X
تبلیغات
پژوهش علم علف هاي هرز
پژوهش علم علف هاي هرز

گل خوبی زیباست ای دریغا که همه مزرعه دلهاراعلف هرزه کین پوشانده است(حمیدمصدق).
 
 
غلام رضائي

غلام رضائي کارشناس ارشد مدیریت علف های هرز
*براي جستجوي سريعتر از آرشيو موضوعي كمك بگيريد.
*به جهت غناي بيشتر مطالب لطفا نظرات خود را در قسمت نظرات بيان بفرماييد
*مطالب قابل ارائه خود را از طريق ايميل ارسال بفرمائيد تا با نام شما در وبلاگ انتشار يابد.
*كاستي هاي مطالب را در قسمت نظرات عنوان بفرمائيد.
*استفاده از مطالب اين وبلاگ با ذكر منبع آزاد مي باشد.


rezaee1350@gmail.com

 

موضوعات

مفاهیم بیوشیمی

دانلود

علف كش ها

بيولوژي علف هرز

مباحث گياه شناسي

كنترل علف هرز

خطرات علف كش ها

مقاومت به علف كش ها

فيزيولوژي علف كش ها

دگر آسيبي

معرفي سايت هاي مفيد

مديريت كنترل

 

برچسب‌ها

پاورپوینت

کتاب

مقالات

انیمیشن

همایش

نرم افزار

عکس

مجله

دفاعیه

بیوگرافی اساتید

دانلود

تصاویر

 

پیوند ها

محمدرضالبافي

كشاورزي(Agriculture )

محيط زيست ،منابع طبيعي ،توسعه پايدار

منابع طبيعي

موسسه حمایت از کودکان کم شنوا و ناشنوا

علم علف های هرز

مدیریت علمی علف های هرز

کشاورز

گیاهپزشکی110

دکترپیمان حسیبی

روش تحقیق در علوم کشاورزی

زراعت

اندیشـــــــــه ســــــبز پارســــــــی

باغبانی17

تاکستان

ژنتیک، اصلاح و بیوتکنولوژی

plant Breeding

آلاچیق بچه های کشاورزی

وبلاگ دانشجویان زراعت واصلاح نبات لرستان

کارشناسی ارشد زراعت

گیاهپزشکی(حشره شناسی و بیماری شناسی کشاورزی)

علم گیاهان هرز

کشاورزی

سایت کشاورزی ایران

وبلاگ انجمن علمی دانشگاه صنعتی کرمان

مهندسی کشاورزی-علم علف‌های هرز Weed Science

نشریه آوای شهر ترکالکی

 

مطالب اخير

دانلود پاورپوینت آموزش بیوشیمی

انیمیشن پراکسیداسیون چربی ها(animation thumbnails Lipid Peroxidation )

دانلود دفاعیه

معرفی کتاب مفاهیم محلول سازی، اصول محاسبه و ساخت بافرهای آزمایشگاه زیست شناسی مولکولی

جدال نیشکر وکاتوس Cynanchum acutum(علف هرز مهاجم)

دانلود فایل تصویری گیاهان مهاجم هندوستان Invasive Plants Of India

دانلود پاورپوینت "بادبردگی سموم"

مالچ غیر زنده

دانلود مقاله زیبای ambrosia

پالایش سبز

 
 

پیوند های روزانه

Herbicide Symptomology

علف های هرز استرالیا

مديريت علف هرز در كشاورزي ارگانيك

موتور جستجويPDF

دسترسي رايگان به مجلات كشاورزي

دانشگاه آركانزاس

پایش بین المللی علفهای هرز مقاوم به علفکشها

دپارتمان زراعت دانشگاه ميسوري

كميته كاري مقاومت به عفكشها

ساينس دايركت

علوم گياه وخاك

سازمان ترويج وآموزش كشاورزي

مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران

پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی

انجمن علوم علف‌هاي هرز ايران

انجمن علوم علف‌هاي هرز آمريكا

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

PageRank Checking Icon

برای عضویت در خبرنامه 1-ایمیل خود را در كادر مربوطه از منوی "عضویت در خبرنامه وارد كرده و بر روی كلید "عضویت در خبرنامه كلیك نمائید . 2-پنجره ای آبی رنگ نمایان می گردددر پنجره نمایان شده كد امنیتی را عینا در كادر مربوطه وارد و بر روی Complete Subscription Request كلیك نمائید 3-ایمیلی با عنوان "FeedBurner Email Subscriptions" و حاوی لینك فعالسازی دریافت خواهید كرد ; بر روی لینك كلیك نمائید . شما با موفقت در وبلاگ پژوهش علم علفهای هرز عضو شده و از این لحظه به بعد تمامی مطالب سایت بمحض بروز شدن بصورت خودكار به ایمیل شما ارسال خواهند شد . :



ابزار رایگان وبلاگ
دانلود
 
 

Weblog Themes By PayamBlog

پاورپوینت How herbicides work

برا ی دریافت پاورپوینت How herbicides work

کلیک کنید
.


برچسب‌ها: پاورپوینت

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 |

 

دانلود کتاب مدیریت غیر شیمیایی علف های هرز

کتاب مدیریت غیر شیمیایی علف های هرز





لینک دانلود


برچسب‌ها: کتاب

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 |

 

انیمیشن تاثیر علف کش بر سیستم فتوسنتزII


برچسب‌ها: انیمیشن

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 |

 

Herbicide Uptake by Leaves and Cells

برای دریافت انیمیشن زیبا وجذاب " جذب علف کش توسط برگها وسلول ها بر روی تصویر کلیک نمایید.

شنبه سیزدهم اسفند 1390 |

 

Herbicide Uptake by Roots

برای دانلود انیمیشن زیبا ومفید جذب علف کش بوسیله ریشه کلیک کنید.

دوشنبه هفدهم بهمن 1390 |

 

ضمیمه کتاب راهنمای سموم کشور

جهت دانلود ضمیمه کتاب راهنمای سموم کشور تدوین خانم محبوبه یگانه حاوی آخرین ثبت سموم در کشور شامل "علف کش ٰ حشره کشٰ ، قارچ کش ، حلزون کش ، موش کش" و.... وهمچنین سموم از رده خارج شده بر روی تصویرکلیک کنید.



جمعه بیست و دوم مهر 1390 |

 

HERBICIDE SYMPTOMOLOGY TRAINING MANUAL

برای دریافت مقاله مصور  با تصاویر بسیار زیبا ازاثرات علف کش ها بر گیاهان ومعرفی آثار به جای مانده بر گیاهان با تفکیک گروه های علف کش وهمچنین واژه نامه اصطلاحات مصوربه نام HERBICIDE SYMPTOMOLOGY TRAINING MANUALاینجا کلیک کنید

دوشنبه هفتم شهریور 1390 |

 

چهارمین کنگره علف های هرز در اهواز

چهارمین همایش علوم علفهای هرز ایران نیمه دوم بهمن ماه، در اهواز برگزار خواهد شد.

به گزارش ایانا از روابط عمومی موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، چهارمین همایش علوم علفهای هرز ایران با محوریت انجمن علوم علفهای هرز ایران و تعامل و مشارکت سازمان جهاد کشاورزی خوزستان، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان و موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور در نیمه دوم بهمن ماه، سال 1390 در اهواز برگزار خواهد شد.

هدف از برگزاری این همایش، کاهش میزان خسارات علفهای هرز در اکوسیستمهای زراعی، باغی و طبیعی با هماهنگی دستگاههای اجرایی جهت ارتقای سطح تولید و کیفیت محصولات کشاورزی است.

گفتنی است، آشنایی با آخرین دست آوردهای علمی در عرصه های مرتبط با علوم علفهای هرز، بررسی موانع توسعه تحقیقات علف های هرز در ایران، انعکاس نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه های مختلف علوم علفهای هرز به بخشهای اجرایی و بهره برداران مربوطه و جلب توجه اندیشمندان و مسئولان امر به اهمیت علفهای هرز و مشکلات ناشی از آنها در عرصه های مختلف کشاورزی از دیگر اهداف این همایش است.

از علاقمندان دعوت می شود مقالات خود را تا تاریخ بیستم شهریورماه به دبیرخانه این همایش به آدرس: Iswscong4@yahoo.com و تلفکس: 22403695-021 ارسال کنند./

برای دریافت اطلاعات بیشتر وفرمت مقاله اینجا کلیک کنید.

چهارشنبه دوم شهریور 1390 |

 

معرفی علف های هرز مهم شایع در باغات میوه وراههای مناسب مبارزه با آنها

معرفی علف های هرز مهم شایع در  باغات میوه وراههای مناسب مبارزه با آنها


ادامه مطلب

شنبه یکم مرداد 1390 |

 

کلیات عوامل موثر بر جذب و انتقال علف کش در گیاه

عوامل موثر بر جذب و انتقال علف کش در گیاه  

1- ساختمان ملکولی علف کش

2- خواص فیزیکی و شیمیایی علف کش

3- خصوصیات فیزیولوژیکی گیاه

4- شرایط محیطی

5- محل مصرف علف کش


ادامه مطلب

دوشنبه دوم خرداد 1390 |

 

تاریخچه علف کش ها در دنیا

تاریخچه علف کش ها در دنیا


ادامه مطلب

شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 |

 

نیتریل ها

                            

نیتریل ها جزء گروه سموم بازدارنده فتوسنتز در فتوسیستم IIهستند. 

از علف کشهای مهم این گروه برموکسینیل با نام تجاری پاردنر و آیوکسینیل با نام تجاری توتریل   می باشد.


ادامه مطلب

یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 |

 

علف کش های رایج و به ثبت رسیده مزارع برنج در ایران



ادامه مطلب

چهارشنبه یکم دی 1389 |

 

تأثیر علف کش ها روی تنفس

تأثیر علف کش ها روی تنفس

تنفس فرایندی است که ازطریق آن انرژی حاصله ازاکسیداسیون پلی ساکاریدها،لیپیدها وپروتئین ها به شکل انرژی دارای باند فسفاته یا همان ATP ذخیره می شود.در این فرایند مولکول های بزرگ به صورت متابولیکی به اسید COA تبدیل شده و این کارعمدتا به وسیله آنزیم ها ی سیتوپلاسم انجام می شود.حاصل متابولسیم استیل COA،Co2 است. که این کار از طریق سیکل کربن انجام می شود. از طریق واکنش های اکسیداسیون واحیاء داخلی میتوکندری الکترون ها وپروتونهایی  که ازاسیدهای آلی گرفته شده است انتقال یافته وسرانجام اکسیژن احیاءمی شود. وتبدیل به آب می شود.



ادامه مطلب

چهارشنبه دهم آذر 1389 |

 

هربيگيشن Herbigation

هربيگيشن 

هربيگيشن Herbigationاز تركيب دو كلمه علف كشHerbicide وآبياريirrigationاخذشده وبه معناي استفاده از علف كش همراه با آب آبياري مي باشد در زراعت هاي بزرگ مانند نيشكربصورت عمده استفاده ميگردد . علف كش هايي كه بصورت پيش رويشي قابل مصرف هستند معمولا بصورت هربيگيشن نيز قابل استفاده اند.در زراعت نيشكر علف كشهايي مانند آترازين،لاسو،اراديكان وتبوسان مصرف هربيگيشن دارند. چون در زمان كاشت تراكم كار براي ماشين آلات زياد بوده و گاهي ديده ميشود كه عمليات اختلاط علف كش با خاك تا ساعتها و حتي چند روز پس از مصرف امكان پذير نيست. اين موضوع سبب كاهش راندمان علف كش هاميشود. يكي از راهكارهاي حل اين مشكل كاربرد علف كش همراه با آب آبياري يا سم آبياري است


ادامه مطلب

چهارشنبه دهم شهریور 1389 |

 

معرفي يك كتاب

 

 

علف‌كش‌ها و روش‌هاي كاربرد آنها
تهیه و تدوین: دکتراسكندر زند، سيدكريم موسوي، احمد حيدري
چاپ اول- تابستان 1387- شماره 351

576 ص- وزیری- قيمت 65000  ریال

 

 


ادامه مطلب

پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389 |

 

Trifluralin

Trifluralin

TRADE OR OTHER NAMES

Some trade names include Flurene SE, Treflan, Tri-4, Trust, M.T.F., Trifluralina 600, Elancolan, Su Seguro Carpidor, Trefanocide, Treficon, Trim, L-36352, Crisalin, TR-10, Triflurex and Ipersan.

REGULATORY STATUS

In August, 1979, trifluralin was brought under Special Review by the EPA because of the presence of a N-nitrosamine contaminant which had been shown to cause tumors and to have mutagenic effects in animals. The principle manufacturer of trifluralin had already instituted manufacturing methods to reduce N-nitrosamine contaminant levels. The Special Review was concluded in 1982, with the requirement that N-nitrosamine contaminant levels in trifluralin not exceed 0.5 ppm, a level which EPA believes will have no toxic effects (12, 13).

Products containing trifluralin must bear one of the signal words "Caution" or "Warning," depending on the type of formulation (3).

INTRODUCTION

Trifluralin is a selective, preemergence dinitroaniline herbicide used to control many annual grasses and broadleaf weeds in a large variety of tree fruit, nut, vegetable, and grain crops. Preemergence herbicides are applied before weed seedlings sprout. Trifluralin should be incorporated into the soil by mechanical means within 24 hours of application. Granular formulations may be incorporated by overhead irrigation. Trifluralin is available in granular and emulsifiable concentrate formulations (2, 3, 8, 9).

TOXICOLOGICAL EFFECTS

ACUTE TOXICITY

Trifluralin is not acutely toxic to test animals by oral, dermal or inhalation routes of exposure (12). Pesticide products containing trifluralin may be moderately toxic to relatively non-toxic, depending on the type of formulation (3). Nausea and severe gastrointestinal discomfort may occur after eating trifluralin.

Trifluralin does not cause skin irritation. When applied to the eyes of rabbits, trifluralin produced slight irritation which cleared within 7 days (7). Skin sensitization (allergies) may occur in some individuals (1, 9). Inhalation may cause irritation of the lining of the mouth, throat or lungs (7). The solvent in emulsifiable concentrates of trifluralin may cause irritation to the skin. Most cases of poisoning result from the carrier or solvent in formulated trifluralin products, rather than from the trifluralin itself (NRC Drinking Water and Health. 1977).

The amount of a chemical that is lethal to one-half (50%) of experimental animals fed the material is referred to as its acute oral lethal dose fifty, or LD50. The oral LD50 for technical trifluralin in rats is greater than 10,000 mg/kg, in mice is greater than 5,000 mg/kg, and in dogs, rabbits and chickens is greater than 2,000 mg/kg. However, certain formulated products which contain trifluralin may be more toxic than the technical material itself. For example, the oral LD50 for Treflan TR-10 in rats is >500 mg/kg. The dermal LD50 for technical trifluralin in rabbits is >2,000 mg/kg.

The lethal concentration fifty, or LC50, is that concentration of a chemical in air or water that kills half of the experimental animals exposed to it for a set time period. The 1-hour LC50 for technical trifluralin in rats is >2.8 mg/l (2, 3).

CHRONIC TOXICITY

Prolonged or repeated skin contact with trifluralin may cause allergic dermatitis (7). The administration of 25 mg/kg to dogs for 2 years resulted in no toxicological effects (2).

The EPA has established a Lifetime Health Advisory (LHA) level of 5 micrograms per liter (ug/l) for trifluralin in drinking water. This means that EPA believes that water containing trifluralin at or below this level is acceptable for drinking every day over the course of one's lifetime, and does not pose any health concerns. However, consumption of trifluralin at high levels well above the LHA level over a long period of time has been shown to cause liver and kidney damage, decreased fetal weight and size, and increased miscarriages in animal studies (11).

Reproductive Effects

The reproductive capacity of rats fed dietary concentrations of trifluralin as high as 10 mg/kg was unimpaired through 4 successive generations, and no abnormalities were detected in the parents or the offspring. Trifluralin administered to pregnant rabbits at doses as high as 100 mg/kg, and to rats at doses as high as 225 mg/kg, produced no adverse effect on either the mothers or offspring (2).

Loss of appetite and weight loss followed by miscarriages were observed when pregnant rabbits were fed 224 or 500 mg/kg/day. Fetal weight decreased and there was an increase in the number of fetal runts at the 500 mg/kg/day dosage (7).

Teratogenic Effects

No abnormalities were observed the offspring of rats fed doses as high as 10 mg/kg for 4-generations (2). Studies in the rat and rabbit show no evidence that trifluralin is teratogenic. The highest doses tested in these studies were 1,000 mg/kg/day in rats and 500 mg/kg/day in rabbits (12).

Mutagenic Effects

No evidence of mutagenicity was observed when trifluralin was tested in live animals, and in assays using bacterial and mammalian cell cultures (12).

Carcinogenic Effects

EPA considers trifluralin to be a possible human carcinogen (11). This classification is used when there is limited or uncertain information indicating that a chemical may cause cancer in animals receiving high doses of the chemical over the course of their lifetimes. In a 2-year study of rats fed 325 mg/kg/day, the highest dose tested, malignant tumors developed in the kidneys, bladder and thyroid (7, 12). Because there is a possible increase in the risk of cancer to humans, EPA's Lifetime Health Advisory level for trifluralin drinking water includes an additional safety margin (11).

Organ Toxicity

Consumption of trifluralin at high levels well above the EPA's Lifetime Health Advisory level for drinking water (5 ug/l) over a long period of time has been shown to cause liver and kidney damage, in animal studies (11).

Fate in Humans and Animals

Trifluralin is not readily absorbed into the bloodstream from the gastrointestinal tract. 80% of single oral doses administered to rats and dogs was excreted in the feces (7).

ECOLOGICAL EFFECTS

Effects on Birds

Trifluralin is not hazardous to birds (2, 4). The LD50 for bobwhite quail was greater than 2000 mg/kg. The 5-day LC50 in both quail and ducks was greater than 5,000 mg/kg (2).

Effects on Aquatic Organisms

Trifluralin is toxic to fish and other aquatic organisms. However, its strong adsorption to soil and the usual practice of incorporating trifluralin into the soil at the time of application may prevent exposure of fish to this herbicide. Run-off from fields should be avoided. Contamination of open waters during mixing and loading operations by rinseate from the cleaning of application equipment or by accidental spills should be avoided (2). Trifluralin is toxic to Daphnia, a small freshwater crustacean (Hdbk. Acute Tox. Chem. Fish and Aqua. Invert. 1986).

Effects on Other Animals (Nontarget species)

At exposure levels well above permissible application rates (100 ppm), trifluralin has been shown to be toxic to earthworms. However, permitted application rates will result in soil residues of approximately 1 ppm trifluralin, a level that had no adverse effects on earthworms. (10, Proc. NZ. Weed Pest. Control Conf. 35th: 328. 1982). In general, trifluralin is not very toxic to higher animals (except fish) (8). Birds are very resistant to trifluralin (4, 8). It is non-toxic to bees (3, 8).

ENVIRONMENTAL FATE

Breakdown of Chemical in Soil and Groundwater

The substituted dinitroanilines do not move much in the soil, but remain where they are placed at application (Casarett & Doull's Tox. 2nd Ed. 1980). Trifluralin is strongly absorbed on soils (Koc = 7,000 g/ml) and nearly insoluble in water (6). Therefore leaching and groundwater contamination by trifluralin is not expected to occur. Because adsorption is highest in soils high in organic matter or clay content and adsorbed herbicide is inactive, higher application rates may be required for effective weed control on such soils (5, 2).

Trifluralin is subject to degradation by soil microorganisms. Trifluralin remaining on the soil surface after application may be decomposed by UV light or may volatilize. Recommended application rates give season long weed control, but fall-seeded grain crops planted in soil treated with trifluralin during the preceding spring were not injured under warm, moist conditions (2). The half-life of trifluralin in the soil is 45 to 60 days (6) or about 6-8 months (2.5 kg/ha) (8). After six months to one year, 80- 90% of its activity will be gone (5).

Breakdown of Chemical in Water

Trifluralin is nearly insoluble in water (8). Contamination of lakes and streams should be avoided because fish are sensitive to trifluralin.

Breakdown of Chemical in Vegetation

Trifluralin inhibits the growth of roots and shoots when it is absorbed by the roots of newly germinated weed seedlings (2, 8, 12). There is no significant absorption or translocation of trifluralin in crops grown in soil treated with trifluralin. Trifluralin residues in crop plants will occur only on root tissues which are in direct contact with contaminated soil. Trifluralin is not translocated into the leaves, seeds or fruit of most plants. On most crops, trifluralin applied to the leaves has no effect, but on certain crops, such as tobacco and summer squash, leaf distortion may occur (2).

PHYSICAL PROPERTIES AND GUIDELINES

Trifluralin is an odorless, yellow-orange crystalline solid (2). Trifluralin will decompose in both sunlight and artificial light (7). Trifluralin is stable under normal temperatures and pressures, but it may pose a slight fire hazard if exposed to heat or flame. It poses a fire and explosion hazard in the presence of strong oxidizers. Thermal decomposition of trifluralin will release corrosive fumes of hydrogen fluoride and toxic oxides of nitrogen (7).

Technical trifluralin is not flammable, but emulsifiable concentrate formulations containing trifluralin may be flammable. The product Treflan EC is classified as a combustible liquid. Closed containers of this product may explode if exposed to excessive heat or intense fire (2).

It is recommended that applicators wear full protective clothing when spraying trifluralin. This gear should include neoprene gloves, rubber workshoes, rubber apron, goggles to protect the eyes and a respirator to prevent inhalation of fumes or mists (1).

Occupational Exposure Limits:

No occupational exposure limits have been established for trifluralin by OSHA, NIOSH or ACGIH (7).

Physical Properties:

CAS#:

1582-09-8

Specific gravity:

1.294 at 25 degrees C (7)

Solubility in water:

practically insoluble; 0.0024% at 27 degrees C (7)

Solubility:

readily soluble in organic solvents such as xylene, acetone and aromatic napthas (3).

Solvent

Solubility at 25 degrees C

Acetone

> 50 g/100 ml (2)

Methanol

2 g/100 ml (2)

Xylene

81 g/100 ml (2)

Boiling point:

139-140 degrees C (282-284 degrees F) at 4.2 mm Hg (2, 15); 96-97 degrees C at 0.18 mm Hg (2)

Melting point:

46-47 degrees C (115-117 degrees F) (7)

Flash point:

Technical material is not flammable. However, emulsifiable concentrate formulations may be flammable.

Vapor pressure:

1.99 x 10 to the minus 4 mm Hg at 29.5 degrees C (2)

pH:

7.0 (50% suspension) (7)

Koc:

7000 g/ml (6)

Soil half-life:

60 days (6)

ADI:

0.1 mg/kg/day (14)

BASIC MANUFACTURER

DowElanco
9002 Purdue Rd.
Indianapolis, IN 46268-1189

Review by Basic Manufacturer:

Comments solicited: November, 1992
Comments received: December, 1992

REFERENCES

  1. Meister, R.T. (ed.). 1987. Farm Chemicals Handbook. Meister Publishing Co., Willoughby, OH.
  2. WSSA Herbicide Handbook Committee. Herbicide Handbook of the Weed Science Society of America, 6th Ed. WSSA, Champaign, IL. 1989.
  3. Meister, R.T. (ed.). 1992. Farm Chemicals Handbook '92. Meister Publishing Company, Willoughby, OH.
  4. Tucker, Richard. 1970. Handbook of Toxicity of Pesticides to Wildlife. USDI Fish and Wildlife Service.
  5. Worthing, C.R. (ed.). 1987. The Pesticide Manual. 8th Ed. British Crop Protection Council.
  6. U.S. Department of Agriculture, Soil Conservation Service. 1990 (Nov.). SCS/ARS/CES Pesticide Properties Database: Version 2.0 (Summary). USDA - Soil Conservation Service, Syracuse, NY.
  7. Occupational Health Services, Inc. 1991. MSDS for Trifluralin. OHS Inc., Secaucus, NJ.
  8. The Agrochemicals Handbook. 1983. The Royal Society of Chemistry.
  9. Crop Protection Chemicals Reference. 1986. 2nd Ed. Chemical and Pharmaceutical Press.
  10. Barber, Daniel T., Manager, State Regulatory Affairs. Letter of Dec. 3, 1991. DowElanco, Indianapolis, IN.
  11. US Environmental Protection Agency. 1989 (Jan.). Health Advisory Summary: Trifluralin. US EPA, Washington, DC.
  12. _____. 1987 (Aug.). Guidance for the reregistration of pesticide products containing trifluralin as the active ingredient. Office of Pesticides and Toxic Substances, US EPA, Washington, DC.
  13. _____. 1982 (Aug. 4). Trifluralin; Determination concluding the Rebuttable Presumption Against Registration; Notice of availability of position documents. Federal Register 47 (150): 33777-84.
  14. _____. 1982 (Feb. 10). Trifluralin: proposed tolerances. Federal Register 47 (28): 6033-4.
  15. Merck Index. 1976. 9th Ed.

A Pesticide Information Project of Cooperative Extension Offices of Cornell University, Michigan State University, Oregon State University, and University of California at Davis. Major support and funding was provided by the USDA/Extension Service/National Agricultural Pesticide Impact Assessment Program

 


منبع:  http://pmep.cce.cornell.edu/

آدرس همين مطلب :

http://pmep.cce.cornell.edu/profiles/extoxnet/pyrethrins-ziram/trifluralin-ext.html

 

پنجشنبه ششم خرداد 1389 |

 

مديريت علف هرز در نيشكر

Weed Management

In sugarcane weeds have been estimated to cause 12 to 72 % reduction in cane yield depending upon the severity of infestation.

 The nature of weed problem in sugarcane cultivation is quite different from other field crops because of the following reasons

 Sugarcane is planted with a relatively wider row spacing

  • The sugarcane growth is very slow in the initial stages. It takes about 30 - 45 days to complete germination and another 60-75 days for developing full canopy cover
  • The crop is grown under abundant water and nutrient supply conditions
  • In ratoon crop very little preparatory tillage is taken up hence weeds that have established in the plant crop tend to flourish well

     Major weed flora observed in sugarcane fields are: Sedges- Cyprus rotundus; Grasses-Cynodon dactylon, Sorghum helepense, Panicum spp, Dactylocternium aegyptium, Broad leaved weeds - Chenapodium album, Convolvulus arvensis L., Amaranthus viridis L., Portulaca oleraceae L., Commelina bengalensis L., Trianthema portulacastrum L.

 Weeds flora in sugarcane field besides competing for moisture and light also remove about 4 times N and P and 2.5 times of K as compared to crop during the first 50-days period. Weeds also harbour certain diseases and pests that attack sugarcane and thus lead to indirect losses.

 Doob grass (Cynodon dactylon), the cogan grass (Imperata cylindrica) are known to play as alternate hosts to ratoon stunting disease of sugarcane. Thus weeds essentially harm young sugarcane sprouts by depriving them of moisture, nutrients and sunlight. Poor growth of cane resulting from weed infestation also affects quality.

 Weeds that are present in the furrows i.e., along the cane rows cause more harm than those present in the inter-row spaces during early crop growth sub-periods. Thus the initial 90-120 days period of crop growth is considered as most critical period of weed competition. Therefore the weed management practice adopted should ensure a weed-free field condition for the first 3-4 months period.

 In the picture:
Weed control through herbicides pays in sugarcane (Source: Verma, 2004)

 Recommended Herbicides

A chemical program for weed control can help Louisiana growers produce maximum yields of sugarcane when combined with sound agronomic practices such as timely cultivation, selection of adapted varieties, proper fertilization, and disease and insect control. Herbicides are expensive, and, unless applied properly and at the correct time, they will not provide maximum control of weeds.

 Spray equipment should be in good condition, properly calibrated (several times during a season) and should have vigorous agitation capability (especially important for wettable powders). Herbicides also should be accurately measured or weighed.

 Herbicides to control weeds are essential to prevent weed competition and losses in sugarcane production. Sugarcane is most susceptible to weed competition during the first eight to 10 weeks after cane emergence. Unless herbicides are applied immediately after planting, weed seed present in the soil following a fallow program will germinate, producing viable seeds and/or rhizomes.

 As a result weeds can quickly re-infest a field, with the benefits of weed control in the fallow period rapidly lost.

Selection of pre-emergence herbicides should be based on soil texture and organic matter content, weed problem and the variety of sugarcane. For best results, apply pre-emergence herbicides im mediately after planting

 Recommendations for use of herbicides for weed control in sugarcane are summarized in the table below:

 Table 9. Pre and Post-Emergence Herbicides For Weed Control in Sugarcan

 

 

Dosage  Dosage (Kg/ha)based on clay%a) based on clay%

 

Control

(weeks)

Herbicide

S.No

>30%

21-30%

<20%

Pre-Emergence

2.5

3.0

2.0

6- 8

Atrazine 50 FW

1

2.5

3.0

2.0

6- 8

Ametryn 80 WP

2

2.0

2.5

2.0

5-7

Diuron 80 WP

3

2.5

3.0

2.0

10-12

Metribuzin 70 WP

4

3.0

4.0

3.0

6- 8

Alachlor 48 EC

5

1.5

1.5

1.5

5- 7

Trifluralin 48 EC

6

1.5

1.5

1.5

8-10

Pendimethalin 50 EC

7

1.2

1.5

1.0

---

Terbacil

8

1.2 + 1.8

1.2 + 1.8

1.2 + 1.8

---

Diuron + 2, 4-D

9

1.25 + 2.5

1.25 + 2.5

1.25 + 2.5

---

Atrazine + Dalapan

10

Post - Emergence

1.5

1.2

1.0

5-6

2, 4-D Sodium salt 80 WSP

 

 

 منبع:

http://www.sugarcanecrops.com/agronomic_practices/weed_management

دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389 |

 

اختلاط علف‌كش‌ها

اختلاط علف‌كش‌ها مبحثي است كه امروزه مورد توجه بسياري از محققان و كشاورزان قرار گرفته است. به عنوان مثال در مزارع ذرت ايالات متحده ميزان اختلاط علف‌كش‌ها از 39%  در سال 1980 به 70%  در سال 1992 رسيد (21). از اهداف اصلي كه در مورد اختلاط علف‌كش‌ها بيان مي‌شود مي‌توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1- افزايش طيف كنترل علف‌هاي‌هرز.

2- جلوگيري از توسعه مقاومت علف‌هاي‌هرز به علف‌كش‌ها.

3-كاهش هزينه و يا مصرف علف‌كش از طريق استفاده از اثرات سينرژيك آنها در اختلاط.

4-كاهش تعداد دفعات سمپاشي.

5-كاهش ورود مواد شيميايي در محيط زيست.

باتوجه به هزينه بالاي معرفي علف‌كش‌هاي جديد و حتي علف‌كش‌هايي كه قبلا به حالت تجارتي در آمده و اينكه اين علف‌كش‌ها قادر به كنترل تمامي فلور علف‌هاي‌هرز نمي‌ياشند تمايل به استفاده از اختلاط علف‌كش‌ها جهت كنترل علف‌هاي‌هرز افزايش يافته است. Pfeiffer (1970) عنوان نمود متخصصيني كه علف‌كش‌هاي جديدي كشف و معرفي مي‌نمايند در ابتدا نكات مثبت زيادي براي اين دسته از توليدات خود ذكر مي‌كنند اما پس از مدت كوتاهي متوجه مي‌شوند كه كاربرد اين علف‌كش به صورت منفرد از كارآئي بالايي برخوردار نبوده و لذا براي افزايش طيف علف‌كشي آن به سمت اختلاط روي مي‌آورند. اين وضيعت از 30 سال گذشته وجود داشته و هنوز نيز ادامه دارد .در گزارش ديگر آمده است كه اختلاط علف‌كش‌ها علاوه بر مزاياي بالا سبب طولاني شدن عمر تجاري يك علف‌كش نيز مي‌شود. اين مسئله به خصوص در مورد علف‌كش‌ها ويا علف‌هاي هرزي كه سريعاً بروز مقاومت مي‌كنند از اهميت ويژه‌اي برخوردار است (Wrubel and Gresel 1994).

براي يك شركت سازنده سم نيز دانستن قدرت سازگاري آن علف‌كش در اختلاط با علف‌كش‌ها و يا تركيبات ديگر از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است و معمولاُ اين مسئله در هنگام  ثبت امتياز مد نظر بوده و آزمايشهاي سازگاري بيولوژيكي و شيميايي در اين خصوص صورت مي‌گيرد (Richer 1987, Kell and Chapman 1995).

بسياري ازعلف‌كش‌ها‌، قبلاً توسط شركت سازنده آن به صورت مخلوط تهيه شده ويا اينكه به صورت مخلوط توسط استفاده‌كننده بكار گرفته مي‌شود. بسياري از مشكلاتي كه در ارتباط با اختلاط مطرح مي‌شود همزمان با كاربرد آنها بروز نمي‌كند بلكه در مراحل بعدي كاربرد علف‌كش‌ها نيز ممكن است سبب بروز مشكلاتي شود. از اين مسائل مي‌توان به اثرات باقي مانده آن در مراحل بعد از سمپاشي ويا سوختگي گياه زراعي پس از مصرف علف‌كش اشاره نمود. اختلاط علف‌كش‌ها مي‌تواند به چهار طريق گياهان را تحت تاثير قرار دهد (Hatzios and Penner 1985).

1- بيولوژي: از طريق اينكه چه مقدار از تركيبات موثر علف‌كش خود را به محل عمل برساند.

2- رقابتي: از طريق تداخل يكي بر ديگري در محل عمل.

3- فيزيولوژيكي: بوسيله تغيير اثرات بيولوژيكي نظير جذب ،انتقال و متابوليزم.

4- شيميايي: هنگامي‌كه در مخزن سمپاش علف‌كش‌ها با يكديگر واكنش نشان مي‌دهند.

در يك اختلاط كمال مطلوب در آن است كه كارآيي علف‌كش‌ها در حالت اختلاط افزايش يابد ضمن آنكه صدمه‌اي به گياه زراعي وارد نشود. در اين رابطه از شاخصي به نام شاخص انتخابي علف كش استفاده مي شود. بنا به تعريف اين شاخص عبارت است از نسبت دزي از علف‌كش كه 10%  تاثير روي گياه زراعي گذاشته (ED10)  به دزي كه 90%  (ED90) علف‌هرز را كنترل مي‌نمايد.

هنگامي‌كه يك علف‌كش با علف‌كش ديگر و يا با ساير آفت‌كش‌ها  ويا برخي از كودها و يا مواد افزايشي در يك مخزن سمپاش قرار مي‌گيرند چهار اثر متقابل كه سبب تغيير در كارآيي علف‌كش ويا ساير آفت كش‌ها‌ي كاربردي در آن مخزن سمپاش مي‌گردد،  بوجود مي‌آيد. اين اثرات عبارتند از:

الف) اثر افزايشي: اين نوع اثر زماني حاصل مي‌‌شود كه كارايي دو تركيب در حالت اختلاط مشابه زماني باشدكه به صورت منفرد مصرف گردند. در اين سري از تركيبات نه يكي به ديگري صدمه‌اي از نظركارآيي مي‌زند و نه اثر آن را شدت مي‌بخشد. اين چنين مخلوط‌ها سبب صرفه جويي در زمان، كاهش هزينه كار و ابزار مي‌شوند. به عنوان مثال مي‌توان به اختلاط علف‌كش گلاي‌فوزيت (رآنداپ) با علف‌كش پندي‌متالين (استومپ) اشاره نمود.

ب) پاسخ‌هاي سينرژيك: اين اثر معمولاُ با اثرات افزايشي اشتباه مي‌شود و زماني بوجود مي‌آيد كه كارآيي دو علف‌كش در مخلوط بيشتر از كارآيي مصرف هر كدام از آنها بصورت منفرد باشد. در اين حالت برعكس اثرات افزايشي تركيبات بكاربرده شده در مخلوط حالت خنثي نسبت به ديگري نداشته و باعث افزايش كارآيي يكديگر مي‌شوند. در حالت سينرژيك، مي‌توان مبادرت به كاهش دز مصرف علف‌كش نمود. اختلاط علف‌كش 2,4-D با MCPA،‌ 2,4-DB و دايكامبا سبب افزايش كارآيي تمام اين تركيبات درحالت اختلاط شده است.

ج) اثرات آنتاگونيسم: هنگاميكه دو آفت‌كش با يكديگر بكاربرده شده و ميزان كارآيي يكي و يا هر دو درحالت اختلاط نسبت به كاربرد منفرد آنها كاهش يابد را آنتاگونيسم گويند. مثالي از اين حالت را مي‌توان به اختلاط علف‌كش آسرت (ايمازامتابنز متيل) همراه با علف‌كش بانول (داي‌كامبا) را نامبرد. اين دو علف‌كش اثر منفي بر كارآيي يگديگر مي‌گذارند.

د) اثر تشديد كنندگي (Enhancement):  اين اثر نيز نوعي اثر متقابل بوده ولي در اين حالت علف‌كش و يا آفت‌كش بايك ماده افزودني در مخزن سمپاش مخلوط شده و در اين حالت كارآيي آن علف‌كش افزايش مي‌يابد (17).

تاكنون مثال‌هاي متعددي در خصوص اثرات اشاره شده در كاربرد هم زمان علف‌كش در يك مخزن سمپاش گزارش شده است. منتظري (1995) گزارش كرد كه پهن بر‌گ‌كش تري‌بنورون متيل (گرانستار) با كلودينافوپ‌پروپارژيل (تاپيك) اثر افزايشي در كنترل علف‌هاي هرز خردل و يولاف وحشي در مزارع گندم داشته است. بررسي انجام شده توسط مولر وهمكاران (1989) نشان داد كه با افزدون توفوردي يا ام‌سي‌پي‌آ به مخزن سمپاش حاوي فنوكساپروپ از كارآيي اين علف‌‌كش در كنترل قياق مي‌كاهد (14). در بررسي ديگر نشان داده شد كه كنترل علف‌هرز يولاف وحشي توسط ترالكوكسيديم بطور معني‌داري با افزدون علف‌كش توفوردي‌ آمين كاهش مي‌يابد (8). بررسي انجام شده در كانادا نشان داده است زماني كه علف‌كش MKH 6562  (فلوكاربازون- سديم نوعي علف‌كش ازگروه بازدارنده‌هاي استولاكتات سنتاز) را در مخزن سمپاش حاوي مخلوط داي‌كامبا+ مكوپروپ + ام‌سي‌پي‌آ و مخلوط بروموكسينيل + ام‌سي‌پي‌آ بكار برده شد كارآيي آن در كنترل علف‌هرز يولاف وحشي كمتر از مصرف آن به صورت منفرد بود. در اين بررسي كاهش كنترل يولاف وحشي با مخلوط توفوردي و MKH 6562  و نيز مخلوط ام‌سي‌پي آ با MKH 6562  درمرحله سه تا چهار برگي يولاف وحشي مشاهده گرديد ولي زماني‌كه اين مخلوط در مرحله دو تا سه برگي بكار برده شد تفاوتي در كارآيي آن بصورت مخلوط و يا تنهايي ديده نشد (11). در همين بررسي زماني كه علف‌كش MKH 6562 با مخلوط علف‌كش‌هاي داي‌كامبا+ مكوپروپ + ام‌سي‌پي‌آ بكار برده شد ميزان عملكرد گندم نيز حدود 7% كاهش نشان داد. بلكشا (1996) گزارش كرد زماني كه دو گراس‌كش ICIA 0604 و CGA 184927 با علف‌كش‌هاي توفوردي‌استر و بروموكسينيل اختلاط يافته است ميزان كارآيي آنها در كنترل يولاف وحشي كاهش يافته است (2).  درطي دو بررسي جداگانه نشان داده شد كه كاربرد ديكلوفوپ متيل در مخزن سمپاش حاوي كلروسولفورن (16) و ام‌سي‌پي‌آ (15) سبب كاهش كنترل يولاف وحشي توسط گراس كش مزبور مي‌گردد. بررسي انجام شده در خصوص اثرات آنتاگونيستي علف‌كش‌هاي پهن برگ با ديكلوفوپ‌متيل نشان داد كه كاربرد ديكلوفوپ متيل به تنهايي تاثيري روي سرعت توسعه برگ يولاف زراعي و يولاف وحشي نداشته در حاليكه كاربرد توأم اين علف‌كش با پهن‌برگ‌كش‌هاي توفوردي، بنتازون، كلروسولفورون و دايكامبا سبب كاهش توسعه برگ دوگياه مزبور دو روز پس از سمپاشي شده است، ا ما ده روز پس از سمپاشي سرعت توسعه برگ گياهان تيمار شده با مخلوط پهن برگ كش‌ها و ديكلوفوپ متيل كمتر از گياهان شاهد تيمار نشده بوده ولي بيشتر از گياهان تيمار شده با ديكلوفوپ متيل تنهايي بوده است (1). تحقيقات انجام شده در خصوص اختلاط علف‌كش‌هاي گروه فنوكسي با ديكلوفوپ‌متيل نشان داد كه دو علف‌كش توفوردي و ام‌سي پي‌آ سبب كاهش جذب، داستري‌فيكاسيون و انتقال ديكلوفوپ شده و نهايتاً باعث بروز اثرات آنتاگونيستي مي‌گردد (15). با اين حال برخي از گزارشات نيز حاكي از آن است كه اين دو تركيب تأثيري روي يكديگر ندارند ( 5، 7، 10). بررسي انجام شده در خصوص تاثير مخلوط كلروسولفورون با ديكلوفوپ متيل نشان داد كه اين علف‌كش تأثيري روي جذب، انتقال و متابوليسم ديكلوفوپ متيل نداشته است (12).

مجموع بررسي‌هاي انجام شده تاكنون نشان مي‌دهدكه علف‌كش‌هاي گروه فنوكسي نظير توفوردي و ام‌سي‌پي‌آ و علف‌كش‌هاي گروه اسيد بنزوئيك مانند بنتازون با علف‌كش ديكلوفوپ‌متيل خاصيت آنتاگونسيمي دارد و اين مسئله بدليل خواص شبه اكسيني اين دو گروه از پهن برگ‌كش‌ها مي‌باشد (5، 19). به خوبي مشخص شده است كه قسمتي از تحريك رشدي اكسين بدليل جريان يون +H  درون ديواره‌هاي سلولي مي‌باشد. در يك بررسي نشان داده شده است كه ديكلوفوپ متيل با غلظت 100 ميلي‌مول در متر مكعب باعث جلوگيري از فعاليت هورمون اسيد اندول استيك شده و در نتيجه سبب جلوگيري از طويل شدن كولئوپتيل مي‌شود (19).  در اين بررسي مشخص گرديدكه بدليل جلوگيري از فعاليت اسيد اندول استيك نشت يون هيدروژن ازكولئوپتيل‌هاي جدا شده يولاف با 100 ميلي‌مول ديكلوفوپ متيل جلوگيري شده است.

علف‌كش برومايسيد ام‌ آ، پهن برگ كش انتخابي مزارع گندم بوده كه در سال 1382 جهت كنترل علف‌هاي هرز مزارع گندم كشور به ثبت رسيده است. مقدار توصيه شده اين علف‌كش 5/1 ليتر در هكتار و بصورت پس‌رويشي و از زمان شروع پنجه زني گندم تا ظهور گره دوم ساقه مي‌باشد (باغستاني و همكاران 1381)، برومايسيد ام‌ آ علف‌كشي مخلوط بوده و از دو قسمت بروموكسنيل و ام‌سي پي آ تشكيل شده است. بروموكسنيل آن از گروه بنزو نيتريل ها بوده و خود بازدارنده فتوسيستم دو در فرايند فتوسنتز در گياه مي‌باشد. ام سي پي آ ی آن نيز از گروه فنوكسي‌ها يا از علف‌كشهاي شبه اكسيني مي‌باشد. با توجه به اينكه اين علف‌كش جديد بوده و داراي طيف علف‌كشي مناسب مي‌باشد در صورتي كه بنا به ادعاي شركت سازنده سم (كاتولوگ سم ارائه شده توسط شركت نوفارم استراليا) قابليت اختلاط با علف‌كش كلودينافوپ پروپارژيل (تاپيك) داشته باشد، علف‌كش بسيار مناسبي بوده كه در برنامه تناوبي مصرف علف‌كش‌ها در اين زراعت مورد استفاده قرار گيرد.

دوپلسان سوپر نيز علف‌كشي مخلوط بوده كه از سه جزء مكوپروپ پي، ديكلوپروپ پي و ام سي پي آ تشكيل شده است. تمام اجزا تشكيل دهنده اين علف‌كش نيز هورموني بوده و و از طريق برگ و قسمت هاي سبز گياه جذب و به سرعت در گياه منتشر شده و باعث برهم زدن تعادل رشد و اختلال در تنفس گياه مي شود. اثرات ظاهري آن نيز همانند ساير علف‌كشهاي هورموني شبه هورموني شامل پيچيدگي و اصطلاحاً اپيناستي در گياه مي شود. متأسفانه تحقيقات در خصوص  اختلاط اين دو علف‌كش با كلودينافوپ پروپارژيل بسيار اندك است. به نظر مي‌رسد در صورتيكه اين دو علف كش را به صورت مخلوط با كلودينافوپ‌پروپارژيل  استفاده شوند بايستي دز كاربردي كلودينافوپ پروپارژيل را افزايش داد.  اما گزارش درايور و همكاران (1999) بيانگر آن است كه اين علف‌كش را مي‌توان به صورت مخلوط با پهن‌برگ‌كش‌هاي گندم من‌جمله توفوردي و هارموني‌اكسترا  استفاده نمود و كارآيي آن بيشتر از علف‌كش‌هاي دو منظوره Assert, Maverick, Achieve, Tiller, Hoelon مي‌باشد (20).

 

فهرست منابع

  1 - باغستاني، م. ع.، ر. پورآذر، ن. باقراني، س. ا. فقيه و م. دلقندي. 1381. بررسي كارآيي چند علف‌كش جديد در مزارع گندم كشور. گزارش نهايي طرح تحقيقاتي. بخش تحقيقات علفهاي هرز، موسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي. 32 صفحه.

 1) Andrews, M. 1990. Diclofop-methyl antagonism by broadleaf weed herbicides: the important of leaf expansion rate. Weed Res. 30:331-340.

2) Blackshaw, R.E., J.T. O'Donvon, M.P. Sharma. K.N. Harker and D. Maurice. 1996. Response of triallate-resistant wild oat (Avena fatua) to alternative herbicides. Weed Technol. 10:258-262.

3) Driver, J. E., W. Kidder and J.R. James.1999. Clodinafop-propargyl: A new selective herbicide for grass control in wheat. Proceedings, Southern Weed Science Society. 52:184-185.

4) Green, J.M. 1992. Increasing efficiency with adjuvants and herbicide mixtures. Proceeding of the first international weed control congress, Melburn.186-190.

5) Hall, C., L.V. Edgington and C.M. Switzer. 1982. Translocation of different 2.4-D, bentazon, diclofop or diclofopmethyl combination in oat (Avena sativa) and soybean (Glycine max.) Weed Sci. 30:676-682.

6) Hatizois, K.K. and D. Penner. 1985. Interactions of herbicides with other agrochemicals in higher plants. Review of weed science. 1:1-63. 2

7) Hill, B.D., B.G. Todd and E.H. Stobbe. 1980. Effect of 2,4-D on the hydrolysis of diclofop-methyl in wild oat (Avena sativa). Weed Sci. 28: 725-729.

8) Jensen, K.I.N. and J.C. Caseley. 1990. Antagonistic effects of 2,4-D and bentazon on control of Avena fatua with tralkoxydim. Weed Res. 30:389-395.

9) Kafiz B., J.P. Caussanel, R. Scalla and P. Gaillardon. 1989. Interaction between diclofop-methyl and 2,4-D in wild oat (Avena fatua L.) and cultivated oat (Avena sativa L.) and fate of diclofop-methyl in cultivated oat. Weed Res. 29:299-305.

10) Kelly, T.L.W. and P.F. Chapman. 1995. The design and analysis of mixture experiments to meet different objectives. A pratical summary. Aspects of Applied Biology. 41:51-59.

11) Kirkland, K.J.; E.N. Johanson and F.C. Stevenson. 2001. Control of wild oat (Avena fatua) in wheat with MKH 6562. Weed Technol.15:48-55.

12) Liebel, R. and A.D. Worsham. 1987. Effect of chlorosulforon on the movement and fate of diclofop-methyl in Italian ryegrass (Lolium multiflorum) and wheat (Triticum aestivum). Weed Sci. 35:623-628.

13) Montazeri, M. 1995. Interaction of tribenuron and graminicides in wheat. Proceeding of the Brighton crop protection conference=weed. UK, 20-23rd November 1995, 2: 753-756.

14) Muller, T.C. ; W.W. Witt and M. Barrett. 1989. Antagonism of johnsongrass (Sorghum halepense) control with fenoxaprop, haloxyfop and sethoxydim with 2,4-D. Weed Technol. 3:86-89.

15) Olson, W. A. and I. Nalewaja. 1982. Effect of MCPA on 14C-diclofop uptake and translocation. Weed Sci. 30:59-63.

16) O'sullivan, P.A. and K.J. Kirkland. 1984. Chlorsulfuron reduced the control of wild oat (Avena fatua) with diclofop, difenzoquate, and flamprop. Weed Sci. 32:285-289.

17) Petroff, R. 2003. Pesticide interactions and compatability. [on line] http://scarab.msu.montana.edu /dowmload/MT pesticide-interactions_compatability.doc .[accessed August 20, 2003].

18) Richer, D.L. 1987. Synergism- a patent view. Pesticide Sci. 19:309-315.

19) Shimabukuro, M.A., R.H. Shimabukuro and W.C. Walsh. 1982. The antagonism of IAA-induced hydrogen ion extrusion and coleoptile growth by diclofop-methyl. Physiologia plantarum. 56:444-452.

20) Streibig, J.C. and J.E. Jensen. 2001. Action of herbicides in mixtures. In: Herbicides and their mechanisms of action.

21) Wrubel, R.P. and J. Gressel. 1994. Are herbicide mixture useful for delaying the rapid evolution of resistance. A case study. Weed Technol. 8:635-648.

 برگرفته ازمقاله:

 قنبری بيرگانی، د. وم. ع. باغستانی. 1384. گزارش ساليانه طرح بررسی امکان اختلاط برخی ازپهن برگ کش های کاربردی با باريک برگ کشهای رايج مزارع گندم. مرکزتحقيقات کشاورزی صفی آباد دزفول.

 

 

شنبه هجدهم اردیبهشت 1389 |

 

ارزيابي EWRC

EWRC نام جامعه پژوهش علف هاي هرز اروپا ست يا Europen weed  research council . در سال 1997محققي بنام ساندرال از اعضا اين جمعيت ارزيابي را جهت تشخيص اثرات علف كش ها بنا نهاد كه بر اساس مشاهده وتخمين چشمي استوار است اين ارزيابي بسيار ساده وعملي است نحوه عمل بدين صورت است كه فرد وارد مزرعه مي شود و نتيجه تيمار با علف كش را كوادرات انداخته وتعداد كل علف هاي هرز وعلف هاي هرز اازبين رفته توسط علف كش وعلف هاي هرز زنده مانده را شمارش مي كند سپس بوسيله تناسب مشخص مي گردد كه درصد كنترل علف هاي هرزبوسيله علف كش به چه ميزان بوده است وسپس با استفاده از اشل ذيل نمره دهي به كنترل علف كش انجام مي گيرد در طرح آزمايشات مي توان در صورت خاك كاربرد بودن علف كش با تيمار شاهد بدون كنترل مقايسه گردد.           
ادامه مطلب

جمعه سوم اردیبهشت 1389 |

 

علفكشهاي ثبت شده در ايران براي گياه ذرت

علفكشهاي ثبت شده در ايران براي گياه ذرت
ادامه مطلب

جمعه سیزدهم فروردین 1389 |

 

سميت ومقادير كشنده آفت كش ها

براي ارزيابي اثر سموم در انسان از جانوران مختلف مانند موش صحرايي ،رت ، خرگوش  وخوكچه هندي استفاده مي شود  معمولا براي ارزيابي مواد شيميايي از نظر سميت از فاكتور  LD50(Lethal does fifty percent)يعني دز كشنده پنجاه درصد استفاده مي شود به معناي آنكه مقدار سم لازم كه اگر به يك جمعيت معين تحت آزمايش داده شود نصف آن جمعيت از بين برود


ادامه مطلب

پنجشنبه بیستم اسفند 1388 |

 

ورود نانو علف‌كش‌ها به صنعت كشاورزي

 

ورود نانو علف‌كش‌ها به صنعت كشاورزي

 

دانشمندان در حال ساخت، نانوعلف‌كشي هستند، كه اين امكان را براي كشاورزان فراهم مي‌كند تا بدون استفاده از مواد شيميايي علف‌هاي هرز مزارع خود را از بين ببرند. توليد اين علف‌كشي نتيجه تلاش مشترك دانشمندان مكزيكي و هندي است و اميد مي‌رود كه به توسعه و بسط چشم‌اندازهاي فناوري نانو در صنايع غذايي بينجامد.   

اين دانش به سازندگان و توليدكنندگان كمك مي‌كند تا محصولات جديدي را جهت بهبود فرآوري و بسته‌بندي توليد كنند. اين پيشرفت بدين معناست كه فناوري نانو مي‌تواند بر تمام جنبه‌هاي مواد غذايي از توليد تا بسته‌بندي‌ تأثير داشته باشد.

اين تحقيق پوسته بذر گياهان هرز مورد حمله علف‌كش قرار گرفته و بدين ترتيب از جوانه زدن آن جلوگيري به عمل مي‌آيد. اين ماده بذر گياهان هرز را حتي هنگامي كه در زير خاك مدفون هستند، از بين مي‌برد و از رشد آنها در بهترين شرايط محيطي نيز جلوگيري مي‌كند. نانوعلف‌كش‌ها به واسطه اندازه فوق‌العاده كوچك، بسادگي با خاك مخلوط شده و بذر گياهان هرز را در خاك هدف قرار مي‌دهند. اين روش بيشتر به شخم‌زدن زمين و برداشت دستي گياهان هرز كه هزينه زيادي دربردارد ترجيح داده مي‌شود.

استفاده از اين محصول مبتني بر فناوري نانو نياز به علف‌كش‌هاي سمي را كه بسياري از انواع علف‌هاي هرز نسبت به آنها مقاوم شده‌اند، كاهش مي‌دهد. عمل زير ورو كردن زمين به منظور از بين بردن اين آفات مي‌تواند مضر هم باشد، زيرا به واسطه خرد و بريده شدن ساقه اين گياهان، سبب تكثير بيشتر آنها نيز مي‌شود. برنامه‌هاي تحقيقاتي مشترك بين دانشگاه كشاورزي Tamil Nadu در هندوستان و Monterry Tech در مكزيك در جولاي سال 2006 و با هدف مشاركت در تحقيق و توسعه در زمينه‌هاي انرژي، مديريت محيط زيست و زيست‌فناوري كشاورزي اعلام شد. پروژه نانوعلف‌كش در 5 سال اخير در دست انجام بوده و تاكنون بودجه‌اي نزديك به 240 هزار دلار براي آن هزينه شده است.

  منابع:

http://www.foodproductiondaily.com

http://nano.ir

 

پنجشنبه یکم بهمن 1388 |

 

تيوكاربامات ها يا گروه بازدارنده سنتز چربی ها ( نه بازدارندهACCase)

•تيوكاربامات ها  يا گروه بازدارنده سنتز چربی ها  ( نه  بازدارندهACCase)

 

      ملكول اسيد كاربا ميك مي تواند با استخلاف يك اتم گوگرد به جاي يك اتم اكسيژن اسيد تيوكاربا ميك را توليد كند و استخلاف دو اتم گوگرد دي تيو- كارباميك اسيد را ايجاد خوا هد ساخت. مشتقات هر يك از دوتركيب ماده فوق علف كش هاي مهمي محسوب مي شوند گسترش علف كش هاي دي تيوكارباماتي نسبت به انواع تيو كاربامات ها شدت بيشتري دارد. تركيبات دي تيوكارباماتي كه به عنوان علف كش مصرف مي شوندCDECومتام مي باشند. CDECكه به وسيله شركت مونسانتو واستافر تكامل يافت منشا اوليه علف كش متام مي باشد.  CDEC تا سال ها جهت كنترل انواع علف هاي هرز در گياهان زراعي و سبزيجات بكار برده مي شد. اين تركيب به عنوان علف كش قبل از خروج از خاك بكار برده مي شد و در مناطق مرطوب كه در آنها بارندگي مي توانست باعث حركت علف كش درخاك گرددكارايي بيشتري داشت. EPTCنخستين علف كش تيوكاربامائي عرضه شده مي باشد. در ابتداي مصرف اين تركيب به عنوان علف كش قبل از خروج ازخاك طبيعت فرار آن موجب بروز تغييرات شديد در كنترل علف هاي هرز گرديد. تكنيك اختلاط علف كش با خاك باعث برطرف شدن اين مشكل شدواولين مورد استفاده عمومي از روش اختلاط سم با خاك را فراهم نمود. اين تكنيك بعد ها در سطح وسيع در مورد بسياري از علف كش ها به كار گرفته شد. علف كش هاي تيوكارباماتي معمولا به منظور كنترل گرامينه ها و بسياري از علف هاي هرز پهن برگ در طي مراحل جوانه زني بذر ويا مراحل اوليه رشد گياهچه اغلب گياهان زراعي در خاك بكار برده مي شوند. معمولا تمامي اين علف كش ها بغير از تيوبنكارب بلا فاصله بعد از مصرف به صورت مكانيكي با خاك مخلوط مي شوند. در شرايط كاربرد اين تركيبات در خاك هاي خشك يا در شرايط اقليمي بسيار خشك اختلاط علف كش با خاك از طريق انجام آبياري بعد از مصرف سم موفقيت آميز مي باشد. EPTCمعمولا بوسيله افزودن آن به آب آبياري و مصرف توسط آبپاش با آبياري غرقابي بكار برده مي شود. به منظور جلوگيري از آسيب ديدن گياهان زراعي معمولا تركيبات خاص به فرمولاسيون علف كش هاي تيوكارباماتي افزوده مي شود. اين تركيبات معمولا آنتي دوت هاي علف كش ها ناميده مي شوند. برخي از اين تركيبات جهت تيمار بذور گياهان زراعي نيز مفيد مي باشند.

     رشد وساختمان ملكولي

•تيوكاربامات ها در خاك به كار برده مي شوندو عمدتا از رشد ساقچه در حال خروج علف هاي هرز به ويژه گرامينه ها جلوگيري مي كنند. داوسون اثر  EPTCرابرروي نمو گياهچه ها ي سوروف مطالعه نمود. وي گزارش داد كه قسمت عمده افزايش طول گياهچه در حال خروج اين گياه در محل نخستين ميان گره صورت مي گيرد. EPTCباعث اعوجاج نخستين مياه گره بصورت زيگزاگي مي گردد. البته برگ هاي در حال نمو موجود در كلئوپتيل محل اصلي خسارت EPTCمي باشند. درمقادير كم علف كش خسارت تنها نخستين برگ را دربر مي گيرد اين برگ از داخل كلئوپتيل خارج شده ولي بصورت چرخيده باقي مانده وباز نمي شود. در مقادير زياد تعداد برگ هايي كه تحت تاثير صدمات علف كش قرار مي گيرند افزايش مي يابد. با افزايش صدمات وارده به اين برگ ها رشد عمومي برگ ها در خارج كلئو پتيل تقليل يافته و يا متوقف مي گردد. درمقادير باز هم بيشتر علف كش هيچ برگي از كلئوپتيل خارج نمي شود. به همين ترتيب پريموردياي برگ هاي در حال رشد درون كلئوپتيل قادر به خروج طبيعي از درون آن نبوده ولي كناره هاي جانبي كلئوپتيل را پاره مي كنند. مطالعات ميكروسكوپي انجام شده توسط داوسون درمورد اثر EPTC روي گياهچه هاي در حال رشد سوروف را در مزوفيل برگ هاي در حال رشد درون كلئوپتيل نشان مي دهد. كلروپلاست ها در نزديكي ديواره هاي سلولي بمراتب متراكم بوده ودر مقابل رنگ هاي مختلف ميل تركيبي بيشتري دارند. فضاهاي بين سلولي نيز كاهش يافته ورديف هاي خطي سلول ها در گياهان تيمار شده با EPTC حالت كج ومعوج پيدا مي كنند. در اطراف گره هاي كلئوپتيلي نوعي تورم به وجود مي آيدولي هيچ گونه تكثيري در سلول ها صورت نمي گيرد. به علاوه در ناحيه قاعده كلئوپتيل درست در بالاي محل اتصال آن به ساقه نوعي بر آمدگي هاي رو به خارج ايجاد مي شود.چون در اولين ميانگره يا كلئوپتيل هيچگونه حالت غير طبيعي سلولي وجود ندارد داوسون نتيجه گرفت كه خسارت در منطقه مزوفيلي برگ هاي درون كلئوپتيل متمركز مي باشد.داوسون همچنين گزارش كرد كه  EPTCاز رشد اوليه ريشه يا جوانه زني بذور سوروف جلوگيري نمي كند. علف هاي برگ پهن تيمار شده با  EPTCبرگ هاي فنجاني شكلي توليد مي كنند كه بافت هاي آنها در اطراف لبه برگ نكروزه مي شود. اين امر ناشي از انتقال آپوپلاستي اين علف كش ها مي باشد. جذب و انتقال تجمع سم درهيداتودها (روزنه هاي آبي)در نوك برگ ها ودر انتهاي آوندهاي موجود در حاشيه برگ موجب ايجاد نقاط نكروزه و تغيير شكل برگ مي گردد. در مقادير بالاتر سم گياه زراعي نيز ممكن است چنين علائم مسموميت رااز خود بروز دهد ولي معمولا اين شرايط را پشت سر مي گذارد..بدنبال تيمار كردن گيا هان توسط تيوكاربامات ها در مزرعه معمولا برگ هاي گياهچه در مقايسه با بوته هاي تيمار نشده تيره تر بنظر مي رسند

•ياماگوجي (1961) با ا شعه از S-EPTCدريافت كه EPTCدر گياهان بسيار پرتحرك مي باشد. مطالعات زمان بندي شده نشان داد كه در اغلب گونه ها جذب درتمام طول دوره آزمايش ادامه داشته است. بااستفاده ازتكنيك محلول هاي غذايي EPTC –Cرا برروي ريشه هاي يونجه به كار بردندودريافتند كه EPTCبه سهولت توسط ريشه جذب شده و Cدربرگ ها و ساير قسمت هاي هوايي حضور داشته و تجمع آن عمدتا در بافت هاي جوان مي باشد دراين مطالعه همچنين معلوم شد كهEPTC درگياهان تجزيه مي شود. چندين محقق محل جذب EPTCراازطريق اندام هاي زيرزميني گياهان مختلف مطالعه كرده اند. داوسون بااستفاده از EPTC – Cپي برد كه ريشه وكلئوپتيل هردو به سهولت EPTCراازخاك تيمار شده جذب كرده و مقدار قابل توجهي ازعلف كش به سمت بالا وپايين انتقال مي يابد. اين محقق اظهار داشت كه اختلاف سميت بين ريشه وساقه به دليل تفاوت درحساسيت اين دو ارگان بوده وناشي ازاختلاف درسرعت جذب انتقال و يا تجزيه متابوليكي علف كش نمي باشد. محققين نتيجه گرفتند كه اختلاف درمقاومت ممكن است با محل جذب درارتباط باشد. پرندويل وهمكاران (1968) اثرات  EPTCراكه روي مناطق مختلف ساقه در زير سطح خاك قرار داده شده بود درجو گندم يولاف وسورگوم تعيين نمودند. گندم جو ويولاف در شرايطي كه سم روي گره كلئوپتيلتيمارشده بود به شدت آسيب ديدند ولي تيمار برروي ساير قسمت هاي ساقه تاثيري برروي آنها نداشت. سورگوم بدون توجه به محل تيمارروي ساقه شديدا آسيب ديد. جذب EPTC –Cازخاك توسط سورگوم دوبرابر گندم بوده است. اين محققين نتيجه گرفتند كه عكس العمل هاي رشدي گونه هاي مختلف نسبت به مصرفEPTC بر روي ساقه آنها به مرحله اي ازرشد گياه كه تيمار در آن انجام مي گيرد بستگي دارد.پاركر(1966) نيك وهمكاران (1967) راشل و پرندويل(1967)وپرندويل وهمكاران(1967) بااستفاده از تكنيك هاي مختلف جهت مطالعه محل جذب EPTCدرگونه هاي مختلف بيان داشتندكه جذب از طريق ساقه به مراتب مهمتر از جذب ريشه اي مي باشد. البته محققين نتيجه گرفتند كه اختلاف هاي مشاهده شده در مورد اهميت جذب ريشه اي وساقه اي EPTCدر گزارش هاي فوق الذكر ممكن است مربوط به تفاوت در روش آزمايش باشد ودر اين ارتباط 12 متغير مهم را ذكر نمود. ريدر وهمكاران (1970) جذب EPTCرابوسيله بذور سويا مورد مطالعه قرار دادند. بين جذب وغلظت سم رابطه مستقيمي وجود داشت و باافزايش درجه حرارت از 10 بهC 30  جذب نيز افزايش يافت. درحرارت C30بعداز48ساعت %65 ازEPTCموجود در ml50 محلول توسط 5گرم بذرجذب گرديد. سرعت جذب دربذور زنده ومرده يكسان بود.اين محققين نتيجه گرفتند كه جذب عمدتا فرايندي فيزيكي است كه به آبگيري بذر نيازداردو جذب علف كش بعد از توقف جذب آب نيز ادامه مي يابدعلف كش هاي تيوكارباماتي بسهولت توسط ريشه ها كلئوپتيل و ساقه هاي در حال خروج از خاك جذب شده و بصورت آپوپلاستي انتقال مي يابند . از آنجا كه اين علف كش ها معمولا در خاك بكار مي روند تحقيقات بسيار محدودي در مورد مصرف برگي آنها انجام شده است . اين تركيبات از طريق برگها نيز بسهولت جذب مي شوند و به نظر مي رسد كه در اين حالت نوعي حركت سيمپلاستي صورت مي گيرد . البته چون اين علف كش بسرعت توسط گياهان و يا در اثر روش مصرف تجزيه مي شودمعمولا اين امر كه آيا علف كش مصرف شده يا متابوليت آن بصورت سيمپلاستي حركت مي كند قابل تشخيص نمي باشد و با اطمينان نمي توان بيان داشت كه علف كش هاي تيوكارباماتي در سيمپلاست انتقل مي يابد

 سرنوشت ملكولي

 •گزارشهاي اوليه در مورد سرانجام ملكولي علف كش هاي تيوكارباماتي در گياهان عمدتا از نوع مطالعات بقاياي علف كش و سير متابوليسم آنها به تركيبات طبيعي گياهي و CO بوده است اكثر تحقيقات اخير بر تبديل اين علف كش ها به سولفوكسيد و تشكيل نوعي كانجوگه گلوتاتيون تاكيد دارند . اين مطالعات معمولا با بررسي مكانيسم عمل پادزهرهاي تيوكارباماتها نيز همراه مي باشند . ناله واجا و همكاران ( 1964 ) پي بردند كه C-EPTCمصرف شده بر روي ريشه تجزيه شده و به CO  تبديل مي شود مواد حد واسط متابوليكي و يا CO2  بعدا در ساختمان برخي تركيبات طبيعي درون گياه شركت مي يابندسولفوكسيدهاي برخي ازعلف كش هاي تيوكارباماتي درمورد سه نوع علف هرز برگ پهن بمراتب سمي تر از علف كش اوليه آنها مي باشند. البته ذرت درمقابل علف كش نسبت به سولفوكسيد آن صدمه بيشتري مي بيند. اطلاعات مشابه درمورد اين نوع سميت نشان مي دهد باوجودي كه علف كش هاي تيوكارباماتي معمولادراغلب گونه هادر مقايسه با سولفوكسيدهاي خود سميت كمتري دارند ولي موارد استثنايي نيز وجود دارد

 

عكس العمل هاي بيوشيميايي

•    با وجودي كه اثر علف كش هاي تيوكارباماتي و دي تيوكارباماتي بر روي برخي از فرآيندهاي متابوليكي گياهان مورد تحقيق قرار گرفته ولي مفهوم دقيق مكانيزم عمل آنها آشكار نشده است. تاثير علف كش هاي تيوكارباماتي . بويژه EPTCبرروي متابوليسم چربيها بيش از ساير فرآيندها مطالعه شده است . اين تركيبات تغييرات مورفولوژيكي و آناتوميكي را در كورتيكول برگها ايجاد مي كنند كه بنظر مي رسد ناشي از تغييراتي در متابوليسم چربيها مي باشد. مان و پو(1968) گزارش دادند كهCDEC از وارد شدن مالونيك اسيد 14 C - به درون چربيهاي هيپوكوتيل قطع شده گياه sesbanea exaltata جلوگيري مي كند ولي EPTC برآن تاثيري نداردمطالعات نشان داد كه EPTC نيز از سنتز چربيها ممانعت بعمل مي آورد .

 تركيب اسيدهاي چرب و چربيها نيز بوسيله علف كش هاي تيوكارباماتي تغيير مي يابد . استيل و همكاران (1970) اثر EPTC ديالات و CDEC را بر روي بيوسنتز چربيهاي سطح كوتيكول در برگهاي نخود بررسي كردند . به جز متابوليسم چربيها فرآيند هاي متابوليكي ديگري نيز توسط علف كش هاي تيوكارباماتي تغيير مي يابند اشتون و همكاران (1977) با استفاده از سلولهاي ايزوله شده برگ لوبيا گزارش دادند كه EPTC در غلظت 4-10 مولار در طي يك دوره 2 ساعته تيمار از سنتز چربيها (52%) سنتز فتوسنتز (21%) سنتز پروتئين ( 13%) و تنفس (4%) RNA (28%) جلوگيري مي كند در غلظت 3-10 مولار علف كش از كليه موارد فوق در طي 15 دقيقه ممانعت گرديد وبعد از 2 ساعت ميزان كاهش درمورد سنتز چربي ها سنتزپروتئين ها وفتوسنتز بيش از 99% وسنتز  RNA94% وتنفس 76%بوده است. باوجودي كه سنتز چربي ها حساس ترين فرآيندنسبت به اين علف كش مي باشد ولي از چهار فرآيند ديگر به ميزان قابل ملاحظه اي ممانعت مي شود. EPTCدر غلظت هاي نسبتا زياد هر دوفرآيند جذب  فسفر ومصرف اكسيژن رابه ميزان قابل ملاحظه اي كاهش مي دهد دراين حالت استريفيكاسيون فسفر بمراتب حساس تر از مصرف اكسيژن مي باشد.

 •مورلند وهمكاران (1969) همچنين گزارش دادند كه فعاليت اسيد جيبرليك كه در شرايط عادي باعث سنتز آلفاآميلاز در نيمه بذرهاي جو ميگردد درغلظت 10×2مولار CDECبه ميزان 68% ودرغلظت 10×6مولار EPTCبه ميزان 39%كاهش مي يابد. برخي از علائم سميت علف كش ها ي تيوكارباماتي مشابه كمبود اسيد جيبرليك (GA) مي باشد ازجمله كشيده شدن پهنك برگ تردي وشكنندگي ساقه وتوقف رشد وپيچيدگي غلاف برگ (ويلكينسون واشلي 1978). مشاهده شده است كه GAناهنجاري هاي مورفوژنژ ناشي از EPTCرادرذرت به حالت عادي برمي گرداند  . (دونالد وهمكاران 1977دونالد 1978). پادزهر هاي علف كش ها مواد شيميايي هستند كه به صورت متصل به علف كش ها بكار مي روند تا مقاومت گياهان زراعي به آنها راافزايش مي دهند. تضعيف كننده علف كش ها ايمن كننده علف كش ها ومواد محافظت كننده گياهان زراعي واژه هايي هستند كه درمورد اين نوع مواد شيميايي بكار برده شده اند. معمولا هرنوع پادزهر درمورد تركيب علف كش وگونه اي كه بر آن موثر است بصورت تقريبا اختصاصي عمل مي كند. اغلب تحقيقات انجام شده درمورد پادزهر علف كش ها درمونوگرافي كه بوسيله پالوس وكاسيدا (1978) جمع آوري شده بررسي گشته است.

 •پادزهرهاي علف كش ها درموردعلف كش هاي تيوكارباماتي درشرايط مزرعه گلخانه وآزمايشگاه دقيقا موردبررسي قرار گرفته است. اين تحقيقات عمدتا بر روي ذرت بوده است.  تيمار كردن بذر با 1   8 –نفتاليك انيدريك وتيمار كردن بذر ياخاك با دي كلرواستاميد 25788-R(N.N-دي آليل -2.2-دي كلرواستاميد )خسارت علف كش هاي تيوكارباماتي برروي ذرت را بطورچشم گيري كاهش مي دهد. تحقيقات برروي مكانيزم عمل پادزهر هاي علف كش هاي تيوكارباماتي حداقل سه جنبه از نحوه عمل اثر آنها را مشخص ساخته است. لاي وكاسيدا (1978)اظهارداشتند كه پادزهرهايي از نوع دي كلرواستاميد ميزان گلوتاتيون و فعاليت آنزيم گلوتاتيون s – ترانسفراز را افزايش مي دهد كه اين امر خود موجب تسريع در تشكيل كانجوگه سولفوكسيد –گلوتاتيون كه غير سمي است مي گردد . كارنيگر و همكاران ( b 1978) دريافتند كه 25788 – R ذرت را از طريق تحريك فعاليت آنزيم گلوتاتيون سينتيتاز كه باعث افزايش توليد گلوتاتيون مي شود . از صدمات علف كش محافظت مي كند .

 •كانجوگه شدن گلوتاتيون با سولفوكسيد EPTC و در نتيجه غيرسمي شدن علف كش واكنش شيميايي سريعي است كه به آنزيم گلوتاتيون s – ترانسفراز نياز ندارد . ويلكينسون(b 1978) پيشنهاد كرد كه 1 .8 – نفتاليك اسيد انيدريد و 2578 – R ممانعت در سنتز اسيدهاي چرب و فعاليت آنزيم اولليل دساتوراز توسطEPTC را برطرف مي سازند استفنسون و همكاران (1979) براساس روابط بين ساختمان و فعاليت در پادزهر هاي آميدي علف كش هاي تيوكارباماتي در ذرت اظهار داشتند كه ممانعت رقابتي بين پادزهر هاي شاهد و علف كش هاي تيوكارباماتي يكي از مكانيزم هاي متحمل عمل اين مواد در ذرت مي باشد .اين جنبه از مكانيزم عمل پادزهر هاي علف كش هاي تيوكارباماتي الزاما بصورت متقابل اختصاصي نمي باشد .

 •نحوه ي عمل

•بطور كلي اين علف كش ها رشد ساقه گياهچه هاي در حال جوانه زني را باشدتي بيشتر از ريشه كاهش مي دهند . بدرستي مشخص نيست كه آيا اين امر بدليل برخي تفاوت هاي توارثي بين اين دو اندام بوده و يا ناشي از سهولت جذب آن توسط ساقه در مقايسه با ريشه مي باشد . عمده ترين علائم سميت ايجاد شده توسط اين تركيبات رشد و خروج غير طبيعي برگها از كلئوپتيل گراسها مي باشد در غلظت هاي بالاتر معمولا برگها از كلئوپتيل خارج نمي شوند . در غلظت هاي پايين تر برگها خارج شده ولي ممكن است به حالت پيچيده باقي مانده و يا اينكه از قسمت قاعده كلئوپتيل خارج مي شوند چنين برگي طويل شده و حلقه اي را ايجاد مي كند كه نوك آن به قسمت انتهايي كلئوپتيل متصل مي باشد. علائم سميت در برگ پهن هاچندان مشخص نيست .بطور كلي از رشد جلوگيري شده .برگها بصورت فنجاني در آمده و بافت هاي حاشيه آنها نكروزه مي شود .

•بنظر مي رسد كه در شرايط مصرف اين علف كش ها بر روي خاك سهولت جذب آنها در ساقه هاي در حال خروج گياهچه بيش از ريشه باشد . با وجودي كه مشخص شده است كه اين تركيبات عمدتا از طريق سيستم آپوپلاستي انتقال مي يابند ولي شواهدي وجود دارد كه بصورت سيمپلاستي نيز حركتمي كند. سرنوشت ملكولي اين علف كشها در گياهان مشتمل برهيدروليز آنها در محل اتصال استري است كه با تشكيل CO2 نوعي مركاپتان و يك آمين همراه مي باشد. دو تركيب آخر بعدا متابوله شده و به مواد متابوليكي طبيعي گياهي و CO2 تبديل مي شوند . سولفوكسيداسيون علف كشهاي تيوكارباماتي و توليد سولفوكسيدهاي مربوطه يكي از مراحل اوليه متابوليسم اين علف كشها محسوب مي شوند . بنظر مي رسد كه سولفوكسيدها بمراتب سمي تر از تركيب اوليه خود باشند . كانجوگه شدن سولفوكسيد ها با گلوتاتيون يا سيستئين نيز يكي از طرق غير فعال شدن اين علف كشها مي باشد .

•بنظر مي رسد كه علف كش هاي تيوودي كارباماتي به طرق مختلف از جمله اختلال فتوسنتز . تنفس . چربيها . سنتز پروتئين ها و متابوليسم اسيدهاي هسته اي متابوليسم طبيعي گياهان را تغيير مي دهند . در حال حاضر مشخص نمودن اهميت نسبي اين فرآيند هاي مختلف در مقابل عمل علف كشهاي تيوكارباماتي امكانپذير نمي باشد. با اين حال ظاهرا جلوگيري از سنتز چربيها در مقايسه با ساير فرآيندها حساستر بوده و برخي از علائم سميت با آن مرتبط مي باشد و به همين دليل با وسعت بيشتري مورد مطالعه قرار گرفته است . ساير علائم مسموميت توسط اين علف كش ها شبيه كمبود اسيد جيبريك (GA ) بوده و با مصرف GA برطرف مي شود .

 

 

 

                                                            

 

 

شنبه نهم آبان 1388 |

 

چکیده پایان نامه

 

عنوان پایان نامه :بررسي تاثير علف كش آلاكلر بر كنترل علف هاي هرز ،عملكرد و اجزاي عملكردكلزارقم هايولا308 درشرايط آب وهوايي شوشتر

چكيده

كلزا يكي از مهمترين گياهان روغني جهان است ونقش عمده اي درتامين روغن هاي خوراكي انسان دارد. از مهمترين عوامل محدود كننده ي افزايش سطح زير كشت وتوليد كلزا، علف هاي هرز هستند. بدين منظور جهت كنترل اين عوامل محدود كننده، تحقيقي  با 8تيمار در4 تكرار در قالب طرح آزمايشي بلوكهاي كامل تصادفي طي سال زراعي88-1387در اراضي منطقه عقيلي در شمال شوشتر اجرا گرديد. تيمارهاي آزمايش عبارت بودند از1و2 -كاربرد علف كش لاسو4و 5 ليتر بصورت پيش رويشي. 3و4 -كاربرد علف كش لاسو4 و5 ليتر بصورت پيش كاشت.تیمار5 -كاربرد علف كش ترفلان بصورت پيش كاشت وبه عنوان استاندارد منطقه. 6- كاربرد اختلاط علف كش هاي لاسو وترفلان به صورت(4+1)ليتر بصورت پيش كاشت. 7و8-شاهد باوبدون علف هرز. نتايج آزمايش نشان داد كه تیمارهای علف كش لاسو 5 و4 لیتربصورت پيش رويشي توانستند باكنترل 95/91و76/90 درصدی، علف هاي هرز پهن برگ وعلف كش ترفلان  2 ليتر پیش كاشت در كنترل باريك برگ ها با 65/95درصد كنترل تيمارهاي برتر باشند. تیمار علف كش لاسو پيش كاشت در 5 و4 ليتر وهمچنين تیماراختلاط ترفلان لاسو پيش كاشت بر گياه كلزا شوك وارد كرده وباعث كوتاهي وعدم نمو ورشد كلزا گرديدند كه تا زمان بعداز گلدهي كلزا ادامه يافت. در ابتداي زمان گلدهي نمونه گيري از ارتفاع ساقه صورت گرفت وتيمارهاي اختلاط لاسووترفلان ولاسو 5 ليتر و  4 ليترپيش كاشت به ترتيب با36/44 و75/43 و25/36 درصد گياه سوزي با نمره ي ارزيابي 7 و7 و6 به معناي خسارت بسيار سنگين وخسارت سنگين بر كلزا را دريافت كردند. در اين آزمايش تيمار لاسو 5  ليتر پيش رویش، بیشترین عملکرد در واحد سطح را دارا بود. (3449كيلوگرم درهکتار)تعداد دانه در خورجين،تعداد خورجين در بوته وتعداد شاخه ي گل دهنده در متر مربع آن نيز به ترتيب 51/24و8/247 و620 بوده كه پس از تيمار شاهد بدون علف هرز بهترين تیمار قرار می گرفت. تيمار لاسو4ليتر پيش رويشي با عملكرد 3397كيلوگرم وتعداد دانه در خورجين،تعداد خورجين در بوته وتعداد شاخه گل دهنده در متر مربع آن نيز به ترتيب94/23 ، 8/234 و5/591 بوده كه باکاهش مصرف يك ليتروبا پذیرفتن كاهش عملكرد5/1درصد وبه جهت مزيت هاي زيست محيطي تيمار لاسو 4 ليتر پيش رويشي پيشنهاد مي گردد.

واژه هاي كليدي : كلزا، علف كش ،لاسو ،ترفلان

 

 

شنبه چهارم مهر 1388 |

 

اثرات زيست‌ محيطي علفكشها

: اثرات زيست‌ محيطي علفكشها


در طي پنجاه سال گذشته، آفتكشها جزء ضروري دنياي كشاورزي بوده اند. گرچه تقاضا براي توليد و توزيع آفتكش كه باعث افزايش بهبود كيفيت و كارايي كشاورزي مي شود محرز است، ولي احتمال بكارگيري نابجا و غير معقول، بسيار زياد مي باشد. يكي از مهمترين نكات سازمان بهداشت جهاني، مسئله آفتكشها مي باشد. افزايش جمعيت و بدنبال آن افزايش مصرف مواد غذايي، بويژه محصولات کشاورزي، كشاورزان را بر آن داشته است كه ميزان محصولات خود را افزايش دهند. افزايش كشت محصولات متعاقباٌ افزايش سموم آفتكش را به همراه داشته است. به دليل بي توجهي كشاورزان در مصرف سموم، ريزشهاي جوي و چندين عامل ديگر سموم كشاورزي وارد آب رودخانه ها و درياها مي شوند. تا ديروز زندگي بشر مملو از ترس از بلايايي جهان گستر چون وبا، حصبه ، تيفوس و طاعون بود ، اكنون خوشبختانه اين بيماريهاي مهلك كه روزي همه جاگير بودند با پيشرفت دانش پزشكي و رعايت اصول بهداشتي ديگر موجب نگراني نيستند. امروز ما نگران صدمات متفاوتي هستيم كه در محيط زيست ما در كمين نشسته‌اند صدماتي كه محصول پيدايش و تكوين شيوه زندگي جديد خود بشر هستند، نمونه‌اش پيدايش همين آفت كش‌هاي قوي استامروزه مشكلات اقتصادي و زيست محيطي ناشي از مصرف بي رويه علفكش‌ها بر كسي پوشيده نيست. هزينه‌هاي سرسام‌آور كشف و توليد، مسموميت سنجي و ثبت علفكشها از يك طرف، بروز بيماري‌هاي مختلف پوستي، گوارشي و تنفسي از طرف ديگر و نيز بروز مقاومت علفهاي هرز به علفكشها و آلودگي منابع آبي و خالي و صدمه به حيات وحش، مشكلات را دوچندان نشان مي‌دهند

اولين علفكش ثبت شده در ايران مربوط به سال 1347 مي‌باشد و تاكنون 70 علفكش از گروه‌هاي مختلف در كشور به ثبت رسيده است. سالانه بيش از 25 ميليون كيلوگرم سموم كشاورزي در كشور مصرف مي‌گردد كه 5/40 درصد علفكش، 7/38 درصد حشره كش، 2/15 درصد قارچكش و 6/5 درصد ساير سموم مي‌باشند

.خطرات آفتكش‌ها از نظر اهميت اقتصادي:

1- كاهش دشمنان طبيعي و مقاومت به آفتكش‌ها

2- سميت آفتكش‌ها براي انسان

3- هزينه‌هاي دولتي براي كنترل آلودگي‌هاي آفتكش‌ها

4- سميت براي زنبورهاي عسل و كاهش گرده افشاني گياهان

5- خسارت به درختان و ساير گياهان زراعي به خاطر بادبردگي علفكش‌ها

6- سميت آفتكش‌ها براي حيوانات و آلودگي توليدات آن‌ها

7- خسارت به آبزيان و حيات وحش

اثرات زيست‌محيطي آفتكش‌ها:

اين اثرات به چند بخش تقسيم مي‌شوند:

1- اثر روي بدن انسان

2- اثر روي ديگر موجودات زنده

3- اثر روي منابع طبيعي ( كه اين اثر هم به انسان و هم به ديگر موجودات زنده برمي‌گردد)

اثر روي بدن انسان:

تجمع مواد سمي در غذا ، آب ، زمين و هوا يكي از بحث‌هاي روز و خطرناك سموم براي سلامتي محيط زيست و بشر است. براساس گزارشات آماري از سراسر جهان تعداد مسموميت با عوامل آفت كش بيشتر از پانصد هزار مورد در سال و همراه با بيش از بيست هزار مورد مرگ مي‌رسد. با توجه به اينكه اثرات خطرناك زيستي سموم در درازمدت بطور تجمعي در بدن انباشته مي‌شود و صدمات وارده بر فرد ممكن است متناسب با جمع مقدار سم دريافت شده در طول عمر باشد به همين دليل است كه خطر ناديده گرفته مي‌شود. ميزان وقوع مسموميت ناشي از درمعرض قرارگرفتن با سموم شيميائي در كشورهاي درحال توسعه 13 برابر از مورد كشورهاي كاملاً صنعتي مي باشد كه خود 85 درصد از توليد جهاني آفت‌كش ها را مصرف مي كنند. دليل آن مشخص و مبرهن است آموزش و آگاهي دادن به جمعيت وافراد مشغول در حوزه فعاليت هاي كشاورزي و سموم شيميائي. مشخص گرديده است كه علفكش توفوردی براي دستگاههاي توليد مثلي بدن مسموميت زا است بطوريكه آزمايشات نشان داده است كه بين اين سم و كاهش تعداد اسپرم ، افزايش اسپرمهاي بدشكل ارتباط مستقيم وجود دارد. هم چنین ثابت گردیده است که زناني كه درمحيطي با آبهاي آلوده به سموم زندگي مي كنند درمقايسه با ساير افراد تاخير قابل ملاحظه اي در رشد درون رحم دارند

 بيماري ها:

دكتر فرانسيس ري از دانشگاه فلوريدا اظهار ميدارد كه ما با افزودن مواد شيميائي به غذاهاي خودمان امكان بروز سرطان را افزايش مي دهيم.

دكتر هاريوگريوز نظر براين دارد كه بين سموم شيميائي و سرطان خون ، سرطان هاي دستگاه گوارشي يا ديگر اختلالات خوني رابطه‌اي مستقيم وجود دارد.

 تحقيقات نشان داده است كه سموم پاراكوات، گروه سموم ارگانو فسفره، مانب و مانكوزب منجر به بيماري پاركينسون میشود. همچنين آشكار شده است افرادي كه در حوالي مناطقي زندگي مي كنند كه در معرض آفتكشها قرار دارند احتمال بروز بیماری پارکینسون بیشتر است.

است افرادي كه در معرض علفكشها هستند 4 برابر و افرادي كه در معرض حشره كشها هستند 3 الي 4 برابر احتمال بروز بيماري پاركينسون بيشتر است.

 سرطان پستان سالانه افزايشي به ميزان 1 الي 2 درصد نشان مي دهد و آلوده كننده هاي محيطي از جمله آفتكشها درافزايش بروز اين نوع سرطان نقش عمده اي دارند.

دريك تحقيق خاص ارتباط بين بروز سرطان پستان و و علفكش آترازين مشخص شده است.

سرطان تيروييد نيز از جمله سرطانهايي است كه احتمال بروز آن در افرادي كه در معرض علفكشهاي فنوكسي قرار دارند بيشتر است.

 در اين خصوص افزايش آگاهي متخصصين و به طور كلي عموم مردم از خطرات ناشي از تماس كوتاه مدت و دراز مدت، شامل سرطانزايي، بيماريهاي سيستم عصبي، تنفسي و زادآوري و ... توجه عموم و دولتمردان را به خود جلب نموده است. امروزه آلودگي محيط زيست به صورت يك مسئله جهاني درآمده است. براي مثال آب يكي از اجزاء تشكيل دهنده مهم در چرخه زندگي محسوب مي شود. اهميت كيفيت، نگهداري و توسعه آن به طور پيوسته در حال افزايش مي باشد و سموم دفع آفات نباتي یکی از اصلی ترین آلاینده های آب به حساب می آید.

آلودگي محيطهاي طبيعي:

باقي مانده علفكش در خاك و بروز اثرات سوء آن بر محصولات بعدي از مشكلات مصرف علفكشها و تأثيرات زيست محيطي آنهاست. اين مسئله در كشور ما بيشتر ديده مي‌شود زيرا شرايط خاكهاي ايران به گونه‌اي است كه علفكش‌ها در آن دوام زيادي خواهند داشت از جمله خشكي، كمي مواد آلي، سردي زمستان و فقدان ميكروارگانيزمها. مثلاً علفكشهايي مثل متريبوزين، مزوسولفورون و يدوسولفورون تا 9 ماه قدرت ماندگاري در خاك دارند.

انتقال علفكشها به محيطهاي غير هدف:

علفكشها با جابجايي در هوا و آب، نواحي غير هدف را آلوده مي‌كنند. حدوداً فرار علفكشها از سمپاشها 5 تا 10 درصد ماده مصرفي است كه ممكن است تا ناحيه 400 متري سطح مصرف نيز پاشيده شوند.

فرار علفكشها علاوه بر مشكلاتي كه براي جانوران به دنبال دارد با تأثير بر روي گونه‌هاي زراعي غير هدف، باعث اختلال در پوشش سطح زمين و توليد مي‌شود.

 براي مثال وقتي كلزا، سويا و آفتابگردان در معرض سم كلروسولفورون 1 تا 8 درصد مقادير توصيه شده براي غلات قرار گيرند، توليد گل و بذر در آنها كاهش مي‌يابد. (نظريه آقاي فيلچر و همكارانش در سال 1996)

در تحقيقاتي مشخص شده كه مقادير زيادي از سموم كشاورزي در آب رودخانه‌هاي كارون، دز و بابلرود كه در مجاورت زمين‌هاي كشاورزي زيادي قرار دارند، موجود است كه از حد نرمال خيلي بالاتر است.

 برهم خوردن تنوع بيولوژيكي Biodiversity:

مصرف علفكشها مي‌تواند با اثراتي كه بر فلور منطقه باقي مي‌گذارد موجب دخالت در تنوع بيولوژيكي شود. علفكشها بر تنوع و تراكم ميكروارگانيزمهاي خاك نيز مؤثرند. بعضي مثل بوتاكلر براي آبزيان زيان‌آور است. تعدادي از آنها به اندازه حشره‌كشها سمي هستند مثل پاراكوات و آيوكسينيل. اينگونه علفكشها مي‌توانند زنجيره غذايي را در يك اكوسيستم برهم زده و موجب كم شدن برخي گونه‌ها و طغيان گونه‌هاي ديگر شوند.

تغيير فلور علف‌هاي هرز:

كاربرد سموم مختلف و مواد شيميايي توسط انسان موجب تغيير در تنوع بيولوژيكي و بيوتيپها، گونه‌ها و جنس‌هاي موجودات زنده در طبيعت شده مجموع اين تغييرات موجب كاهش يك گونه و غالب شدن گونه‌هاي مقاوم مي‌شود.

خروج ارز و ايجاد بيكاري:

بسياري از علفكشها را بايد از شركت اصلي سازنده خريد و اينگونه شركتها عمدتاً خارجي بوده و بايد مقادير هنگفتي ارز از كشور خارج شده تا اينگونه سموم خريداري شوند. همچنين استفاده از سموم باعث كم شدن نيروي كارگري در مزرعه شده و اين عامل هرچند هزينه كمتري بر كشاورز دارد اما بيكاري را افزايش داده كه از نظر اجتماعي و فرهنگي به ضرر كشور تمام خواهد شد.

مقاومت علفهاي هرز:

موضوع ديگري كه در مصرف مداوم علفكشها به چشم مي‌خورد بحث مقاومت علفهاي هرز به آنهاست.

اين امر باعث مصرف بيشتر سموم مي‌گردد تا جاييكه ديگر سم توان از بين بردن علف هرز را ندارد و بايد علفكش جديدي ساخته شود كه اين امر هزينه‌هاي زيادي در بر خواهد داشت.

روند افزايش تعداد بيوتيپهاي مقاوم:

توسعه مقاومت به علفكش ها:

علفهاي هرز مقاوم به گروه هاي مختلف علفكشي (2006):

موضوع 2.4.5-T

در اواسط دهه 1960 اولين بحث اجتماعي مهم روي مصرف و سلامتي عمومي روي اين علفكش صورت گرفت. اين علفكش براي كنترل درختان و بوته‌هاي جنگلي بكار مي رفت كه در سال 1985 آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا مصرف آن را ممنوع كرد.

تاريخچه بحث:

در سال 1964 موسسه ملي تحقيقات سرطان احتمال داد كه اين علفكش باعث ناقص الخلقگي شود.

50 درصد ماده موثره عامل نارنجي رنگي را كه ارتش آمريكا در جنگ ويتنام جهت برگ ريزي درختان استفاده مي‌كرد، اين علفكش تشكيل مي‌داد.

تا سال 1970 مدارك كافي جهت سمي بودن آن جمع آوري شده بود.

 در دهه 1970 مطالعه روي 2.4.5-T و نيز TCDD (2، 3، 7 و 8 تترا كلرو دي بنزو پي دي اكسين) ادامه داشت و مصرف داخلي اين سم كم شده و ثبت آن به حالت تعليق درآورده شد.

در سال 1979 پس از كاربرد اين علفكش در جنگلهاي حاشيه آلسابازين سقط جنين مشاهده شد.

سرانجام در سال 1985 مصرف اين علفكش ممنوع شد.

آترازين و كيفيت آب:

در سال 1993 آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا درباره سود و زيان علفكشهاي تريازين بويژه آترازين مطالعاتي انجام داد.

مشاهده شد كه اين علفكشها در آبهاي زيرزميني وجود دارند.

حذف اين علفكش از نظر اقتصادي باعث مشكل براي كشاورزان مي‌شد و طي كنفرانس سال 1995 عليرغم اذعان به حطرناك بودن آن، ممنوع نگرديد.

نتيجه:

امروزه هيچ كس به كارآيي آفت‌كش‌ها در حفاظت از محصولات زراعي شكي ندارد ،موضوع قابل بحث اين است كه اهميتي كه به افزايش عملكرد وسود توليد داده مي شود اگر به همان اندازه به سلامت خود وشهروندان ومحيط زيست اعمال گردد جلوي بسياري از خطرات اجباري ،ارادي و غيرارادي گرفته مي‌شود.

پيشنهادات :

1- اعمال تمهيدات لازم به منظور تغيير خط مشي‌ها و مكانيزم‌هايي كه استفاده مناسب و سالم و منطقي از سموم را تضمين مي‌كند مثل آگاهي دادن به مردم از طريق رسانه‌هاي ارتباط جمعي و مراكز تحقيقاتي و بهداشتي داير بر خطرات ناشي از مصرف بي رويه سموم و عوارض سوء باقيمانده سموم مصرفي در محصولات توليدي.

 2- ارتقاء دانش فني كارشناسان با بكارگيري فن‌آوري‌هاي جديد و پيشرفته و ايجاد پيش آگاهي در مورد مصرف سموم كشاورزي.

3- بازنگري در روشهاي سمپاشي و استفاده صحيح و علمي از ادوات مدرن سمپاشي و تعيين انواع مناسب آنها با در نظر گرفتن شرايط مناطق و كشتهاي مختلف.

4- استفاده از ارقام گياهان زراعي مقاوم به بيماري ها و حشرات و نيز گياهان رقيب علفهاي هرز

 5- ترغيب و تشويق توليد كنندگان داخلي براي توليد سموم جهت جلوگيري از خروج ارز و نيز بكارگيري نيروي متخصص در كارخانه‌هاي توليدي داخل كشور.

6- انتخاب جايگزين مناسب براي آن دسته از سموم كه از جنبه‌هاي زيست محيطي و بهداشت خطرناكند.

7- نظارت بر مصرف صحيح سموم با در نظر گرفتن حد مجاز باقيمانده آنها.

8- استفاده از روشهاي بيولوژيكي كنترل و نيز مديريت تلفيقي كنترل آفات (IPM) 

 9- فراهم كردن زمينه همكاري مشترك با كشورهاي ديگر و استفاده از امكانان و تجربيات آنها در امر استفاده بهينه از سموم كشاورزي.

10- هماهنگ كردن ميزان مصرف سموم شيميايي در كشور با شاخص‌هاي جهاني

11- تأكيد بر كشاورزي پايدار بعنوان الگو به متخصصان، دانشجويان، كشاورزان و دست‌اندركاران بخش كشاورزي.

12- همكاري وزارتخانه‌هاي كشاورزي، بهداشت و درمان، آموزش عالي، محيط زيست و مؤسسه استاندارد جهت تهيه آيين نامه‌هاي مربوطه و اعمال آن. 

 

 

جمعه ششم شهریور 1388 |

 

مختصری در مورد دی نیترو آنیلین ها

دي نيتروآنيلين ها

 

دي نيترو آنيلين ها علف كش هايي هستند كه براي كنترل علف هاي هرز باريك برگ وپهن برگ در برخي از محصولات زراعي مورد استفاده قرار مي گيرند. اين علف كش ها به صورت پيش رويشي ودر خاك مصرف شده واز طريق جلوگيري از تقسيم وطويل شدن سلول مانع از رشد علف هاي هرز مي گردند. علف كش هاي دي نيترو آنيلين به خانواده اي از تركيبات شيميايي تعلق دارند كه مكانيزم اصلي عمل آنها دپلي مريزاسيون ميكروتوبولهاست. ميكروتوبولها از اجزاي ضروري براي تقسيم سلولي وطويل شدن سلولهاي ريشه هستند. اين علف كشها به مختل كننده هاي تقسيم ميتوز معروفند. بسياري از تركيبات اين خانواده از علف كش ها،در اوايل دهه1960كشف شدندوشامل تركيبات مختلفي با ساختمان مشابه هستند . در ايران تاكنون4علف كش از اين خانواده به ثبت رسيده است.

 نامهاي عمومي وبازرگاني علف كش هاي دي نيترو آنيلين  ثبت شده در ايران

خانواده شيميايي

نام عمومي

نام بازرگاني

سال ثبت در ايران

فرمولاسيون

مقدار مصرف در هكتار

دي نيترو آنيلين ها

تري فلو رالين

ترفلان

1348

EC48درصد

5/2-2ليتر

اتال فلورالين

سونالان

1355

EC3/33درصد

5/3-2ليتر

دي نيترامين

دي نيترامين

1355

EC25درصد

3ليتر

پندي متالين

استامپ

1378

EC33درصد

5/4-3ليتر

 

بسياري از علف كش هاي دي نيتروآنيلين به تجزيه نوري حساس بوده ودر اين شرايط كارائي آنها كاهش مي يابد.در صورتي كه بلافاصله پس از مصرف با لايه 5سانتيمتري بالاي خاك مخلوط شوند، خطر تجزيه نوري كم مي شود از آنجا كه حلاليت اين علف كش ها در آب كم است ، بنابراين در منطقه اي كه اكثر علف هاي هرز جوانه مي زنندباقي خاهند ماند.علف كشهاي دي نيترو آنيلين در تك لپه ايها عمدتا از طريق اندامهاي هوايي در حال جوانه زدن ودر دولپه ايهانيز از طريق هيپوكوتيل يا قسمت قلابي شكل هيپوكوتيل جذب مي شوند.

خصوصيات شيميايي وفيزيكي دي نيترو آنيلين ها

تري فلورالين و اتال فلو رالين داراي رنگ زرد روشم هستند . اين دو علف كش حلاليت ضعيفي در آب داشته، ولي در حلالهاي آْليي سريع حل مي شوند. اين دو علف كش داراي فراريت بسيار اندكي بوده ولي در خاكهاي مرطوب فراريت آنها افزايش مي يابد. ميزان تثبيت اين علف كش ها روي ذرات مواد آْلي بيشتر از رس مي باشد. علف كش هايي كه بطور محكم به ذرات خاك مي چسبند،براي كنترل علف هاي هرز قابل دسترس نيستند. بنابر اين در خاكهايي كه محتوي مواد آْلي آنها بالاست ، به مقدار بيشتري ازعلف كش نياز است . علف كش هاي دي نيترو آنيلين به خصوص در روزهاي گرم توسط نور خورشيد تجزيه مي شوند. البته اين علف كش ها به نحوي ساخته مي شوند كه تلفات ناشي از فراريت وتجزيه نوري آنها كم مي باشد.

 جذب وانتقال

هنگامي گه گياهچه ار درون لايه هاي خاك تيما ر شده با علف كش هاي دي نيترو آنيلين به سمت بيرون خاك رشد مي كند ،در مسير ، علف كش جذب مي كند. اين علف كش ها به سهولت در غشاهاي جربي گياهچه حل مي شوند. از آنجا كه پس از جذب ،سرعت انتقال اين علف كش ها زيلد نيست ، بنابر اين بجز دي نيترو آنيلين هايي كه با منطقه مريستمي تماس حاصل مي كنند و وارد هسته سلولها مي گردند ، بقيه اثر كمي بر جاي مي گذارند

 متابوليسم وخاصيت انتخابي

خاصيت انتخابي دي نيترو آنيلين ها بر مبناي متابوليسم نيست. اين علف كش ها خاصيت انتخابي منحصر به فردي دارند وبر مبناي عوامل زير عمل مي كنند

·        ناتواني اين علف كش ها در انتقال

·        عمق تركيب آنها با خاك

·        بالا بودن خاصيت چربي دوستي

·        تفاوت در محل قرار گرفتن مريستم گياه زراعي و علف هرز.

 خاصيت انتخابي بين گونه هاي باريك برگ و پهن برگ

علف كش هاي دي نيترو آنلين براي گونه هاي باريك برگ نسبت به پهن برگسميت بيشتري دارند. در اين مورد خاصيت انتخابي آنها ممكن است بر مبناي چربي  بذر باشد، زيرا اين علف كش ها كاملا چربي دوست هستند وميزان چربي بذر گياهان باريك برگ معمولا خيلي كمتر از گياهان پهن برگ است.ارتباط نزديكي بين حساسيت به تري فلورالين ودرصد ليپيد بذرعلف هاي هرزو گونه هاي مختلف زراعي گزارش شده است.اعتقاد بر اين است كه دي نيترو آنيلين ها ترجيحا به بخش هاي ليپيدي درون بذر رفته واز اين طريق از محل عمل دور مي شوند. علف كش هاي دي نيترو آنلين معمولا در لايه10سانتيمتري بالاي خاك تركيب ميشوند وبه آساني به سمت پايين شسته نمي شوند.بنابراين گياهان زراعي كه بذر درشت دارند ونيز علف هاي هرزي كه ذخيره ليپيد وپروتئين آنها بالاست قادر به رشد ونمو بوده واز منطقه آلوده به علف كش عبور مي كنند.

 خاصيت انتخابي بين گونه هاي باريك برگ و غلات

ريشه هاي اوليه وگره كلئوپتيل(يا طوقه)محلهاي مهم عمل دي نيتروآنيلين ها در غلات وعلف هاي هرز باريك برگ هستند به رغم اينكه جايگاه ريشه هاي اوليه در هردو يكسان است، ولي جايگاه گره كلئوپتيل در بين گندم، جووبرخي علف هاي هرز باريك برگ مانند يولاف و ارزن وحشي ،فرق مي كند.در يولاف وارزن وحشي مزوكوتيل كه كلئوپتيل رابه طرف بالا   مي راند، رشد مي كند در صورتي كه در گندم وجوچنين نيست. طويل شدن مزوكوتيل علف هاي هرز چمني باعث مي شود كه كلئوپتيل حساس به دي نيتروآنيلين در اين علف هاي هرز از بين لايه هاي خاك تيمار شده با علف كش عبور كرده وبه اين صورت علف كش وارد گره كلئوپتيل شده، از تقسيم سلولي جلو گيري نمايد ودر نهايت نيز منجربه مرگ گياه گردد.گندم وجو به آرامي ازبين لايه هاي تيمار شده با اين علف كش ها عبور مي كنند وتنها كلئوپتيل آ»ها در معرض علف كش قرار مي گيرد، كه كلئوپتيل هم نسبت به بازدارندگي علف كش هاي دي نيترو آنلين حساس نيست.

 علائم خسارت

دي نيتروآنيلين ها رشد نوك ريشه را متوقف كرده وباعث بزرگ شدن سلول بدون رشد طولي شده ودر نهايت نوك ريشه منورم مي گردد.از علائم موفق عمل كردن علف كش هاي دي نيترو آنيلين، كاهش سبز شدن بذر علف هاي هرز است. گياهچه هايي كه سبز مي شوند نيز دار اي ريشه هابي بدون انشعاب و بانوك ضخيم است .

سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 |

 

علف کش های شبه اکسینی

 

 

علف کش های شبه اکسینی

    

   معرفی علف کش های شبه اکسینی  اولین علف کشهای الی انتخابی انقلابی در کشاورزی نوین به

  پاکرد.کنترل انتخابی علف های هرزپهن برگ  درمزارع غلات این علف کش ها را به یکی از مهمترین گروه های علف کشی مورد استفاده تبدیل کرده است.واژه اکسین از لفظ یونانی  auxein به معنای افزایش  را اولين بار فريتس ونت در سال 1926 برای توصیف ترکیبی که سبب خمیدگی کلئو پتیل یولاف شده بود  به کار برد. ترکیبات زیادی با گروههای کارکرد متفاوت تحت نام علف کش های اکسینی طبقه بندی شده اند در یک روش طبقه بندی علف کشهای اکسینی به 4 گروه اصلی تقسیم شده اند  که گروه های شیمیایی متفاوتی دارند

  این گروه ها شامل:

فنوکسی الکانوییک اسید ها

بنزوییک ها

پیریدین ها

کوینولین کربوکسیلیک اسید : گروه اخیر به تازگی شناخته شده است که فعالیت شبه اکسینی دارد

   از این گروه می توان به  کوین مراک وکوین کلراک اشاره کر د که سبب اپیناستی دردمبرگها و ساقه ها

   وفنجانی شدن برگها وافزایش بیوسنتزاتیلن در گونه های پهن برگ های حساس میشوند

   فنوكسي ها

علف کشهای گروه فنوکسی جز ترکیبات کلره اسید فنوکسی میباشند که به عنوان علف کشهای به

فرم بنیان اسیدی یا عموما به صورت نمک واستر ها به کار می روند مهمترین ترکیب این گروه

توفوردی یا(2و4 دی کلرو فنوکسی استیک اسید) است .ترکیبات مهم دیگر این گروه:

2,4,5-T

MCPA

2,4-DB

MECOPROP

MCPB

   تفاوت فرمولاسیون

را می توان بااضافه کردن یک قطعه به یک علف کش تشبیه نمود قطعه اضافه شده باعث تغییرویژگی های علف کش می شود که میتواند کاربرد وجذب انها را تحت تا ثیرقرارمیدهد.فرمولاسیون های استری وآمینی هر کدام دارای مزایا ومعایبی می باشند که به خصوصیات شیمیایی انها برمی گردد

 تفاوت فرمولاسیون های استری وآمینی

 

 

       

خاصیت 

 

فرم استری

فرم امینی

حلالیت در روغن

زیاد

کم

حلالیت در اب

کم

زیاد

فراریت

زیاد

کم

ابشویی

کم

زیاد

شستشوی ناشی از باران

کم

زیاد   

گیاه سوزی

زیاد

کم

انتقال از ریشه

به سختی

به اسانی

انتقال در شاخ وبرگ

 سریع

کند

 

ü جذب وانتقال

       به طور کلی در مورد جذب وانتقال علف کش های فنوکسی تحقیقات گسترده ای انجام شده است.جذب وانتقال این گروه ازعلف کش ها تحت تاثیر مولفه هایی مانند فرمولاسیون کوتیکول،گونه گیاهی، ومرحله رشد گیاه وشرایط محیطی و... می باشد .  فنوکسی ها روی شاخ وبرگ به کار می روند متحرک در اوند ابکش وترکیباتی سیستمیک هستند که البته در خاک فعالند . این علف کش ها در اوندهای  ابکش هم رو به بالاو هم رو به پایین حرکت می کنند و  دربافت های در حال رشد سریع تجمع می یابند این توانایی انتقال سبب کارایی بیشتر این علف کشها روی  علفهای هرز چند ساله میشود. علف کشهای فنوکسی توسط ریشه ها نیز جذب می شوند ظاهرادر ابتدا طی  فرایندی فعال جذب می شوند زیرا جذب نسبت به شیب غلظت ودر جه حرارت پایین و شرایط هوازی وبه  همان میزان موانع متابولیکی  به طور بارزی کاهش می یابد

     علف کش های فنوکسی پس از کار برد بر روی شاخ وبرگ بیستر از طریق ساقه هاوارد گیاه می شوند فرمولاسیون استر باعث افزایش جذب این ترکیبات از طریق کوتیکول می شوند. فرمولاسیون آمینی خیلی کند جذب می شوند وبه راحتی توسط باران شسته می شوند .این علف کشها عمدتا از طریق اوند ابکش انتقال می یابنداز انجاکه جهت وسرعت حرکت شیره پرورده درعلف های هرز چند ساله بسته به فصل تغییر میکندلذا حرکت در بهار روبه بالا ست ودر پاییز رو به پایین است.نوع علف کش نیز در سعت انتقال موثر است به طوری که:سرعت انتقال در برخی از علف کشها به صورت زیر می باشد.

2,4DB<2,4,5T<2,4D

<2,4,5T<2,4D<>

 

           نحوه عمل علف کش ها

      علف کشهای شبه اکسینی احتمالابه همان محل های پیوند ایندول استیک اسید متصل میشوندواثرات مشابهی به بارمی اورندالبته مقدارعلف کش های شبه اکسینی  فراهم برای گیاه خارج از کنترل وبدین ترتیب فعالیت شبه اسین ها غیر متعارف است .به طور کلی علف کشها ی شبه اکسینی سبب اختلال دررشد می شوند.ذخایر متابولیکی ازاد وبه محل رشدمعمولا نواحی مریستمی منتقل می شود.اختلال در رشد منجر به پیچ خوردگی و اپیناستی وضخیم وطویل شدن رگبرگ ها وساقه ها می شود.

ازاثرا ت گروه علف کش ها فنوکسی اسید :

1-فعالیت این گروه  مشابه با فعالیت طبیعی هورمون رشد ایندول استیک اسید ظاهر می شود.

2-افزایش درسنتز میزان  پروتیین و میزان DNA , RNA

3-حجیم شدن نابرابرسلول ها

4- افزایش در تولید اتیلن 

5- اپیناستی وکلروزه ونکروزه شدن دربافت های سمپاشی شده




 خاصیت انتخابی علف کشهای شبه اکسینی

     معمولا علف کشهای شبه اکسینی برای کنترل انتخابی علف های هرز پهن برگ در گیاهان زراعی باریک برگ نظیرغلات دانه ریزوچمنزار مورد استفاده قرار می گیرند این علف کش ها معمولا بر روی  شاخ وبرگ استفاده می شوندالبته در مقادیر زیاد به صورت پیش رویشی نیز استفاده می شوند ازنظرخاصیت انتخابی علف کش های شبه اکسینی  به دو گروه تقسیم می شوندالبته در مقادیر زیاد به صورت پیش رویشی نیز استفاده می شوندازنظرخاصیت انتخابی علف کش های شبه اکسینی  به دوگروه تقسیم میشوند.درگروه اول به دلیل اختلاف ناشی ازرهگیری، جذب ، انتقال ،متابولیسم وجدا سازی ضمن حرکت به سوی هدف ومقدارعلف کش رسیده در بین گونه ها متفاوت است .در گروه دوم  حساسیت محل هدف تعیین کننده عمل انتخابی است.حساسیت عمومی گونه های دولپهای وتحمل گونه های تک لپه ای به این علف کش هاعمدتا به تفاوت این دو گروه از نظر مورفولوژی ، سرعت انتقال ومتابولیسم انهامربوط می شود. برای مثال میتوان به تخریب اوند های ابکش در دولپهای ها در نتیجه تکثیر نابهنجار  بافت به دلیل قرارگیری در معرض علف کش شبه اکسینی اشاره کرد.تحمل تحمل گونه های تک لپه ای به دلیل پراکنده بودن اوند ابکش در دستجات احاطه شده با بافت اسکرانشیم و همچنین فقدان کامبیوم ودایره محیطیه حساس است  .

متابولیسم توفور دی در گیاهان:

1-الحاق اسید امینه

2-الحاق قند

3-تغییردر زنجیره جانبی

4-هیدر کسیلاسیون

5- اکسیداسیون

 

 

یکشنبه چهارم مرداد 1388 |

 

نیتریل ها

نیتریل ها                                         

 نیتریل ها جزء گروه سموم بازدارنده فتوسنتز در فتوسیستم 2 هستند.كه در گروه بندي HARCگروهC3 را دارا هستند ودر گروه بتديWSSAدرگروه6 قرار مي گيرند. از علف کشهای مهم این گروه برموکسینیل با نام تجاری پاردنر و آیوکسینیل با نام تجاری توتریل   می باشد. دیکلوبنیل علف کشی است که در خاک بکار میرود وبا جلوگیری از استقرار گیاهچه هر دو گروه علفهای هرز تک لپه و دو لپه را کنترل می کند. این علف کش از سبز شدن بسیاری از علفهای هرز چند ساله نیز جلوگیری می کند.دیکلوبنیل فرار بوده و بسرعت از سطح خاکهای گرم متصاعد می شود. این حالت در اثر بارندگی-آبیاری بارانی و یا اجرای عملیات مکانیکی بلافاصله بعد از بکار بردن علف کش در خاک کاهش خواهد یافت. بروموکسینیل نوعی علف کش بعد از سبز شدن است که عمدتا برای کنترل علفهای هرز پهن برگی که به علف کشهای نوع فنوکسی عکس العملی نشان نمی دهند بکار میرود. مثل:amsinckia tessellata وfagopyrum tataricum. بروموکسینیل جهت استفاده روی گندم-جو-یولاف-چاودار-کتان و... که بتازگی بذر کاری شده باشند به ثبت رسیده است

 رشد و ساختمان گیاه 

دیکلوبنیل بازدارنده قوی رشد-جوانه زنی بذر و سلولهای مریستمی در حال تقسیم می باشد.این علفکش عمدتا روی نقاط رشدی گیاه-نوک ریشه ها وجوانه ها عمل می کند.علایم مسمومیت بوسیله آن شامل تخریب و تورم بافتها و در نهایت نابودی گیاه است.رنگ پریدگی بافتها نیز غالبا مشاهده می شود. میلبرو(1964)اثرات دیکلوبنیل را بر برخی گیاهان زراعی بررسی کرده است. وی توقف رشد و بدنبال آن سیاه شدن ومرگ مریستم انتهایی را گزارش نمود.این محقق در مریستم انتهایی آوندهای آبکشی و بافتهای پوستی چغندر مواد قهوه ای تیره رنگی را شناسایی کرده و اظهار داشت که این مواد احتمالا ملانین می باشند. یکی دیگر از عوارض دیکلوبنیل تیره تر شدن رنگ ظاهری برگها نسبت به حالت طبیعی است که ناشی از افزایش میزان کلروفیل می باشد.این اثر هنگامی دیده می شود که علفکش کمتر از حد کشنده به مصرف برسد.همچنین این سم از انتقال فعال مواد جلوگیری می کند که باعث توقف رشد ریشه همراه با تورم وبیرنگ شدن آن شده وتقسیمات سلولی در قسمت نوک ریشه را بسرعت متوقف می سازد بطوری که در فاصله 4ساعت تعداد سلولها در مرحله اولیه تقسیم  سلولی به %25 حالت طبیعی کاهش می یابد. بروموکسینیل و آیوکسینیل معمولاعلفکشهایی تماسی -برگی محسوب میشوند.خسارت این علفکشها24 ساعت بعد ازمصرف بصورت تاول ونقاط نکروزه ظاهر شده و سپس تخریب شدید بافتهای برگ صورت می گیرد. بعدا ممکن است که در اطراف مناطق نکروزه شده برگ کلروز نیز پدیدار شود

 جذب و انتقال

تحقیقاتی که بوسیله دیویس و همکاران (1967) در مورد  تاثیر  نگهداری  علفکش  بوسیله   برگها  و مورفولوژی گیاه بر روی سمیت  آیوکسینیل  انجام شد نشان داد با وجودی که نگهداری اسپری شده بوسیله برگها عامل مهمی  در تعیین  درجه انتخابی  بودن است  ولی  عامل  اصلی در خاصیت انتخابی  این  علفکش   نمی باشد  .  افزودن   یک   ماده  سورفاکتانت نگهداری علفکش توسط برگها را در کلیه گونه های تحت بررسی افزایش داد و در نتیجه قدرت انتخاب بین خردل و نخود از بین رفت. کارپنتر و همکاران(1964)انتقال آیوکسینیل را در گیاه  هفت بند  (polygonum lapathifolium) مطالعه نمودند.در این آزمایش گیاه در مرحله 5برگی  در داخل لوله های  پلی اتیلنی محصور شده  و برگ چهارم بوته ها در معرض علفکش قرار گرفت . این برگ  با غلظتهای  کمتر از  حد کشندگی  آیوکسینیل تیمار  گردید  و سپس  پوشش  پلی اتیلنی  برداشته شد . سه هفته بعد  لکه های کلروز  برروی  برگها گسترش یافت .این محققین اظهار داشتند که هر چند مقداری از علف کش به برگهای قدیمی تر گیاه انتقال یافت  ولی  میزان  آن  به   مراتب کمتر از علفکش منتقل شده به برگهای جوان بوده است دیویس  و همکاران (1968) با استفاده از دیسکهای برگ پی بردند که آیوکسینیل c14 در خردل بمراتب سریع تر از جو  و  نخود  جذب  می شود . آنها  با اتورادیوگرافی بر روی بوته های سالم نشان دادند که انتقال آیوکسینیل c14محدود می باشد.5  ساعت بعد از  تیمار  حرکت  علفکش  بطرف  قاعده  دمبرگ برگهای  تیمار شده  قابل اندازه گیری  بود  بعلاوه اندکی حرکت آپوپلاستی  بطرف  نوک  برگها  نیز وجود  داشت .  با افزایش  زمان  قرار گرفتن  در معرض علفکش رادیواکتیویته در ساقه منتشر شده و عمدتا در برگهای جوان واقع در قسمت فوقانی ساقه تجمع یافت. چنانچه  برگهای جدیدی در بالای برگ  تیمار شده تولید می شد رادیواکتیویته به درون آنها نیز راه می یافت. این امر نشان دهنده حرکت سیمپلاستی در لوله های غربالی می باشد. هنگامی که تیمار علفکش بر روی  ریشه و از طریق  محلول های غذایی  اجرا گردید رادیواکتیویته در ریشه ها بسیار زیاد بود ولی مقدار جزیی حرکت آپوپلاستی به سمت شاخ وبرگ مشاهده گردید  جذب از طریق شکافهای  روی ساقه موجب  حرکت  شدید رو به  بالا بویژه  در اطراف رگبرگها گردید. شافر و چیلکوت(1970)گزارش دادند  که  طریق اصلی جذب برموکسینیل مسیر کوتیکولی می باشد. دیکلوبنیل نوعی علفکش قبل از خروج از خاک است که علفهای هرز را قبل و یا بلافاصله بعد از سبز شدن آنها از بین می برد ماسین دریافت که دیکلوبنیل تقریبا بصورت یکنواخت بوسیله کلیه قسمتهای هوایی بوته های لوبیا که در اتمسفر اشباع از این علفکش  قرار داشتند  جذب  گردید . جذب  تا  3  روز بصورت ثابت ادامه داشته و سپس کاهش یافت. هنگامی که آنرا روی ساقه های قطع شده بکار گرفت جذب انجام شد ولی حرکت علفکش در آوندهای چوبی بسیار کند بود.در جذب ریشه ای نیز حرکت محدود آپوپلاستی مشاهده گردید

  نحوه عمل

هر گونه  بحثی  در مورد  نحوه عمل  علف کشهای گروه نیتریل باید با توجه بر این مطلب انجام شود که دیکلوبنیل نوعی علف کش عمومی بعد از سبز شدن است  که  می توان  از آن  بصورت  انتخابی  روی گیاهان زراعی  استقرار  یافته استفاده کرد  زیرا این علف کش بکندی نشت کرده و فقط در قسمت سطحی خاک  عمل  می کند  در حالی  که  بروموکسینیل  و آیوکسینیل مواد انتخابی و تماسی هستند که  بر روی شاخ و برگ  گیاهان زراعی و علفهای هرز در حال رشد بکار برده میشوند. دیکلوبنیل  نوعی   بازدارنده  قوی رشد است  و  عمدتا  بر  مریستم ها  اثر می گذارد  .   بروموکسینیل   و  آیوکسینیل باعث بروز کلروز و نکروزه شدن برگها می شوند. جذب بروموکسینیل و آیوکسینیل بوسیله برگها  بسته به گونه گیاهی  بسیار متغیر است  .  بنظر می رسد  که  بالا  بودن رطوبت خاک و رطوبت نسبی زیاد در  هوا و  بکار  بردن  سورفاکتانت ها  جذب  نمکهای  این علفکشها را افزایش داده ولی بر جذب استرهای آنها تاثیری ندارد. انتقال این علفکشها در گیاهان  محدود می باشد  ولی بنظر می رسدکه به میزان جزیی  صورت می گیرد .  انتقال  دیکلوبنیل  در آپوپلاست انجام می گیرد ولی  ظاهرا سرعت آن تابع نوع گونه گیاهی است. با وجودی که بنظرمی رسد دیکلوبنیل اثر ناچیزی  بر انتقال الکترون و فسفوریلاسیون در کلروپلاست و میتوکندری  داشته  باشد  ولی  ترکیبات  هیدروکسی حاصل از تجزیه آن بازدارنده های قوی این واکنشها هستند  . ممانعت از سنتز آنزیم هایی که   تولید آنها  توسط   هورمون  انجام  می گیرد   نیز  در  مورد دیکلوبنیل گزارش شده است جلوگیری  از  سایر  فرآیندهای  بیوشیمیایی  نظیر سنتزRNA-سنتز پروتئین-سنتز چربی –فتوسنتز و تنفس توسط دیکلوبنیل نسبتا ناچیز بوده و اطلاعات موجود در آنها غالبا ضد و نقیض است. بروموکسینیل و آیوکسینیل در تنفس میتو کندری ها و فتوسنتزاختلال ایجاد می کنند

 

جمعه پنجم تیر 1388 |

 

کنترل علف های هرز در سبزیجات

 

                                                                   

 

کنترل علف های هرز در سبزیجات:

وجود علف های هرز از مهمترین مشکلاتی است که تولید سبزیجات را محدود می کند. تقریبا اکثر سبزیجات در هفته های اول پس از جوانه زنی رشد آهسته ای دارند و به همین علت قادر به رقابت با علف های هرز نیستند. برای بسیاری از سبزیجات دوره بحرانی رقابت
علف های هرز 3/1 اولیه دوره زندگی این گیاهان است. اما این دوره متغیر بوده و بستگی به مورفولوژی، سرعت رشد، فاصله کاشت گیاهان، همچنین گونه های علف های هرز موجود در مزرعه دارد. در مزارع
نشاء شده گوجه فرنگی چنانچه علف های هرز طی 30 تا 45 روز پس از کاشت  به  خوبی  کنترل  نشوند  عملکرد  این گیاه کاهش خواهد یافت. اما در مزارعی که کشت گوجه فرنگی به طور مستقیم و توسط بذر انجام می شود باید مزرعه طی 7 تا 9 هفته پس از بذرپاشی عاری از علف هرز باشد. در این مزارع به منظور جلوگیری از غلبه علف های هرزی مثل پیچک بر گیاه زراعی لازم است به مدت 5 هفته پس از کاشت از مزرعه به خوبی مراقبت کرده و با این علف هرز مبارزه کنیم. در مزارع نشاء شده فلفل طی 60 روز اولیه پس از کاشت باید مزرعه عاری از علف هرز باشد. در مزارع کلم حداقل دوره ای که باید با علف های هرز به خوبی مبارزه کرد 7 تا 9 هفته و در مواردی 4 تا 5 هفته اول پس از کاشت است و این مدت برای خیار 5 تا 6 هفته اول توصیه می شود.    

    کنترل علف های هرز در سبزیجات بر کنترل زراعی، شامل تناوب، تهیه مناسب زمین، کشت مخلوط، شخم سطحی بین ردیف های کاشت و استفاده از مالچ کاغذی، پلاستیکی و یا بقایای گیاهی، استوار است. با توجه به اینکه این گیاهان در سطوح کوچک کشت می شوند، شرکت های تولید سم رغبتی برای تولید سموم انتخابی این مزارع نداشته و در صورت نیاز باید از علف کش هایی که برای سایر گیاهان تولید شده است استفاده کرد.

کنترل علف های هرز سبزیجات در خزانه:

بسیار از سبزیجات ابتدا در خزانه کشت شده و سپس نشاء آنها به مزرعه انتقال می یابد. وجود علف های هرز در خزانه، سبزه محصول و رشد گیاهچه را به نصف و یا بیشتر کاهش می دهد. بنابراین برای داشتن گیاهچه هایی قوی باید در این مدت با علف های هرز برخوردی جدی داشت. تهیه مناسب زمین و همچنین رعایت تناوب در خزانه از اقدامات اولیه محسوب می شوند. در این ارتباط کلوخه های بزرگ موجود در بستر بذر باید به ذرات ریز تبدیل شوند تا بذرهای ریز به خوبی جوانه زده و تولید گیاهچه هایی قوی کنند.وجین دستی یکی از راههای کنترل علف های هرز در خزانه محسوب می شود. در مدت یک ماه که نشاها در خزانه به سر می برند باید حداقل سه بار علف های هرز وجین شوند. این کار خسته کننده بوده و علاوه بر این روش زیاد مطمئن و مناسبی به شمار نمی آید. چرا که، طی انجام کار به گیاهچه ها نیز آسیب های زیادی وارد می شود. ضدعفونی خاک توسط متیل بروماید، آلیل الکل و یا دیگر عقیم کننده هاازدیگر راههای کنترل محسوب می شوند. استفاده از این ترکیبات باید دو تا سه هفته قبل از کاشت صورت گیرد. با استفاده از مالچ پلاستیکی نیز می توان اقدام به حذف علف های هرز نمود

 بدین منظور از پلاستیک های شفاف و یا تیره استفاده شده و آنها را به مدت 30 تا 45 روز قبل از کاشت و در طی گرمترین و یا آفتابی ترین روزهای سال در روی زمین مرطوب پهن
می نمایند. اویارسلام از مهمترین علف های هرزی است که با استفاده از این روش به طور کامل از بین نمی رود. استفاده از مالچ تنها 25 تا 40 درصد از جمعیت این علف هرز را کاهش
می دهد و برای به دست آمدن نتیجه کامل لازم است وجین دستی نیز در برنامه کاری قرار گیرد.

با انجام عملیات آبیاری قبل از کشت،جوانه زنی علفهای هرز تحریک و جلو می افتد که به دنبال آن می توان با استفاده از شخم و یا علف کش های پس رویشی، مثل گلیفوسیت نسبت به حذف آنها اقدام کرد. در این صورت کشاورزان می توانند ده روز بعد اقدام به کشت نمایند. در این روش علف های هرز به مقدار زیادی کنترل می شوند و بدین ترتیب نیاز به انجام وجین دستی، کاهش خواهد یافت. 

 برای کنترل علف های هرز موجود در خزانه می توان از علف کش های بی ضرر نیز استفاده کرد و کاربرد این ترکیبات بستگی به وضعیت مالی کشاورزان دارد. کاربرد تیمارهای پیش رویشی دیفن آمید به میزان 2/3 کیلوگرم ماده موثره در هکتار در گوجه فرنگی و داکتال به میزان شش کیلوگرم ماده موثره در هکتار در کلم و پیاز به طور کامل نیاز به وجین دستی را مرتفع ساخته و کیفیت رشد گیاهچه ها را افزایش می دهد. علاوه بر علف کش های فوق می توان از متری بیوزین به میزان 25/0 تا 35/0 کیلوگرم در گوجه فرنگی، پرونامید به میزان 5/2 تا 5/3 کیلوگرم ماده موثره در هکتار در کاهو، پروپاکلر به میزان 2/5 تا 5/6 کیلوگرم در هکتار برای پیاز و گیاهان خانواده شب بو و دیفن آمید به میزان 4 تا 5 کیلوگرم ماده موثره در هکتار برای گوجه فرنگی، فلفل، بادمجان به صورت تیمار پیش رویشی استفاده کرد.

کنترل علف های هرز سبزیجات در کشت مستقیم و یا مزارع نشا شده:

1. تناوب: رعایت یک تناوب صحیح زراعی از بهترین راههای کاهش آلودگی علف های هرز محسوب می شود. گیاهانی که قدرت رقابت بالایی دارند با سایه اندازی روی علف های هرز موجب خفگی آنها می شوند. بنابراین قراردادن این گیاهان در تناوب زراعی به کنترل بسیاری از علف های هرز کمک خواهد کرد. سیب زمینی شیرین از جمله گیاهانی است که می توان از آن بدین منظور استفاده کرد. علاوه بر این، این گیاه تا حدی خاصیت آللوپاتیک داشته و می تواند رشد بسیاری از علف های هرز برگ باریک و جگن ها را تحت تاثیر قرار دهد. کشت متراکم ذرت و سورگوم و تعدادی از گیاهان تیره نخود مثل ماش نیز رشد سریع داشته و می توانند در مدت سی تا چهل روز پس از کاشت
سایه انداز خود را کامل نمایند و بنابراین می توانند در تناوب زراعی قرار گیرند. 

 2.تهیه زمین: تهیه مناسب بستر کاشت بستگی به شناخت کافی از گونه های علف هرز موجود در مزرعه دارد.چنانچه گراسهای چند ساله علف هرز غالب منطقه باشند بهتر است زمین به گونه ای شخم زده شود که ریشه ها، ریزومها و دیگر اندامهای رویشی زیرزمینی این گیاهان به سطح خاک آیند تا در معرض هوا قرار گیرند و در اثر نور خورشید و یا باد خشک شده و از بین روند.چنانچه در مزرعه تراکم علفهای هرز یک ساله بیشتر باشد بهتر است زمین شخم سطحی زده شود در این صورت بذرهای این گیاهان در نزدیک سطح زمین قرار گرفته و اغلب تحریک به جوانه زنی می شوند.شخم عمیق باعث دفن بذر علفهای هرز شده و به طور معمول جوانه زنی آنها را به تاخیر می اندازد.این امر باعث می شود که بذرها به خواب رفته و تا زمانی که به سطح آورده شوند جوانه نخواهند زد. 

3. کشت تاخیری و کشت مخلوط: در سیستم کشت تاخیری،قبل از برداشت محصول اول اقدام به کاشت محصول دیگر می شود.در این شرایط برای جلوگیری از وارد آمدن خسارت به گیاه دوم باید در سرتاسر دوره رشد گیاه اول با علفهای هرز مبارزه کرد.کشت مستقیم بذر و یا نشا سبزیجات در بین ردیفهای برنج در بعضی مناطق رایج است.این کار بلافاصله پس از آخرین مرحله خروج آب از مزرعه و تقریبا دو هفته قیل از برداشت صورت می گیرد.در کشت مخلوط دو گیاه همزمان کشت می شود که،برای کاهش خسارات علفهای هرز معمولا یکی از گیاهان ارتفاعی بلندتر داشته و به خوبی روی
 علفهای هرزسایه می اندازد. برای کشت مخلوط،گیاهان مختلفی را می توان مورد استفاده قرار داد. در این ارتباط می توان به موارد زیر اشاره کرد:        

1- ماش به همراه ذرت
2- گیاهان خانواده شب بو به همراه کرفس، گوجه فرنگی و یا پیاز
3- هویج به همراه کاهو، پیاز، تره فرنگی و یا نخود
4- خیار به همراه بادمجان،تربچه،نخود و یا آفتابگردان
5- پیاز و یا سیر به همراه گوجه فرنگی،کاهو و یا هویج
6- گوجه فرنگی به همراه پیاز،کاهو،جعفری،هویج،تربچه
7- تره فرنگی به همراه پیاز،کرفس و یا هویج  
 

4. استفاده از مالچ : کاغذهای مخصوص،پلاستیک سیاه،کاه و کلش و بقایای گیاهی از مهمترین مواردی هستند که
می توان با استفاده از آنها از رشد و گسترش علفهای هرز جلوکیری کرد. بدین منظور بقایای گیاهی را به قطعات کوچک خرد کرده و سپس آنها را قبل از جوانه زنی
علف های هرز، بین ردیف های کاشت پخش می نمایند. میزان کنترل علف هرزتوسط مالچ بستگی به گونه علف هرز دارد. به عنوان مثال علف هرز اویارسلام، در حین جوانه زنی حتی قادر به سوراخ کردن مالچ های پلاستیکی است و بنابراین برای کنترل کامل آن لازم است وجین دستی را نیز در دستور کار قرار داد.     

کنترل شیمیایی: هرچند که برای کنترل علف های هرز سبزیجات علف کش های انتخابی مناسبی وجود ندارد، اما می توان در برخی از مزارع با استفاده از علف کش های موجود اقدام به کنترل آنها کرد. دراین ارتباط ازعلفکش ها بیشتر به صورت رفتار نواری استفاده شده و به طور سراسری پخش نمی شوند. بدین ترتیب علف های هرز موجود در ردیف های کاشت توسط علف کش به علفهای هرز موجود در بین ردیف های کاشت توسط کولتیواتور شخم سطحی زده می شوند.

مهمترین علف کش هایی که در سبزیجات مورد استفاده قرار می گیرند به شرح زیرند:

1. در مزارع کاهو از علف کش بنفین با نام تجارتی بالان و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک استفاده می شود. از دیگر علف کش های مناسب این مزارع می توان به تیوبنکارب
(تا 10 روز بعد از کاشت)، پرونامید (پیش کاشت، پیش رویشی و پس رویشی) و تریفلورالین (پیش کاشت آمیخته با خاک) اشاره کرد.

2. بنفین به میزان 3/1 تا 7/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتار، به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک برای کنترل علف های هرز موجود در مزارع کاهو و لگوم ها.

 3. پروپاکلر به میزان 5/6 تا 8/7 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزارع نشا شده و یا کشت مستقیم پیاز، سیر و گیاهان خانواده شب بو.

4. تریفلورالین به میزان 1 تا 5/1 کیلوگرم در هکتار، به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک در مزارع نشا شده گوجه فرنگی، فلفل، بادمجان و بامیه و همچنین مزارع کشت مستقیم گیاهان خانواده شب بو، لگوم ها، چتریان و سیر کاربرد دارد.

5. در کاشت اسفناج می توان از علف کش های سیکلوات با نام تجارتی رونیت و به صورت پیش کاشت، همزمان با کاشت و یا بلافاصله بعد از کاشت و آمیخته با خاک و یا از فن مدیفام با نام تجارتی اسپین-اید یا بتانال به صورت پس رویشی و بعد از اینکه اسفناج به مرحله 4 تا 6 برگ حقیقی رسیده و علف های هرز در مرحله دو برگی حقیقی باشند استفاده کرد.

 6. دی،سی،پی آ  با نام تجارتی داکتال به میزان 5/7 تا 9 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزراع کشت شده و یا نشا شده گیاهان تیره شب بو، پیاز، سیر، کاهو، لگومها و گیاهان خانواده چتریان. از این علف کش به میزان 04/5 تا 7/11 کیلوگرم در هکتار به صورت پس رویشی و یا بعداز نشا کاری بادمجان ( چهار تا شش هفته بعد از نشا و یا در کشت مستقیم و هنگامی که گیاه به ارتفاع ده تا پانزده سانتیمتر رسیده است ) استفاده می شود.

7. دیفن آمید به میزان چهار تا پنج کیلوگرم ماده موثره در هکتار که به صورت پیش رویشی در مزارع کاشت شده و یا نشا شده گوجه فرنگی، فلفل و بادمجان مورد استفاده قرار می گیرد.   

 8. کلرامبن به میزان 4/2 تا 4/3 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزارع کدو،کدو تنبل و مزارع نشا شده فلفل.

9. لینوران به میزان یک تا یک و نیم کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی، یا در اوایل پس از جوانه زنی در گیاهان تیره چتریان ،پیاز و سیر.    

مهترین علف کش های مورد استفاده در مزارع گوجه فرنگی به شرح زیر هستند :

1. EPTC با نام تجارتی اپتام به میزان 2/3 تا 8/4 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک در مزارع نشایی به کار می رود.

2. بوتاکلر با نام تجارتی ماچتی به میزان دو کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزارع نشایی استفاده می شود.

 3. تریفلورالین با نام تجارتی ترفلان که به میزان 56/0 تا 12/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک در کشت مستقیم و یا مزارع نشایی و به منظور کنترل علفهای هرز باریک برگ و پهن برگ به کار می رود. در مزارع نشایی این علف کش باید قبل از نشا کاری با خاک آمیخته شده و بعد از کاشت نهالها توصیه نمی شود.  

 4. دی سی پی آ با نام تجارتی داکتال که به میزان 04/5 تا 7/11 کیلوگرم در هکتار به صورت پس رویشی و یا بعد از نشا مورد استفاده قرار می گیرد. کاربرد این علف کش چهار تا شش هفته بعد از نشا کاری و یا هنگامی است که ارتفاع بوته ها در کشت مستقیم به ده تا پانزده سانتیمتر رسیده باشد. این علف کش می تواند بسیاری از علفهای هرز پهن برگ و باریک برگ را از بین ببرد.

5. ستوکسیدیم با نام تجارتی پوست که به میزان 11/0 تا 33/0کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پس رویشی جهت کنترل علفهای هرز باریک برگ یک ساله و چند ساله توصیه می شود.

 6. متری بیوزین با نام تجارتی سنکور و یا لکسون که به میزان 2/0 تا 35/0 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی و یا در اوایل جوانه زنی در کشت مستقیم مورد استفاده قرار می گیرد.کاربرد پس رویشی این علف کش تا قبل از پیداش پنجمین برگ حقیقی گوجه فرنگی توصیه نمی شود.در این تیمار اندمهای هوایی گوجه فرنگی نبابد در معرض مستقیم سم قرار گیرند.

7. ناپرپامید با نام تجارتی دورینول که به میزان 12/1 تا 24/2 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک و به منظور کنترل تعدادی از علفهای هرز پهن برگ و باریک برگ استفاده می شود.برای نمونه به کنترل علف های هرز مزارع پیاز،کلم و گوجه فرنگی اشاره می شود.

 کنترل علف های هرز مزارع پیاز:

در اکثر مناطق پیاز در اوایل بهار کشت شده و در کشت بهاره جوانه زنی و رشد کندی دارد. علاوه بر این از آنجا که این گیاه دارای برگ های استوانه ای شکل است در طول دوره رشد نیز قادر به رقابت با علف های هرز نیست.بنابراین کنترل علف های هرز در طی جوانه زنی و در مدت 32 تا 56 روز اولیه از اهمیت خاصی برخوردار است. این مهم از طریق کاربرد صحیح علف کش ها
امکان پذیر است. بدین منظور باید ابتدا از علف کش های پیش رویشی استفاده کرده و چهار تا شش هفته بعد این عمل را تکرار نماییم.

 انتخاب علف کش اولیه ای که به صورت پیش رویشی مصرف می شود به مقدار زیادی بستگی به نوع خاکی دارد که گیاه در آن رشد کرده و تکرار سمپاشی نیز بستگی به مشکلات ایجاد شده توسط علف های هرز و مرحله رشد گیاه دارد.میزان آسیب ناشی از کاربرد علف کش های پس رویشی نیز بستگی به تشکیل لایه موئی روی برگ دارد و چنانچه شرایط برای تشکیل این لایه وجود نداشته و یا در سطح برگ خراشهای ناشی از ضربات مکانیکی وجود داشته باشد، امکان ایجاد خسارت زیادتر خواهد بود.

برای کنترل علف های هرز مزارع پیاز می توان علف کش های زیر را توصیه کرد:

1. ایوکسنیل: با نام تجارتی توتریل، علف کشی است تماسی که به میزان 3 لیتر در هکتار علیه علف های هرز
پهن برگ توصیه می شود.

2. برموکسینیل که به میزان 28/0 تا 41/0 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت،پیش رویشی (حداقل سه تا چهار روز قبل از جوانه زنی ) و پس رویشی ( در مرحله ظهور دو تا پنج برگ حقیقی پیاز ) برای کنترل علف های هرز پهن برگ توصیه می شود.

 3. پروپاکلر به مقدار 4/4 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و پیش از جوانه زنی برای کنترل علف های هرز یک ساله. بهترین نتیجه هنگامی به دست خواهد آمد که
علف های هرز جوانه زده و یا دقیقا در هنگام جوانه زنی باشند.

4. تری آلات به میزان 4/1 تا 7/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش کاشت و آمیخته با خاک برای کنترل یولاف وحشی.

 5. داینوسب به مقدار 8/2 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پس رویشی و برای کنترل علف های هرز پهن برگ و در مرحله گیاهچه ای کاربرد دارد.سمپاشی باید در مرحله ای که گیاه زراعی سه برگه است صورت گیرد.

6. سیکلوکسیدیم: با نام تجارتی فوکوس ازدیگرعلف کشهای انتخابی و سیستمیک مزارع پیاز است که به میزان 1 تا 5/1 لیتر در هکتار و به صورت پس رویشی و بعد از مرحله چهار تا پنج برگی علف های هرز باریک برگ به کار می رود.

 7. کلرپروفام به مقدار 7/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتاربه صورت پس رویشی و برای کنترل علف های هرز یک ساله قابل توصیه است. این علف کش هنگامی مورد استفاده قرار می گیرد که گیاه زراعی دارای دو تا سه برگ حقیقی باشد.

کلرپروفام برای خاکهای شنی و سبک توصیه نمی شود.بجز علف های هرز stellaria   media و Urtica   urens   کلرپروفام قادر به کنترل علف های هرز مستقر شده نخواهد بود.  

کلم ها ( کلم و گل کلم ):

برای کنترل علف های هرز این سبزیجات ، علف کش های پیش رویشی مفید هستند . استفاده از علف کش CDEC  به تنهایی یا مخلوط با CIPC موثر است و آسیبی هم به این محصولات وارد نمی کنند.

 گوجه فرنگی:

استفاده پیش از کاشت از علف کش  EPTC به میزان 2 کیلوگرم در هکتار برای مبارزه با علف های هرز گوجه فرنگی مفید است . گزارش شده است که چنانچه از علف کش های تریفلورالین یا نیترالین به صورت قبل از کاشت (مخلوط با خاک ) استفاده شود، نوید بخش بسیار خوبی در کنترل علف های هرز پهن برگ و باریک برگ
می باشد. 

صیفی جات:

استفاده از NPA در کنترل علف های هرز کرتهای این گیاهان بسیار موثر است. گزارش می شود که تیمار پیش رویشی آن به میزان 4 تا 9 کیلوگرم در هکتار بر حسب ماده موثره کاملا موثر بوده است. برای تیمار پس از سبز شدن آن به 4 تا 6 کیلوگرم در هکتار علف کش نیاز
می باشد. 

 حبوبات :

سویا

سویا از نظر اقتصادی از مهمترین بقولات دنیا محسوب می شود. سویا از مهمترین گیاهان پروتئینی دنیا و همچنین مهمترین منبع تامین کننده روغن نباتی در ایالات متحده است. نتایج حاصل از چهارده مطالعه مختلف نشان داد که می توان یک دوره بحرانی پنج هفته ای برای سویا مشخص نمود. چنین به نظر می رسد که سویا نیازمند یک دوره سه هفته ای عاری از علف هرز پس از سبز شدن است و می تواند برای هشت تا نه هفته رقابت علف های هرز را بدون کاهش عملکرد تحمل نماید. هریسون و همکاران دریافتند که مداخله ناشی از دم روباهی تحت شرایط مطلوب رشد (بارندگی کافی )در سال اول و دوم، به ترتیب پانزده و سی روز پس از سبز شدن باعث کاهش تجمع ماده خشک در سویا می شود. در آزمایش دیگری مشاهده شد که چنانچه گاو پنبه (Abutilon theophrasti Medick ) بیست و یک تا بیست و سه روز پس از سویا سبز شود، تاثیری بر رشد و عملکرد گیاه زراعی ندارد. اهمیت کاهش عملکرد ناشی از گاو پنبه بستگی به تراکم این علف هرز دارد، به طوری که تراکم های بالاتر علف هرز باعث تلفات بیشتر در مراحل اولیه رشد گیاه زراعی می شود. دکر و مگیت اظهار داشتند که موفقیت گاو پنبه در رقابت با گیاهان زراعی ( سویا ) به دلیل قدرت انطباق آن با سیستم های تک کشتی و مخلوط از طریق کاهش جمعیت خود (مرگ و میر ) است. نتیجه این سازش پذیری این است که هنگام رقابت سویا با گاو پنبه، جمعیت سویا متشکل از گیاهان کوچک و کم بازده است، در حالی که جمعیت گاو پنبه دارای تعدادی گیاهان بزرگ و با بازدهی بالاست.     

برای کنترل قیاق ( ( Sorghum halopense یک دوره بحرانی بین هفته چهارم و پنجم بعد از کاشت مشخص شده است که مشابه با تنیجه به دست آمده توسط برن ساید برای مخلوطی از علف های هرز یک ساله است. وی دریافت که کنترل علف های هرز، دو تا چهار هفته بعد از کاشت، از تاثیر منفی آنها بر سویا جلوگیری می نماید. بنابر اظهار، مهمترین زمان کنترل علف های هرز ماه اول بعد از کاشت است، اما اطلاعات موجود حاکی از عدم نیاز به کنترل علف های هرز در دو هفته اول بعد از کاشت است.     

کوبل و همکاران نشان دادند که رقابت علف هرز گونه (Ambrosia artemisifolia ) شش هفته و یا کمتر از شش هفته بعد از سبز شدن باعث کاهش عملکرد سویا نمی شود. کنترل علف های هرز در صورت وجود آب کافی در ابتدای فصل رشد برای مدت چهار هفته و در فصل خشک که سبز شدن اولیه علف های هرز با تاخیر انجام می شود برای مدت دو هفته کافی بود. بنابراین دوره بحرانی علف های هرز معمولا بین چهار و شش هفته بود.

 بلومبرگ و همکاران نیز تاثیر وجود آب کافی را بر رقابت علف هرز توق (Xanthium strumarium ) در سویا نشان دادند. آنها اظهار داشتند که حداکثر عملکرد سویا زمانی به دست آمد که علف های هرز آن بری مدت چهار هفته کنترل شد. همین شرایط برای کنترل علف هرز کاسیا (Cassia obtosifolia ) ، یولاف وحشی (Avena fatua ) و یک گونه علف هرز یک ساله در تایوان نیز پیشنهاد شده است.

 برای کنترل نوعی علف هفت بند (Polygonum pensylvanicum )،آفتابگردان(Helianthus annus ) و گاوپنبه نیز یک دوره بحرانی مشخص بین چهار و شش هفته پس از سبز شدن سویا توسط سایر پژوهشگران گزارش شده است.

این اطلاعات به همراه سایر مطالعاتی که به آنها اشاره شد بیانگر این است که سویا دارای یک دوره بحرانی بین چهار و شش هفته پس از سبز شدن است. این مدت به دلیل شروع دیرتر و پایان زودتر کنترل، کوتاهتر از مدت زمانی است که توسط زیمبدال گزارش شده است.  

منابع:         References:       

  •  راشد محصل، م. ح.، ح. نجفی، و م. ه. اکبرزاده. 1380. بیولوژی و کنترل علفهای هرز. انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. 263 الی 269.
  •   راشد محصل، م. ح.، ک. وفابخش. 1378. مدیریت علمی علفهای هرز. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. 108.
  •   کوچکی، ع.، ح. ظریف کتابی و ع. ر. نخ فروش. 1380. رهیافتهای اکولوژیکی مدیریت علفهای هرز. (ترجمه). انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. 173 الی 175.
  •   میر شکاری، ب. 1382. علف های هرز و مدیریت آنها. انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. 180 الی 460. 

 

سه شنبه پنجم خرداد 1388 |

 

دانلود نرم افزار