسبت به علف کش پاراکوآت اصلاح شده اند که برای احیای مراتع در نواحی که از این علف کش استفاده می شود، به کار برده می شوند . در سال های اخیر نیز معلوم شده است که بادام زمینی تحمل زیادی نسبت به پاراکوآت دارد.

 سمّیت

این علف کش ها سمیت بالایی برای پستانداران از جمله انسان دارند (123-120=      LD50     ). چنانچه چشم انسان ، ریه ها و دستگاه تنفسی در معرض این سموم قرار گیرند و دقت لازم صورت نگیرد ، باعث ایجاد سوزش می شوند .

با اجتناب از قرارگیری در معرض سموم ، باید خود را محافظت نمود.

 علائم

اگر گیاه در معرض نور باشد ، پس از چند ساعت از مصرف این علف کش ها ، علائم پژمردگی و زردی (کلروز شدن) بین رگبرگ ها ظاهر می شود. بعد از این مرحله حاشیه های برگ ها شروع به قهوه ای و سیاه شدن می نماید و پس از آن برگ ها کاملاً قهوه ای و خشک می شوند.

 دستورالعمل های کاربردی

•کارایی این علف کش ها در صورت کاربرد به هنگام غروب افزایش می یابد ، زیرا در این صورت فرصت کافی برای انتقال در گیاه تا پیش از محدودیت حرکت ناشی از تأثیر آنها ، فراهم می شود.

•سمپاشی به نحوی که پوشش مناسبی روی گیاه ایجاد شود، برای فعالیت این علف کش ها ضروری است .مصرف مقادیر بیشتر آب ، کارایی آنها را افزایش می دهد.

•روی علف های هرز کوچک موثر ترند ، اگر علف هرز بزرگ باشد ، می بایست حجم آب مصرفی را زیاد کرد .

•برای خشک کردن گیاهان زراعی، دی کوات بر پاراکوات ارجحیت دارد.

•پس از یک تا دو ساعت از مصرف ، نسبت به شستشوی ناشی از بارندگی مقاوم می شوند .

•هنگامی که به صورت خشک کننده گیاه زراعی مورد استقاده قرار می گیرند، فعالیت سریع آنها ممکن است سبب ریزش غلاف ها در برخی گیاهان زراعی شود.

•در آب های گل آلود غیر فعال می شوند.

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 21:27 توسط غلام رضائي| |